گلستان ارم،

روايتي از هويت ايراني قفقاز

 

«گلستان ارم» اثر معروف عباسقلي‌آقا باكيخانوف از منابع مهم، پر اهميت و قابل تأمل در تاريخ منطقه قفقاز است.

اين اثر كه دربرگيرنده اطلاعات ارزشمندي در خصوص تاريخ آران از دوران باستان تا زمان آغاز جنگ هاي ايران و روس مي‌باشد، بارها محل رجوع پژوهشگران،جغرافي‌نويسان و تاريخ دانان قرار گرفته است.

علي‌رغم اين اهميت و وجود اطلاعات دست اول در آن، كتاب گلستان ارم هنوز در هاله‌‌اي از ناشناختگي ـ بويژه در بين طيف گسترده مردم ـ قرار دارد.

 نويسنده اين مقاله ضمن معرفي گزيده و در عين حال جامع اين كتاب، معتقد است مي‌توان با بررسي زواياي  مختلف و گونه‌گون اين اثر، اطلاعات تازه‌‌تري دربارة تاريخ قفقاز (دين، زبان، فرهنگ، و...) و سير حوادث آن  به دست آورد.

وي عقيده دارد دربارة بخش پاياني  گلستان ارم كه شامل ذكر نام و شرح احوال  برخي از شاعران و عارفان منطقه است، از حيث «مطالعات مكتب ادبي ـ عرفاني قفقاز» بايد تحقيقات مستوفايي انجام پذيرد.

كتاب گلستان ارم نوشته عباسقلي آقا باكيخانوف (قدسي باكويي 1208-1264 قمري) اگر چه در ظاهر به بررسي تاريخ شيروان و داغستان مي‌‌پردازد منتها به عنوان منبع مهم و دست اولي از ناگفته‌هاي تاريخ قفقاز از دورة باستان تا حيات مؤلف (اوايل سدة نوزدهم ميلادي) به شمار مي‌رود.

با توجه به تاريخ ديرين سرزمين‌هاي قفقازي ايران و وقوع حوادث مهمي در بطن اين سرزمين ـ از دورة باستان تا سال‌هاي اخير ـ بررسي گذشته و شناخت ديرينة اين منطقه از جهان، اهميت ويژه‌اي براي خود دارد.

مطالعه كتاب‌هاي تاريخي، حكايت از قدمت مناطقي چون شيروان و داغستان دارد، منتها براساس يافته‌ها و نوشته‌هاي مؤلفِ «گلستان ارم» در اين سرزمين از گذشته‌هاي دور، زندگي شهرنشيني و روستانشيني رشد يافته و كانون بزرگ تمدن شكل گرفته است. شايد به همين دليل است كه اين مناطق سالها مورد توجه جهانگردان و باستان شناسان  بوده است؛ سرزميني كه در جوار بين‌النهرين قرار دارد.

كتاب گلستان ارم با توجه به ذكاوت و هوشياري مؤلف آن، نخستين كتاب در عرصة تاريخ قفقاز است كه به شيوة علمي  تدوين و تأليف شده است.

مؤلف كتاب، اين شيوه را از مطالعه متون غربي الگو برداري كرده است.شيوه‌اي كه مبتني بر ارجاعات متعدد به منابع تاريخي مي‌باشد. چنانچه از محتواي گلستان ارم بر مي‌آيد،  مؤلف سخت ‌كوش آن، كتاب خود را پس از مطالعه بسياري از منابع عربي، انگليسي و فارسي  تأليف كرده است . او در موارد متعدد به نقد اين آثار نيز مي‌پردازد.

عباسقلي‌آقا باكيخانوف  كتاب گلستان ارم را در يك مقدمه، پنج بخش (يا طبقه ) و يك خاتمه تدوين و به زبان فارسي  تأليف كرده است. اين بخش‌ ها به قرار ذيل مي‌باشد:

اول: تاريخ شيروان و داغستان از ادوار قديم تا پيدايش خلافت و تصرف اين اراضي به دست اعراب.

دوم: آغاز حيات اسلام در مناطق قفقاز تا آغاز هجوم مغول.

سوم: ذكر حوادث  حملة مغول تا پيدايش صفويان و شروانشاهان.

چهارم: بيان تاريخ صفويه تا درگذشت نادرشاه افشار.

پنجم: مسئله جانشيني نادرشاه تا جنگهاي ايران و روس و انعقاد عهدنامة گلستان.

خاتمه: ذكر نام فضلا، شعرا و علماي اين مناطق و برخي شهرهاي همجوار .

چون گلستان ارم نخستين اثر تحقيقاتي  تاريخ شيروان و داغستان است، بنابراين مؤلف از آثار مورخان،جهانگردان و جغرافي‌دانان بيشماري استفاده كرده و مدارك گرانبهايي گرد نموده است. دقت مؤلف به حدي بوده كه حتي از مطالعه و مشاهده سكه‌هاي قديمي نيز غافل نمانده است. البته در اين ميان نبايد اهميت كتاب‌شناسي آثار مورد استفاده مؤلف گلستان ارم را ناديده گرفت.

 برنگارنده اين سطور دانسته نيست كه از چه رو، عباسقلي آقا باكيخانوف در بيان حوادث  دوران تسلط اعراب و ورود اسلام به تفصيل سخن مي‌گويد، منتها از تاريخ سلجوقيان و خوارزمشاهيان اطلاعات اندكي به دست مي‌دهد.

البته شايد بتوان «قلت آثار  مربوط به تاريخ خوارزمشاهيان و سلجوقيان و عدم دستيابي مؤلف به همين منابع اندك» از يك سو و «اهميت تاريخ ورود اسلام به ايران نسبت به حوادث دورة سلجوقي و خوارزمي» را از سوي ديگر، دلايل اين مسئله دانست. در همين حال بايد اذعان داشت مؤلف گلستان ارم در كتاب خود اهميت زيادي  به تاريخ صفويه قايل مي‌شود، البته اصولاً عباسقلي‌ آقا هر قدر  به دوران معاصر نزديك مي‌شود به تفصيل سخن مي‌گويد؛ چنانچه «طبقه خامسه» كتاب كه در بيان روابط ايران و روس و جنگ‌هاي اين دو كشور است، مفصل‌ترين بخش گلستان ارم محسوب مي‌شود. باكيخانوف خود در اين ايام زنده بود و شاهد مستقيم حوادث به شمار مي‌رود.

با همه اين تفاصيل، اشارات مؤلف به آداب و رسوم مردمان نواحي قفقاز و بررسي مسايل اقتصادي و سياسي اهالي شيروان و داغستان، اطلاعات جغرافيايي، و تاريخ سلسله‌هاي  حاكم، و عقايد ديني ساكنان اين مناطق و مباحثي از اين دست، براي نخستين بار به شيوه‌اي منظم در گلستان ارم به بحث گذاشته شده‌اند.

گلستان ارم افزون بر اطلاعات دست اول تاريخي، مشحون از يك سلسله دانستني‌هاي جغرافيايي، اسامي شهرها و روستاهاست. حتي مؤلف از بررسي ريشة لغوي اسامي برخي شهرها و روستاها غفلت نكرده است. از سويي مسئله قدمت و ديرينگي شهر بادكوبه، ظاهراً براي اولين بار  توسط عباسقلي‌‌آقا باكيخانوف مطرح مي‌شود. او حتي معتقد است كه شهر بزرگي بين باكو و سليان وجود داشته كه هم اينك زير آب رفته است.

بخشي از مندرجات گلستان ارم مربوط به ارتباطات ميان شهرها و ساكنان نواحي مختلف منطقه مي‌باشد. در قسمتي ديگر مؤلف  به تحليل نظام اداري حكومت‌هاي مختلف مي‌پردازد. مثلاً وي عقيده دارد كه تمركز امور دولتي در دوره ساسانيان و به ويژه در زمان انوشيروان و انجام برخي  اصلاحات ديواني، بسيار كار ارزشمندي بوده است.

يكي از نكات قابل توجه دربارة گلستان ارم، تأليف آن به زبان فارسي است.البته با تأملي اندك در آثار باقيمانده از آن ايام مي‌توان پي به اين نكته مهم برد كه غالب آثار بوجود آمده در قفقاز ـ در اين ادوار ـ به زبان فارسي تأليف شده است. از جمله درهمين موضوع تاريخ جنگهاي ايران و روس بايد از كتاب گرانسنگ مآثرسلطانيه كه اندكي پيش از  «گلستان ارم» تأليف  شده است نام برد. اهميت اين مسئله به حدي است كه بدانيم امروزه  عده‌اي درصدد تلقين اين نكته‌اند كه شاعران بزرگي چون نظامي و خاقاني  ناخواسته و تحت‌الاجبار  به زبان فارسي شعر سروده‌‌اند.

جالب اينكه مولف گلستان ارم تصريح ميكند كه بجز شش طايفه از اهالي ولايت باكو ، همه طوايف باكو تات و فارسي زبان هستند .

تأليف و تصنيف آثار متعدد به زبان فارسي كه خاستگاهشان سرزمين‌هاي قفقازي ايران بوده نشانگر جريان شعر و ادب و زبان فارسي در اين ناحيه مي‌باشد  اين در حالي است كه هم اينك ـ در اثراستحاله فرهنگي ـ حتي  يك اثر به زبان فارسي در اين مناطق بوجود نمي‌آيد. ترديدي دراين نكته نيست كه افزون بر نظامي‌ها و خاقاني‌ها، بزرگاني چون شمس‌تبريزي، شيخ محمود شبستري، صاحب روضه‌الاطهار[ملاحشري] و صدها مؤلف ديگر كه از ناحيه آذربايجان ايران و يا قفقاز ( ايران شمالي )  برخاسته‌اند، آثار  خود را به زبان ملي و زبان ميهني خود يعني «فارسي» تأليف كرده‌‌اند.

خوشبختانه آثار  علمي متعدد و فراواني  در خصوص اثبات جريان زبان فارسي در سده‌هاي اخير در منطقه قفقاز  بوجود آمده است كه ديگر نيازي به بيان مقدمات دلايل اين مسئله نمي‌‌باشد. البته كافي است اين نكته را در نظر گرفت كه:

سخت‌گيري و تعصب‌ خامي است

تا جنيني كار خون آشامي است

 

چون غرض آمد، هنر  پوشيده شد

صد حجاب از دل به سوي  ديده شد...

فصل پنجم گلستان ارم كه به بيان تاريخ روابط ايران و روس مي‌پردازد با توجه به حضور مؤلف در متن حوادث از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. اين  بخش از كتاب با ‎آغاز سلطنت شاهرخ ميرزا ـ به جانشيني نادر شاه ـ‌ آغاز مي‌‌شود.

مطالب مربوط به حضور روسيه نيز از «قرار ملاقات فتحعلي خان با اركلي خان والي گرجستان» شروع مي‌شود. ظاهراً منبع عمدة باكيخانوف در اين اثر افزون بر مشاهدات خود، كتاب مآثر سلطانيه اثر مفتون دنبلي مي‌باشد. وي در چند مورد از اين اثر ياد مي‌كند.(1)

مؤلف گلستان ارم با يادآوري استقرار شاهزادگان قاجار در نواحي باكو، گنجه، ايروان، قراباغ و... خاطر نشان مي‌كند كه اختلافات داخلي شاهزادگان در ادارة امور كشور، از دلايل ضعف دولت مركزي و در نتيجه فروپاشي اركان استقلال ايران است. اين فروپاشي هم نتيجه‌اي جز واگذاري بخش‌هاي وسيعي از خاك كشور  به دولت روسيه ندارد.

به گفتة باكيخانوف شاهزادگان به حدي از رموز مهم كشورداري و سياست مُدن و نيز حوادث منطقه فاصله داشتندكه در ميان درگيري‌ها و كشمكش‌هاي داخلي، ناگهان «خبر آمدن لشكر  روس‌» را مي‌شنوند!

باكيخانوف در بيان تجاوزات روس‌به حدي احساسات نشان مي‌دهد كه روسيه را با لقب تحقير آميز «امپرا توريچه» مي خواند. امپراتوريچه‌اي كه به نظر وي «در سنة يك هزار و دويست و ده

(1796 .م) بناي  جنگ با ايران گذاشت.(درستي اين تاريخ جاي بررسي دارد.)

از نكات جالب توجه در اين تاريخ افشاي مسئله فرار برادر آقامحمد خان قاجار به سمت روسيه مي‌باشد. مرتضي قلي‌خان قصد داشت به سلطنت ايران برسد و به همين منظور به دولت روس پناهنده مي‌شود. البته او يك سال پس از پناهندگي،به هلاكت مي‌رسد.

در بيان ماجراي جنگ‌هاي  ايران و روس، بخش‌هايي از كتاب به ذكر رشادت‌ها و شجاعت‌هاي عباس‌ميرزا نايب السلطنه اختصاص دارد. سرتاسر نوشته‌‌هاي  باكيخانوف (و همچنين مفتون دنبلي درمآثرسلطانيه) مشحون از دليري‌ها و جوانمردي‌‌هاي عباس ميرزا است . اين شاهزاده غيرتمند ايراني، از نادرترين سربازان لشكر ايران بوده كه در جنگ با روس‌ها تا آخرين لحظه مقاومت كرده و صحنه نبرد  را ترك ننموده است.(2)

رشادت‌هاي عباس ميرزاي نايب‌السلطنه درحالي صورت مي‌گيرد كه به نوشتة باكيخانوف شهرهاي مهم دربند و باكو بر اثر خيانت عده‌اي از شاهزادگان وطن فروش و غلامان نادان به تصرف روسيه درمي‌آيد و يا شهر شكي به دليل «عشرت طلبي فرمانرواي منطقه؛ سليم خان» سقوط مي‌كند.(گلستان ارم ـ ص 214)

روايت مؤلف  گلستان ارم از جنگ‌هاي ايران و روس به «شب‌ عاشورا؛ اول  كانون 1228 ق» مي‌رسد. شبي كه ظاهراً روس حمله نهايي  خود را آغاز مي‌كند و در پي آن بسياري از لشكريان ايران به شهادت مي رسند.

شاه با مشاهده اين شكست طاقت سوز «اظهار ميل به صلح» مي نمايد و ابوالحسن شيرازي به نمايندگي از ايران و سردار رتيشچوف از لشكر روس در قرية گلستان از توابع قراباغ «عهدنامه‌اي  ميان دولتين ايران و روس» منعقد مي‌كند.

براساس اين عهدنامه( عهدنامه ننگين گلستان ) ننگين و شرم‌ آور «دولت ايران  به اختصاص ولايات گنجه و قراباغ و طالش و شكي و شيروان و باكو و قبه  و دربند و همه داغستان و گرجستان و طوايف همجوار آن به دولت روس اقرار مينمايد و امپراتور روس نيز متعهد گشت كه شاه هر كدام از اولاد خود را كه وليعهد سازد به اعانت و استقرار امر او بپردازد»! (گلستان ارم ـ ص 221)

پايان بخش گلستان ارم دربيان شرح احوال كساني از قفقاز است كه صاحب طبع و قريحه شاعري بوده‌‌اند و يا تأليفاتي در دانش‌هاي گوناگون داشته‌اند.

اين بخش از كتاب كه از حيث  اطلاعات ادبي  و تاريخ ادبي ايران در خور توجه و تأمل است،

با بيان توضيحاتي  در خصوص مشاهد متبركه و امامزادگان خطة قفقاز و اران آغاز مي‌شود.

سپس  به معرفي جمعي از عرفا و شعراي آن ديار پرداخته مي‌شود. نخستين كس، مولانا ابوعبدالله علي بن محمد باكويي است. وي از عارفان طراز اول قفقاز بوده و ظاهراً با ابوسعيد ابي‌‌الخير مراوده داشته است.

در ادامه از بزرگاني چون مهستي گنجوي ، نظامي، خاقاني، فلكي شرواني، مجير بيلقاني، عبدي شيرواني و... سخن مي‌رود.خوشبختانه عباسقلي آقاباكيخانوف نظر به علاقه‌اي كه به شعر  و ادب داشته است، هر چند مختصر، نمونه‌اي از اشعار اين شاعران را ذكر مي‌كند. البته بايستي در يك تحقيق جداگانه و دقيق، در باب اهميت اين بخش از كتاب سخن راند. تنها به ذكر همين نكته اكتفا مي‌شود كه از انتخاب نمونه اشعار و حتي نام شاعراني كه صاحب گلستان ارم، گزينش كرده است مي‌توان به علايق معنوي و گرايشات عرفاني  وي پي برد.

البته نبايد اهميت ذكر نام تعداد قابل توجهي از عارفان خطّة قفقاز را در اين كتاب ناديده گرفت.

اين اثر از حيث مطالعات «مكتب عرفاني قفقاز» قابل توجه است.

تهية متن علمي و منّقح از «گلستان ارم» چند سال پيش از سوي فرهنگستان علوم باكو به آقاي عبدالكريم عليزاده از نويسندگان ايران شمالي پيشنهاد شد و ايشان با مقايسه چند نسخة خطي، متني پاكيزه از اين اثر در اختيار علاقمندان قرار داد.

متن منّقح اين اثر به سال 1383 براي نخستين بار در يك‌هزار شمارگان و 271 صفحه از سوي انتشارات ققنوس چاپ و منتشر شده است.

در پايان اين چاپ، فهرستهاي قابل استفاده‌اي كه دربرگيرنده اسامي اشخاص، كتابها و قبايل است به چشم مي خورد.

 

محمد طاهري خسروشاهي

 

 



 

1-   كتاب مآثر سلطانيه در سال 1383 به اهتمام دكتر غلامحسين زرگري نژاد از  سوي انتشارات مؤسسه ايران چاپ شده است.

تعليقات و تحشية ارزشمند مصّحح محترم، ضرورت مطالعه اين اثر را بيشتر كرده است.

2-   پيشنهاد مي‌شود در راستاي تجليل از رشادتها و مبارزات قهرمانانة عباس‌ميرزاي نايب السلطنه، يكي از ميادين مهم شهرهاي بزرگ كشورـ بويژه پايتخت و تبريز ـ به نام اين سرباز  فداكار و سخت كوش نامگذاري شود.