اهانت روزنامه طرح نو - روزنامه آذربایجانی چاپ تبریز- واقعیت دارد؟

ارتباط « افراسیاب تورانی ضد ایران » با مردم آذربایجان ؟!

در حاشیه موضوع روزنامه طرح نو - چاپ تبریز

 

روزنامه طرح نو یکی از نشریات فعال آذربایجان است که طی سالهای طولانی در عرصه ژورنالیسم آذربایجان حضور فعال داشته است وبوِیژه در زمینه های تاریخی و سیاسی منشاء اطلاع رسانی و تبیین و روشنگری بوده است . یکی از ویژگیها ی این نشریه طی سالهای متمادی پرداختن به مسایل قفقاز و روشنگری درباره اقدامات ضداسلامی دولت باکو و مقابله با تبلیغات ضد ایرانی این دولت است. روش دیگر این نشریه ، مقابله با جریان ضد اسلامی پان ترکیسم است. تبلیغ و ترویج ایرانگرایی و میهن پروری نیز از خصایص این نشریه آذربایجانی است.

محمدرضا ربانی مدیرمسئول نشریه طرح نو از روزنامه نگاران متعهد و انقلابی آذربایجان است که سابقه سالها همکاری با نشریات انقلابی تبریز را دارد.وی دانش آموخته علوم سیاسی است که تاکنون دهها مقاله و کتاب  درموضوعات مختلف سیاسی نوشته است . این روزنامه نگاربا تجربه آذربایجانی بهترین و درخشانترین سالهای عمر خویش یعنی جوانی خود را در مسیر اعتلای روزنامه نگاری آذربایجان سپری کرده است.

طی روزهای اخیر عده ای با تمسک به قسمت نوزدهم از یک داستان شاهنامه که در این نشریه به صورت دنباله دار منتشر می شد ، مدعی شده اند که در این مطلب به ترکها اهانت شده است و موضوع اهانت به ترکها را از طریق برخی شبکه های اجتماعی بخصوص گروه ها و کانال پان ترکی و تجزیه طلب و تفرقه افکن اشاعه داده اند.همچنین برخی مسئولین و نماینده ها و حتی برخی چهره های نظامی نیز کلماتی در محکومیت این نشریه به خاطر اهانت به « مردم آذربایجان » گفته اند که در رسانه ها منعکس شده است.

درباره موضوع ، نکات زیر گفتنی است :

1- مطلب منتشره در طرح نو(قسمت نوزدهم از داستان هفت خوان رستم ) بخشی از یک داستان شاهنامه فردوسی است. اگر انتشار این مطلب توهین به قومی خاص تلقی شود ، بایستی شاهنامه را ممنوع الانتشار سازند.

2-منظور از ترک و تورانی در شاهنامه ، قومی است که در ماورای سیحون و جیحون می زیستند و به سرکردگی فردی پهلوان اما خبیث به نام افراسیاب ، سالهای طولانی با ایران و ایرانی ها جنگ می کردند.در مطلب منتشره در طرح نو آمده است :

« سپس گیو (پهلوان ایرانی ) نعره زد و به افراسیاب گفت : ای ترک بدبخت گمنام، آیا از نیروی پهلوانان ایران آگاهی نداری ؟...از سوی دیگر رستم گفت :آیا نمی دانی که جایی که من باشم ،نه لشکری می ماند و نه تاج و تختی ؟ ما تورانیان را مرد نمی دانیم که همه یکسره زن اند  و تو ای ترک بدنژاد ، برای جنگ با مردان ساخته نشده ای ، برو مانند زنان پنبه و دوک دست بگیر.»

مدعیان اهانت نشریه طرح نو ، با استناد به همین سطرها مدعی شده اند که به مردم آذربایجان اهانت شده است ! آیا کسانی که از دانش و آگاهی برخوردارند ، این ادعا را می پذیرند ؟ آخر افراسیاب تورانی ضدایرانی که در فراسیحون و جیحون می زیسته ، چه ربطی به مردم قهرمان و غیور و مجاهد آذربایجان دارد که در راه ایران بارها و بارها در انقلابها و نبردها هزاران هزار شهید داده اند؟ از کی ، اهانت به افراسیاب تورانی ضد ایرانی ، اهانت به آذربایجانی تلقی میشود ؟ افراسیاب طبق داستانهای شاهنامه حکیم توس ، تورانی  و ترک غیرایرانی و ضد ایرانی بوده است ، امروز هم اگر افراسیاب  دیگری از هر قوم و قبیله به ایران هجوم آورد ، تردیدی نیست که آذربایجانی ها در صف اول مقابله با آن متجاوز طاغی حاضر می شوند. رستم و رزمندگان ایرانی در آن روزگار در مقابل هجوم افراسیاب و تورانی های ضد ایران ایستادند و جنگیدند، آیا اگر امروز تورانی  ها ( یا هر قوم دیگر) و ترکهای اجنبی به مرزهای ایران هجوم آورند ، مردم قهرمان و مسلمان آذربایجان در مقابل آنها نمی ایستند و پوزه آنها را به خاک نمی مالند ؟..

3-تردیدی نیست که نمی توان نشریه ای را مصون از خطا دانست و ممکن است هر نشریه ای دچار اشتباه شود. در آذربایجان برخی نشریات هستند که روال و روش دایمی آنها ، تبلیغ و ترویج قومگرایی و ایجاد تفرقه و مرزبندی بین اقوام متحد ایرانی است. فرق است بین اینگونه نشریات اجنبی گرا با نشریه ای سالم و متعهد مانند طرح نو که مانند هر نشریه سالم و متعهد دیگر ممکن است خطایی در آن رخ داده باشد ،در اینگونه موارد بهترین و خردمندانه ترین شیوه ، واگذار کردن رسیدگی موضوع به قانون و دادگاه مطبوعات است و نتیجه هر چه باشد ، بایستی حکم قانون را پذیرفت.

4-انجام عملیات روانی با تمسک به موضوعات نشریات یا بهانه های دیگر جهت ایجاد اغتشاش و شورش در کشور ما سابقه دارد. سالها پیش در دوره اصلاحات با جعل نامه ای منسوب به دفتر ریاست جمهوری مبنی بر کوچاندن اعراب از اهواز و سکنی دادن به قومی دیگر به جای آنان ، اغتشاشاتی را در اهواز به وجود آوردند. در همان دوره برخی نشریات منسوب به جریان تجزیه قومی با تبلیغ مبنی بر تغییر نامهای برخی روستاها در آذربایجان ، قصد ایجاد اغتشاش داشتند که موفق نشدند. در قضیه دریاچه ارومیه نیز محافل پان ترکی و اجنبی گرا قصد داشتند ، حول این موضوع نیز تجمعات و اغتشاشاتی راه اندازی کرده و امنیت و آرامش مردم را به هم بزنند که با تلاش نیروهای خدمتگزار مردم ، موفق نشدند. طی دو سه سال اخیر نیز فعالیتهای تبلیغاتی محافل اجنبی گرا برای برهم زدن امنیت مردم آذربایجان رو به رشد بوده است که این فعالیتها در فضای شبکه های اجتماعی نیز قابل رصد است.

5-انتظار از برخی مسئولان اجرایی ونمایندگان و رسانه ها این است که در مواردی مانند موضوع روزنامه طرح نو ، قبل از موضع گیری و رسانه ای کردن آن، اصل مطلب مورد ادعا را مطالعه و بررسی کنند و پس از آن موضع خود را در رسانه ها منتشر کنند. تردیدی نیست که هر گونه بی حرمتی به قوم و قبیله ای خاص ممنوع و محکوم است. اما همچنان که توضیح داده شد ، مطلب مندرج در روزنامه طرح نو ، مربوط به افراسیاب تورانی و ترکان فراسیحون و جیحون است و ارتباطی با مردم دلیر و غیرتمند آذربایجان – که فداییان اسلام و ایران اند- ندارد.

حسرت و یاد 17 شهر قفقاز و حماسه چالدران در شعر شاعران ایران

 

تمدید مهلت ارسال آثار

ایجاد بخش ویژه دانشجویی

بخش ویژه شعر دانشجویی درجشنواره شعرمیهنی تبریز

جشنواره شعر میهنی تبریز با انتشار اطلاعیه ای از برپایی "بخش ویژه شعر دانشجویی " در این جشنواره خبر داد.

جشنواره شعر میهنی که از چند ماه قبل فعالیت خود را آغاز کرده است ، در نخستین اطلاعیه خود از شاعران و نویسندگان کشور بویژه شاعران و نویسندگان شمالغرب خواسته بود ، اشعار و مقالات خود را در موضوعاتی مانند :

"ترسیم سیمای قهرمانان ملی ،علمی ، ادبی وتاریخ سازان – توصیف حماسه های مردم آذربایجان دردفاع مقدس،انقلاب اسلامی، 29بهمن وبخصوص حوادث تاریخی مانندجنگهای قفقاز،جنگ چالدران وپایداری مردم آذربایجان درمقابل تجاوزگریهای روس وعثمانی؛ قراردادهای ننگین گلستان وترکمانچای وتجزیه 17 ایالت قفقازازخاک ایران؛جریان بیداری اسلامی وتوصیف حماسه های مقاومت درلبنان،فلسطین،سوریه؛ ترسیم وتوصیف ایران وشکوه آذربایجان؛پیام بیداری شاعران امروزایران بخصوص شاعران آذربایجان به امت ا سلام وشیعیان آذری قفقاز؛لزوم اتحاداقوام وطوایف وجریانهای مختلف امت اسلام وملت ایران برای مقابله بااستعمارودشمن مشترک همه مسلمین وپرهیزازتفرقه ومرزبندیهاوخط کشی های طایفه ای وقبیله ای؛سیمای ایران درشعراستادشهریار،نگاه استادشهریاربه فردوسی ونظامی،انقلاب اسلامی درشعرشهریار،تبیین پیام استادشهریاربه شیعیان قفقازودعوت ازآنهابرای بازگشت به اسلام ووحدت،نقش الفبای قرآنی والفبای واحد بین امت اسلام درروابط فرهنگی وادبی مسلمانان و سایر موضوعات مرتبط .."به دبیرخانه جشنواره  ارسال نمایند.

دراطلاعیه شماره 2 دبیرخانه جشنواره شعر میهنی درباره ایجاد بخش ویژه شعر دانشجویی آمده است :
"
در راستای ارج نهادن به جریان شعر دانشجویی که جریانی پویاو پرتپش است ، مقررشده بخش ویژه ای به شعردانشجویی اختصاص یابد. لذا از شاعران دانشجو درخواست می شود،بخش ویژه شعر دانشجویی جشنواره را به مثابه فرصتی برای ظهور وبروز شعردانشجویی دانسته وبامشارکت فعال در این بخش،جلوه های رنگینی از شعرآرمانگرا ومتعهد دانشجویی را در معرض تماشای مردم واهل ذوق وادب قرار دهند.
شایان ذکر است اشعار دانشجویان در بخش ویژه مورد ارزیابی هیات علمی قرار خواهد گرفت ودر این بخش سه شاعر به عنوان برگزیده شعر دانشجویی.انتخاب.خواهند.شد."
گفتنی است مهلت ارسال اشعار و آثار به جشنواره تا تاریخ 15 دی ماه 1392 تمدید شده است.شاعران و نویسندگان میتوانند آثار خود را به نشانی دبیرخانه جشنواره : " تبریز- اول خ دانشسرا- سازمان تبلیغات اسلامی- انجمن شاعران اهل بیت علیهم السلام (دبیرخانه جشنواره شعر میهنی) یا به پست الکترونیکی (mihan.shear@gmail.com) " ارسال نمایند.

اخبار ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان )

وزیر امورخارجه باکو:

خواستار احیای سفرهای متقابل با ارمنستان هستیم

ما پیشنهاد می کنیم که سفرهای متقابل که چند سال پیش به کمک روسیه صورت گرفته بود، احیا شود. در آن زمان، دو بار چنین سفری انجام شد. ولی، سپس ارمنستان برای آن ممنوعیت ایجاد کرد. این اقدام جدی برای ایجاد فضای اعتماد بین طرفین است.

وزیر امور خارجه دولت باکو ضمن بیان این سخنان در کنفرانس خبری مشترک خود با همتای روسی اش " سرگی لاوروف " در مسکو اعلام کرد که در مذاکرات دو سال اخیر در رابطه با مناقشه قره باغ موضع مشخصی نشان داده نشده است.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی به نقل از خبرگزاری آپا از منابع خبری نزدیک به دولت باکو ، وی با اشاره به این که به طور قاطع خواستار تغییر وضعیت بلاتکلیفی موجود در رابطه با این مناقشه است، افزود: « بر اساس مفاد مذاکرات پراگ که از سال 2004 میلادی آغاز شده، ارمنستان متعهد به تخلیه نیروهای خود از بخش های مجاور قره باغ شده بود. باکو نیز متقابلا تامین امنیت را بر عهده گرفته بود و سپس قرار بود بین دو کشور روابط اقتصادی برقرار شود. در سال 2007 در مورد اصول مادرید توافق شد و در سال 2009 میلادی نیز در دیدار وزیران خارجه سازمان امنیت و همکاری اروپا در آتن مفاد جدیدی بر اصول توافق شده مادرید افزوده شد. متعاقبا بیش از ده دیدار در سطوح مختلف انجام شد و در پی آن نیز سند مسکو که تنها سند موجود در سطح روسای جمهور است، به امضا رسید. ولی پس از دیدارهای انجام شده در "کازان" و "سوچی" مذاکرات دچار رکود شد.»

شایان ذکر است انجام سفرهای متقابل مقامات و چهره های سیاسی و فرهنگی از چندسال پیش با حمایت روسیه بین باکو – ایروان – قره باغ آغاز شد و در این راستا پولاد بلبل اوغلو سفیر وقت باکو در مسکو به همراه عده ای از چهره های سیاسی و فرهنگی به ایروان و قره باغ سفر و با مقامات ارمنستان دیدار کرد. در ادامه سفیر ارمنستان در مسکو نیز به همراه عده یا از چهره های سیاسی و فرهنگی به باکو سفر کرد و با الهام علی اف نیز دیدار کرد. این اقدامات اخیرا به سردی گراییده است و وزیر امور خارجه باکو ، خواستار احیای سفرهای متقابل مقامات باکو وایروان شده است.

نامه روحانی زندانی به وزیر آموزش و پرورش دولت باکو

 

حجه الاسلام" طالع باقراف "  که در زندان به سر می برد، طی  نامه ای خطاب به " میکاییل جباراف " وزیرجدید آموزش و پرورش دولت باکو با اشاره به این که ممنوعیت حجاب در این کشور با اعتراضات گسترده همراه بوده، اعلام کرده است: « مبارزه ما علیه همه بی قانونی ها در کشور است که ریشه این بی قانونی ها نیز در رژیم حاکم برجمهوری آذربایجان(ایران شمالی ) است. خطاب به کسانی که در داخل حکومتند می گویم تا دیر نشده بیدار شوید. همه تلاش تان برای مخوف جلوه دادن اسلامگرایان به غرب به هدر رفته و این تلاش تان نتیجه معکوس داشته است و ممنوعیت حجاب و غیر قانونی بودن حبس شرکت کنندگان تظاهرات مسالمت آمیز در اعتراض به ممنوعیت حجاب در مقابل وزارت آموزش و پرورش برای همه دنیا روشن شده است.»

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، طالع باقر اف که مدتهاست به دلیل دفاع از آزادی حجاب در زندان رژیم باکو بسر میبرد ، بدون اظهار هر گونه ناراحتی از زندانی شدن خود ، خطاب به وزیر دولت باکو نوشته است :

تلاش برای معرفی تظاهرات مسالمت آمیز به عنوان افراطگرایی اسلامی به غرب بی نتیجه بوده و این حرکت مومنان به بخشی از جنبش اصلاحات دموکراتیک در کشور تبدیل شده است.

این روحانی مبارز در پایان  نامه خود خطاب به وزیر آموزش و پرورش باکو نوشته است : با این که ممنوعیت حجاب پیشنهاد وزیر سابق تحصیل نبوده، ( و شخص الهام علی اف به توصیه امریکایی ها ممنوعیت حجاب را پیگیری می کند ) ولی وی با گذاشتن خاطره بد در ذهن مومنین، از پست خود برکنار شده است.

باقراف در این نامه می افزاید: «فرد جوانی جانشین وزیر سابق شده است .امیدواریم که وی برای آن که مانند همکار سابقش خاطره بدی از خود در اذهان ایجاد نکند، دست کم تلاش های معینی بذل بکند. نام نیکوست که پس از مرگ انسان از او بر جای می ماند. سعی کنید نام نیکویی از خود بر جای بگذارید.»

 

افشاگری مطبوعات ازتقسیم پول نفت میان دولتهای خارجی

 توسط دولت باکو

 

دههاهزار یورو برای بازسازی کلیسا و کاخ ورسای در استراسبورگ  توسط دولت باکوهزینه شده است. به همین دلیل، نشان افتخار لژیون فرانسه به " مهربان علی اوا " همسر رئیس دولت باکو ارائه شده است. این نشان توسط " نیکولا سارکوزی " رئیس جمهور سابق فرانسه به خانم مهربان تقدیم شده است. مبلغ 5 میلیون دلار نیز برای ساخت یک پارک و نصب مجسمه دیکتاتور معروف حیدر علی اف در مکزیک هزینه شده است.

 

برخی مطبوعات غربی از ارایه کمکهای کلان مالی توسط دولت باکو به برخی موسسات و نهادهای وابسته به سیاستمداران غربی خبر می دهند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی  به نقل از روزنامه آزادی چاپ باکو، سیاستمداران خارجی که از رژیم سرکوبگر در جمهوری آذربایجان (ایران شمالی )چشم پوشی می کنند و دارای ارتباط با خانواده علی اف ها هستند در مطبوعات کشورشان مورد انتقاد قرار می گیرند. در برخی کشورهای جهان در رابطه با این موضوع مقالات انتقادآمیز توسط رسانه های گروهی منتشر می شود. بدین ترتیب که اخیرا مقاله ای تحت عنوان «دیکتاتورهای نفت به مجوز اجتماعی نیاز دارند» در انگلستان منتشر شده است. این مقاله در سایت «پلاتفورم » نیز در معرض دید علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده ایتالیایی در این مقاله نوشته است: آیا دیکتاتورهای نفت به مجوز اجتماعی نیاز دارند؟ برای این که سازمان های بین المللی سرکوب های آنها را نایده می گیرند به کدام نهادها کمک های مالی اختصاص می دهند؟ خانواده حاکم علی اف ها در باکو از سازمان های فرهنگی و هنری حمایت می کنند. در آوریل سال جاری وقتی که من به باکو سفر کرده بودم در آنجا با نمایندگان سازمان دفاع از حقوق فعالان دموکراسی و خبرنگاران دیدار کردم. آنها در مورد سخاوت رئیس جمهور آذربایجان نسبت به نهادهای فرهنگی اروپای غربی به من اطلاع دادند.

خانواده علی اف ها به فرانسه علاقه ویژه ای دارند. بنیاد حیدر علی اف برای مراکز فرهنگی فرانسه به طور سخاوتمندانه مبالغی اختصاص می دهد. دهها هزار یورو برای بازسازی کلیسا و کاخ ورسای در استراسبورگ هزینه شده است. به همین دلیل، نشان افتخار لژیون فرانسه به " مهربان علی اوا " همسر رئیس دولت باکو ارائه شده است. این نشان توسط " نیکولا سارکوزی " رئیس جمهور سابق فرانسه به خانم مهربان تقدیم شده است. در دوره ریاست جمهوری " فرانسوا اوللاند " نیز روابط گرم فرانسه با خانواده علی اف ها همچنان ادامه می یابد.

در ماه اوت سال گذشته ، دولت باکو 5 میلیون دلار برای ساخت قسمتی از پارکی در شهر مکزیک اختصاص داده است. در ازای آن، حکومت باکو خواستار نصب مجسمه برنزی " حیدر علی اف " در این شهر شده بود. به عنوان مثال، مجسمه های حیدر علی اف در ترکیه، گرجستان، مصر، عراق، ازبکستان، قرقیزستان، روسیه، اوکراین، صربستان، رومانی و مولداوی نیز نصب شده است.نصب این مجسمه ها با پرداخت کمکهای مالی به برخی موسسات و نهادها و پرداخت رشوه های کلان به مقامات ذیربط ممکن شده است. شهروندان جمهوری آذربایجان از اختصاص هزینه های هنگفت خانواده علی اف ها به مرکز های فرهنگی خارجی متنفر هستند. اغلب شهروندان برای استفاده از خدمات مقتضی مجبور به پرداخت مبالغ کلانی می شوند. بخش بزرگی از درآمدهای نفتی که برای آینده کشور مدنظر بود، از طرف این خانواده مصرف شده است.

با این که در باکو تعدادی بسیاری از زندانیان سیاسی وجود دارد، شورای اروپا قطعنامه ای در رابطه با این زندانیان سیاسی صادر نکرده است. انگلستان نیز از سرکوب ها و تخلفات انتخاباتی توسط دولت باکو چشم پوشی می کند.

" طالع حیدراف " پسر " کمال الدین حیدراف " وزیر امور حوادث غیر مترقبه دولت باکو سازمانی تحت عنوان «جامعه آذربایجان و اروپا» تاسیس کرده است که خانواده علی اف ها به کمک این سازمان می توانستند با نمایندگان پارلمان انگلستان روابط نزدیکی برقرار کنند. درآمدهای نفتی به جای این که به نفع شهروندان هزینه شود، به جیب نمایندگان پارلمان انگلستان سرازیر می شود

سالگرد شهادت واقف عبدالله یف در باکو

برگزاری سالگرد"  شهید دفاع از حجاب " در باکو

 

مراسم گرامیداشت سالگرد شهادت مدافع سرسخت حجاب درشهر باکو برگزار گردید.

نخستین سالگرد شهادت مجاهد خستگی ناپذیر حاج واقف عبدا ... یف که  سال گذشته در زندان باکو به شهادت رسید ، بعد از آن برگزار شد که "حزب اسلام جمهوری آذربایجان " با انتشار بیانیه ا ی از مردم برای گرامیداشت یاد و خاطره شهید دفاع از حجاب دعوت کرد.

در مراسم سالگرد شهید، شمار زیادی از افراد با اعتقاد و روحانیون، از پایتخت و شهرهای دیگر کشور حضور یافته بودند. روحانیون در مراسم در مورد شهادت و دفاع از دین خداوند سخنرانی کردند. 

الچین مناف اف سرپرست حزب اسلام در سخنرانی و خیرمقدم خود در مراسم، ضمن خوش آمدگویی گفت، جای خالی دکتر محسن صمداف ( رهبر زندانی حزب اسلام )، حاج آبگل و حجه الاسلام طالع باقر اف در این مراسم دیده می شود، این مجلس، شرف بالایی دارد و در نزد خداوند عزیز است، زیرا مجلس بزرگداشت شهید است، از همه کسانی که در بزرگداشت شهدا و ترویج نام و یاد شهدا تلاش می کنند، از طرف خودم و از طرف حزب اسلام و رهبر آن، تقدیر و تشکر می کنم.

آنار قاسملی وکیل مدافع زندانیان اسلامگرا نیز ضمن تسلیت حاج واقف بیان کرد: قانون جزا و مجازات را برای کسانی که حقیقتاً مرتکب جنایت شده اند جهت اصلاح و تغییر رفتار آنها قرار داده است، حاج واقف هیچ گناهی نداشت و اصلاً هیچ چیزی بر علیه وی به اثبات نرسید، علاوه بر این، قانون همچنین پیش بینی کرده است که کسانی که توان جسمی و سلامت لازم برای گذران مجازات را ندارند باید از زندان آزاد شوند، حداقل کاری که بایستی از طرف حاکمیت برای حاج واقف عبدالله اف صورت می گرفت، آزادی وی بود تا در میان اعضای خانواده خود، دار فانی را وداع بگوید، ولی آنطور که مشاهده می شود، مجازات ها هدف و مقصد قصاص را دارد، لذا من تاکید می کنم که حاکمیت اشتباه خود در مورد حاج واقف را در مورد روح الله آخوندزاده تکرار ننماید، باید از اشتباهات نتیجه گرفت و آن را تکرار نکرد.

در ادامه برپایی مراسم ، بیش از هزار نفر از فعالان اسلامی  به زیارت آرامگاه شهید در منطقه هوسان(حومه باکو) رفتند. آنها در حالی که شعارهایی همانند: « الله اکبر»، « می میریم ولی تن به ذلت نمی دهیم»، « حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست»،( حسین ، حسین شعاریمیز – شهادت افتخاریمیز) « مرگ بر ظالمین» را نیز سر می دادند، بار دیگر اعتراض خود رابه دولت ضد اسلامی باکو نشان دادند.

سفیر رژیم صهیونیستی در باکو :

جمهوری آذربایجان خانه یهودیها است !

رافایل هارپاز سفیر رژیم صهیونیستی در باکو در مصاحبه  با رسانه ها گفت : جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) را مانند خانه خودم می دانم که متعلق که به خودم می باشد!

وی افزود : مردم اسراییل و عموم صهیونیستها ، جمهوری آذربایجان (ایران شمالی )را بسیار دوست دارند و این منطقه را مانند خانه خود می دانند !

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی به نقل از نشریه « هفته ایچی » چاپ باکو ، سفیر رژیم صهیوینستی در باکو افزود: درجمهوری آذربایجان( ایران شمالی )عده ای یهودی وجود دارد، در اسراییل نیز جمعیت یهودیان آذربایجانی یا اذربایجانی های یهودی وجود دارد. از این منظر، جمهوری آذربایجان برای من یادآور اسراییل است و برای من میان جمهوری آذربایجان و اسراییل تفاوتی وجود ندارد !

هارپاز گفت : در حال حاضر روابط بسیار خوب و گسترده ای بین اسراییل و دولت باکو وجود دارد. این روابط در دوران ریاست جمهوری حیدر علی اف بنیانگذار جمهوری آذربایجان نوین برقرار شده و هم اکنون نیز توسط الهام علی اف ادامه دارد.

به گفته وی، مقامات رسمی اسراییل از جمله شیمون پرس رییس جمهور، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر، آویگدور لیبرمان وزیر خارجه اسراییل به باکو سفر کرده و آنها روابط نزدیک و محکم با الهام علی اف دارند.

وی با ابراز خرسندی از گسترش روابط رژیم صهیونیستی و دولت باکو افزود: من در دوران ماموریت خودم در باکو برای گسترش بیش از پیش همکاری دو کشور در زمینه های سرمایه گذاری، فناوری اطلاع رسانی، کشاورزی، لوازم پزشکی، گردشگری، آبیاری، فرهنگی و جوانان و بخصوص همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی تلاش خواهم کرد. ما اهمیت زیادی برای همکاری دو دولت در زمینه انرژی قایل هستیم. اسراییل می تواند از منابع جمهوری آذربایجان در زمینه انرژی استفاده کند. اسراییل نیز آماده انتقال تجارب خود در زمینه های فناوری بالا، گسترش صنعت، فناوری پزشکی و سایر بخش ها به دولت باکو است.

وی با اشاره  به روابط لابی صهیونیستی با دولت باکو و سفارتخانه های آن در کشورهای مختلف گفت : تلاش بر این است که در همه جوامع بین المللی و در هر زمینه با همدیگر همکاری کنیم.

وی افزود : در حال حاضر شرکت های اسراییلی درسراسر جمهوری آذربایجان فعالیتهیا گسترده ای دارند و به نظر ما ، جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) منطقه بسیار مناسبی برای فعالیتهای اسراییل است.

وی گفت : مهمترین چیزی که اسراییل از دولت باکو میخرد ، نفت است که نیازهای ضرروی اسراییل را تامین می کند و تامین این نیاز موجب شده که ما در زمینه سیاسی بتوانیم در مواجهه با کشورهایی چون مصر  ، در موضع خوبی قرار بگیریم .

شایان ذکر است ؛دولت باکو تاکنون هیچ واکنشی در مقابل موضع سفیر رژیم صهیوینستی مبنی بر تعلق جمهوری آذربایجان به صهیونیستها نشان نداده است! چندی پیش الهام علی اف رییس دولت باکو گفته بود ؛ روابط دولت باکو با اسراییل همانند کوه یخی است که نود درصد آن زیر آب قرار دارد و از چشم عموم مخفی است.اما با دستگیری برخی تروریستهای دخیل در ترور دانشمندان هسته ای ایران ، فاش شد که یکی از موارد پنهانی روابط دولت باکو با رژیم صهیونیستی همکاری در ترور دانشمندان هسته ای ایران است.

انتشار مجله ایران شمالی

 

شماره تازه مجله « ایران شمالی » منتشر شد.

 

شماره تازه مجله « ایران شمالی » ، شماره 13 و 14 در 172 صفحه و با مقالات متنوع  پژوهشی – تاریخی ، سیاسی ، ادبی و خبری  منتشر شد.

در شماره تازه « ایران شمالی » مقالات ارزنده ای از جمله مقالات ذیل  :

-          شکوفایی هویت شیعی آذری های قفقاز به قلم سردبیر

-          سلام بر مردم عزیز آذربایجان ( از بیانات امام خمینی ره )

-          از عهدنامه ترکمانچای تا دفاع مقدس ( از بیانات مقام معظم رهبری )

-          شاه اسماعیل ؛ استقرار حکومت شیعه از دریای سیاه تا خلیج فارس ( محمد آذری )

-          نبردهای روس – ایران و شکل گیری عهدنامه نگین گلستان و ترکمانچای ( دکتر جلیل نائبیان )

-          جوادخان قاجار ، مرزبان شهید ایران ( محمدطاهری خسروشاهی )

-          هسته های مقاومت در ارسباران در مقابل بیگانگان ( حسین دوستی )

-          تلاش دولت باکو برای قطع روابط آذری های قفقاز با آذری های ایران ( گزارش )

-          صهیونیسم و تجارت انسان در ایران شمالی ( انقلاب صادق اف )

-          پان آذریسم ( آذربایجانجی لیق ) و سیاست مسجد ستیزی ( عارف محمدزاده )

-          دوری و نزدیکی ؛ مساله این است  ( ناصر همرنگ )

-          فیلسوف ناشناخته ؛ زندگی نامه آیت الله سیدحسین بادکوبه ای از اساتید معروف  فقه و فلسفه و تفسیر و استاد علامه طباطبایی  ( محمد الوانساز )

-          بدر شروانی ، شاعر رنگین سخن  ( ابوالفضل رحیم اف )

-          صدای شاعران نخجوان ( جلال محمدی )

-          شیدای وطن ؛ نگاهی به زندگی و شعر استاد یحیی شیدا (جواد زارع )

-         خط لوله باکو - تفلیس - جیهان یا خط لوله  باکو - اردبیل - جیهان ؟

 و  ...

درج شده است.

شایان ذکر است نشریه ایران شمالی  از سال 1385 منتشر میشود . انتشار این مجله ، حرکتی نو و تاثیر گذار در حوزه فرهنگ ایران و قفقاز  بخصوص منطقه ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) به شمار می رودکه با استقبال گسترده مردم آذربایجان و بخصوص نخبگان و نویسندگان و پژوهشگران  روبرو شد. مقامات  باکو و گروهکهای ضد ایرانی نسبت به انتشار این نشریه  واکنش نشان داده و مطالب علیه این نشریه منتشر کردند. اخیرا نیز یکی از مقامات باکو ( فردی به نام یعقوب محمود اف   نماینده پارلمان و نویسنده داستان تخیلی ضد ایرانی « آتا یوردو » ) از انتشار مجله  ایران شمالی ابراز نگرانی کرد.

 مجله ایران شمالی ، نشریه ایست  مردمی و غیر دولتی که با حمایتهای علاقمندان منتشر میشود.

شماره 13 و 14 مجله ایران شمالی در اردبیل ، تبریز ، ارومیه و ... توزیع شده است.

نشریه از همکاری عموم اهل قلم استقبال میکند.

 مقالات و مطالب خود را به ایمیل ایران شمالی 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

یا به دفتر هفته نامه « چشمه اردبیل » در شهر اردبیل ، یا به نشانی « تبریز – ص پ 1988 -51385

 ارسال فرمایید

گوشه ای از تاریکخانه زندگی دکتر جواد هیئت

 

ماه پشت ابر پنهان نمی ماند!

نگاهی به وصیت نامه دکتر جواد هیئت عضو سازمان جهانی فراماسونری

(متن کامل مقاله )

·      *  عارف مسلمی کلخوران

 

دکتر جواد هیئت، اخیرا متنی را در قالب وصیت نامه در یک نشریه محلی  ارومیه که به تبلیغ ایده ضد اسلامی پان ترکیسم و فعالیت تبلیغی به نفع یک دولت بیگانه شهرت دارد، منتشر کرده است . بررسی این وصیت نامه سیاسی ، از آن روی ضروری است که دکتر جواد هیئت و پدرش علی هیئت از چهر ه های خاص سیاسی هستند که هر دو دهها سال از عمر خود را در خدمت رژیم پهلوی سپری کرده اند ، با این حال نسل جدید ، بخصوص نسل جدید آذربایجانی ها ، اطلاعات جامعی از زندگی و فعالیتهای این دو چهره ندارند . به نظر میرسد دکتر جوا د هیئت هرگز مایل نبوده ، اطلاعات جامعی از زندگی خود و پدرش را در اختیار مخاطبان قرار دهد و علیرغم اینکه بیش از سی سال است ، در پرتو آزادیهای حاصل از استقرار نظام اسلامی در ایران ، نشریه « وارلیق » را منتشر می سازد ، هرگز در این نشریه اطلاعات خاصی از زندگی و فعالیتهای خود و پدرش را منتشر نکرده است.

بررسی این وصیت نامه برای پژوهشگران و بخصوص جوانان هوشیار آذربایجان می تواند بسی آموزنده باشد، چرا که طی سالهای گذشته، شبکه ای از عناصر چپگرای زمان شاه (عناصر وابسته به شوروی) که بعد از فروپاشی شوروی، نقاب پان آذریسم و وقومگرایی بر چهره زده اند و از سوی برخی دستگاه های اطلاعاتی همسایه  و انسوی آبها کارگردانی و حمایت  میشوند تلاش کرده اند، با ابزار تبلیغ، چهره ویژه ای از آقای جواد هیئت ترسیم کرده و جایگاهی فرهنگی برای وی  تعریف کنند!

دکتر جواد هیئت در وصیت نامه ، خود را اینگونه معرفی می کند:

"اینجانب دکتر جواد هیئت فرزند مرحوم علی هیئت متولد 1304 شمسی در تبریز، مقیم تهران، استاد سابق جراحی دانشگاه آزاد اسلامی و عضو ایرانی آکادمی جراحی پاریس و مدیر و سردبیر مجله فرهنگی فارسی – ترکی وارلیق بدینوسیله خلاصه عقاید خودم را به شرح زیر... می نگارم"

جناب دکتر محترم در این بیوگرافی مختصر، فقط برخی سوابق خود را که مربوط به بعد از انقلاب اسلامی ( مثلا تدریس در دانشگاه آزاد و سردبیری نشریه و...) متذکر می شود، در حالی که دکتر محترم در سال 1357 (سال پیروزی انقلاب اسلامی) 53سال داشته است و طبیعی است که مخاطبان بخواهند بدانند وی در زمان رژیم پهلوی چه فعالیتهایی داشته است ؟ دکتر محترم درباره سوابق و عملکرد خود طی سالهای قبل از انقلاب اسلامی، حتی یک کلمه نیز مرقوم نفرموده است. علت اصلی این مسئله آن است که اگر مسوولیت ها و عملکرد خود در دوره رژیم پهلوی را به درستی مرقوم می داشت، دیگر نمی توانست با شعارهای پوچ قومگرایانه و تظاهر به طرفداری از زبان آذربایجانی و امثال آن، برخی جوانان ساده را در دام تبلیغات خود و رفقای خارجی اش گرفتار سازد.

اگر جناب دکتر که در نشریات دولتی باکو و عناصر بیگانه گرا در داخل  « جراح  - تورکولوژ - سردبیر - نژادشوناس -و غیره » خوانده می شود  اشاره می فرمود که در زمان شاه، رییس بیمارستان شهربانی بوده است، گوشه ای از شخصیت واقعی وی برملا می شد. در زمان شاه، شهربانی (پلیس) در سراسر ایران تنها یک بیمارستان اختصاصی داشت که در تهران واقع بود. این بیمارستان علاوه بر اینکه به نیروهای پلیس رژیم شاه خدمات درمانی ارایه می داد، تنها مرکز امن درمانی بوده که پلیس و سازمان امنیت و اطلاعات شاه (ساواک)، نیروهای مخالف را که زیر شکنجه یا در درگیری با ماموران شاه زخمی می شدند، به این مکان منتقل می کردند. افرادی از چهره های مبارز و حساس ضد رژیم شاه نیز اگر در زندان بیمار می شدند، به بیمارستان شهربانی منتقل می گردیدند. بیمارستان شهربانی، تنها بیمارستانی بود که ارایه اینگونه خدمات ویژه را به پلیس و ساواک و "کمیته مشترک ضد خرابکاری" عهده دار بود. در این بیمارستان، ماموران شهربانی و ساواک، از مبارزین زخم دیده و از افرادی که حتی در حال مرگ بودند، بازجویی می کردند و در صورت لزوم ، افراد زخمی و صدمه دیده را  در بیمارستان تحت شکنجه های وحسیانه قرار می دادند تا به اطلاعات آنها  دست یابند. روشن است که ریاست چنین بیمارستانی که در واقع یک مرکز امنیتی بود، بایستی به فردی سپرده می شد که کاملا در خدمت رژیم شاه و مورد اعتماد و تایید دستگاه امنیتی رژیم باشد و این فرد، کسی نبود جز جناب آقای دکتر جواد هیئت!

پنهانکاری دکتر جواد هیئت درباره سوابق خود، منحصر به نهانسازی سی سال خدمت به رژیم پهلوی در امور مختلف سیاسی - امنیتی  نیست. وی خود را عضو آکادمی جراحی پاریس، معرفی کرده و این حاکی از آن است که نامبرده با وجود کهولت سن، دچار آلزایمر و مرض فراموشی نشده است، با این حال درباره عضویت خود در یکی از مهمترنی و معروفترین سازمانهای اطلاعاتی و استعماری جهان حتی یک واژه مرقوم نفرموده است!

"فراماسونرها و روتارین ها و لاینزهای ایران" عنوان کتابی است که از سوی یک مرکز رسمی یعنی "مرکز اسناد انقلاب اسلامی" ایران به سال 1377 منتشر شده است. این کتاب حاوی اسامی فراماسونرهای ایرانی است که تا سال پیروزی انقلاب (1357) به عضویت این سازمان جهانی استعماری و اطلاعاتی در آمده و در آن فعالیت داشته اند. در صفحات 489 و 696 نام دکتر جواد هیئت به عنوان عضو این سازمان اطلاعاتی و استعماری درج شده است. دکتر جواد هیئت با درجه "فراماسونری" در این سازمان عضویت داشته است. همانگونه که گذشت، کتاب یاد شده از سوی یک مرکز رسمی کشور منتشر شده است.

دکتر جواد هیئت نه  به عضویت خود در سازمان استعماری و اطلاعاتی فراماسونری اشاره کرده و نه از فعالیت های خود در این سازمان چیزی نوشته است. برای مخاطبان جالب است که بدانند دکتر جواد هیئت چه فعالیت هایی در ارتباط با این سازمان در روزگار پهلوی داشته است و ارتباط وی بعد از انقلاب با این سازمان اطلاعاتی و استعماری چگونه بوده است!؟ البته آگاهان می دانند که سازمان استعماری فراماسونری،‌ تنها سازمانی است که اعضای آن هرگز خاطرات و عملکرد خود را منتشر نمی کنند. اگر چه تاکنون بسیاری از اعضای سازمانهای اطلاعاتی مانند سیا،  ک.گ.ب، موساد و... خاطرات خود را منتشر کرده اند، اما هرگز حتی یک نفر از اعضای سازمان فراماسونری خاطرات خود را منتشر نکرده است؟ آیا دکتر جواد هیئت نیز مانند اعضای وفادار سازمان فراماسونری عمل کرده و نمی خواهد گوشه ای از اسرار این سازمان استعماری آشکار شود؟ جواد هیئت اگر واقعا هنوز در سازمان اطلاعاتی - استعماری فراماسونری عضویت ندارد کمترین انتظار این است که صادقانه به عضویت در این سازمان اعتراف کرده و خاطرات و اطلاعات خود را از این سازمان مخوف استعماری منتشر سازد تا مردم بدانند استعمارگران از چه شیوه ها و شگردهایی برای استمرار حیات رژیم ضدانسانی پهلوی استفاده می کردند و سازمان فراماسونری چه نقشی در بکارگیری سرمایه های انسانی کشور در راستای تامین منافع استعمارگران و غارت منابع کشور داشته است.

اطلاعات و خاطرات جواد هیئت از سران و مقامات رژیم پهلوی نیز که با آنها همکاری و همراهی داشته در صورت انتشار میتواند بسیار جالب باشد.

 دکتر جواد هیئت مرقوم داشته است:

"خلاصه عقاید خودم را برای بازماندگانم و جامعه ایرانی می نگارم تا در مورد افکار و عقاید من دچار اشتباه و انحراف نشوند[!!؟]"

جواد هیئت درباره سالهای طولانی از زندگی خود از جمله همکاری موثر امنیتی با رژیم پهلوی، عضویت در سازمان اطلاعاتی و استعماری فراماسونری، همکاری با ساواک در اداره برخی انجمن های مرتبط با خارج از کشور و...حتی یک جمله نیز مرقوم نداشته و در واقع کوشیده است این سوابق را پنهان کند تا مردم شخصیت و عملکرد و عقاید واقعی وی را ندانند. با این حال مدعی است که منظور او از نگاشتن "خلاصه عقاید خود" آن است که دیگران درباره عقاید و افکار وی دچار اشتباه نشوند!

در واقع هدف جواد هیئت از نگاشتن گوشه های قابل قبول و ارایه اطلاعات معمولی از زندگی خود و نهان ساختن بخش های عظیم از فعالیتهای دهها ساله خود، چیزی جز فریب مخاطب نمی تواند باشد . ارایه اینگونه اطلاعات در واقع تلاش برای تکمیل ساختن ماسکی است که با زدن آن بر چهره خود، شخصیت واقعی وی به عنوان عنصری از عناصر رژیم پهلوی و فردی وابسته به سازمان استعماری فراماسونری، پنهان میشود و چهره خاصی  از وی ترسیم میشود؛ چهره ای که مقبول طبع همه واقع گردد!

جواد هیئت در ادامه افزوده است:

"من در زندگی فردی و اجتماعی تا حد زیادی پیرو پدرم (مرحوم علی هیئت) بوده و از او بسیار چیزها آموختم و او را نمونه کامل برای خودم قرار دادم.

من معتقد به خدای یگانه و دین اسلام هستم و سالهای زیادی در فراگرفتن آن کوشیده ام. البته معلومات پایه از پدرم بوده..."

متاسفانه دکتر جواد هیئت ، پدرجان خود یعنی علی هیئت را در وصیت نامه معرفی نکرده است تا مردم وی را نیز بشناسند.فقط به « مجتهد ! » بودن پدرش ، اشاره کرده است ! چیزی که می تواند چهره ای مثبت درذهن و فکر مخاطب مسلمان از « علی هیئت » ترسیم کند !

علی هیئت از کارگزاران فعال رژیم پهلوی بوده و در دوره حکومت رضاشاه و محمدرضا شاه نیز جزو مقامات مورد توجه این رژیم بوده است. مطالعه خاطرات آقای مجتهدی درباره فرقه دمکرات که به کوشش رسول جعفریان منتشر شده و نیز کتاب احمد کسروی درباره قیام شیخ محمد خیابانی که به کوشش کاتوزیان منتشر گردیده، حاکی از آن است که علی هیئت نیز ابتدا مانند احمد کسروی در لباس روحانیت بوده است. علی هیئت از مریدان و پیروان احمد کسروی بوده است. جواد هیئت نیز خود را پیرو علی هیئت معرفی میکند . یعنی با عنایت به اینکه علی هیئت پیرو کسروی بوده و جواد هیئت نیز خود را پیرو علی هیئت معرفی می کند ، در واقع جواد هیئت نیز پیرو احمد کسروی است ! احمد کسروی و علی هیئت هر دو از مخالفان سرسخت شیخ محمد خیابانی بوده اند و به همین علت نیز شیخ محمد خیابانی بعد از مخالفت قهرمانانه با قرار داد ننگین 1919 وثوق الدوله -که کشور را در اختیار بیگانگان قرار می داد- و بر افراشتن پرچم قیام آزادیخواهانه در تبریز، احمد کسروی و علی هیئت را از تبریز تبعید کرد. در واقع حضور این دوتن در تبریز خطری برای قیام شیخ محمد خیابانی به شمار می رفت که وی مجبور شد این دو تن را از تبریز بیرون براند. این دو تن به تهران رفته و در تهران به جوسازی علیه شیخ محمد خیابانی پرداختند و حکومت را علیه شیخ تحریک کردند. علی هیئت  ابتدا همانند کسروی لباس روحانیت به تن داشت ، اما همانند احمد کسروی لباس روحانیت را از تن به در آورد و ریش خود را تراشید و وارد دستگاه رضاشاه پهلوی شد و مسوولیت های بالای قضایی به وی سپرده شد. علی هیئت در دوره محمدرضا شاه به وزارت دادگستری نیز رسید. علیرغم اینکه در حکومت دکتر محمد مصدق وزیر دادگستری بود، بعد از کودتای 28مرداد، به عنوان استاندار ایالت بزرگ فارس تعیین شد. در این دوره که قشقایی ها قیام کرده بودند، علی هیئت تلاش گسترده ای برای فرونشاندن قیام سامان داد.

علی هیئت تا سن 75سالگی همچنان در منصب های حکومتی رژیم پهلوی فعالیت می کرد. و این حاکی از وابستگی شدید او به رژیم پهلوی می تواند باشد. با این توضیحات می توان مقصود واقعی دکتر جواد هیئت را از جمله "من در زندگی فردی و اجتماعی تا حد زیادی پیرو پدرم بوده ام" درک کرد!

همانگونه که علی هیئت در خدمت رژیم پهلوی بوده، دکتر جواد هیئت نیز در پیروی از پدرش تا پیروزی انقلاب اسلامی در خدمت رژیم خودکامه و ضد اسلامی پهلوی بوده است.

این پدر و پسر عمری در خدمت رژیم ضد اسلامی پهلوی بوده اند و با این حال دکتر جواد هیئت می نویسد: "من معتقد به خدای یگانه و دین اسلام هستم"

آری، معاویه و ابن ملجم و یزید و ابن زیاد و کسانی که شخصیت هایی مانند شهید مدنی و شهید دستغیب را کشتند، خود را مسلمان و معتقد به خدا معرفی می کردند. کسی که حقیقتا معتقد به خدای یگانه و دین اسلام باشد، باید اعمال او نیز اعمالی باشد که با اصول و احکام اسلامی در حد قابل قبولی منطبق باشد .آیا اعمالی مانند فعالیت در تحکیم پایه های رژیم ضد اسلامی و استبدادی پهلوی، عضویت و فعالیت در سازمان استعماری فراماسونری با عقیده به خدای یگانه و دین اسلام سازگار است؟

جواد هیئت در ادامه مرقوم داشته است: "من با تمام وجودم معتقد به استقلال، تمامیت ارضی و پیشرفت ایران هستم، خودم را ایرانی می دانم و ایران را وطن عزیز خود می شمارم. در اینجا باید کمی توضیح بدهم[!] ... من ایرانی را دوست دارم و برای آن جانفشانی می کنم (آرزو می کنم) که مردم آن دارای حقوق مساوی و خوشبخت باشند. برادری و برابری عملا هم از ارکان ملیت ما می باشد. من حاکمیت یک قوم بر دیگر اقوام را قبول ندارم... من به مردم و ملت ایران افتخار می کنم بدون خود بزرگ بینی و شوونیزم! در ایران اقوام مختلف با زبانها و ویژگی های مختلف زندگی می کنند... من یک آذربایجانی ترک و یا ترک زبان هستم. ترک و ترک زبان و ترکی هر سه مقوله فرهنگی هستند، بنابراین با هم فرقی ندارد..."

جواد هیئت می نویسد: "انسان با زبان مادری می اندیشد و اندیشه خود را با آن زبان بیان می کند و یا می نویسد. اگر بخواهد به زبان دیگری سخن بگوید و یا بنویسد، باید اندیشه خود را به آن زبان ترجمه کنند"!؟

اینجاست که جواد هیئت به مبحث اصلی خود یعنی همان بحث ترک گرایی (پان ترکیسم) می پردازد و وارد مساله اصلی یعنی قوم گرایی و تفرقه اندازی در جامعه اسلامی می شود که در این باره هم اصلی ترین بهانه، سوژه زبان مادری است.

بررسی این سطور از وصیت نامه پیر فراماسونر،‌جالب به نظر می رسد، او نوشته که با تمام وجود معتقد به استقلال، تمامیت ارضی و پیشرفت ایران است! همچنانکه خود را معتقد به خدای یگانه و دین اسلام معرفی کرد، اما در عمل خود و پدرش عمری در خدمت رژیم ضد خدایی و ضد اسلامی پهلوی بودند. جواد هیئت خود را معتقد به اسلام معرفی کرد، اما در سازمان استعماری فراماسونری که در استیلای غرب بر مسلمانان نقش مهمی دارد، عضویت داشته است . نیز خود را معتقد به استقلال و تمامیت ارضی و پیشرفت ایران معرفی کرده و در عباراتی شگفت انگیز می نویسد: "ایرانی را دوست دارم و برای آن جانفشانی می کنم" به راستی واژه "جانفشانی" از واژه هایی است که با شخصیت و زندگی کسانی مانند علی هیئت و جواد هیئت بیگانه است. هشت سال جنگ بر این مملکت تحمیل شد و کسانی مانند جواد هیئت غرق در ناز و نعمت و ثروت و رفاه در امنترین و خوش آب و هواترین نقطه تهران، خوش می گذراندند و هرگز برای جانفشانی حتی برای روزهایی معدود به جبهه های جنگ نرفتند ، شاید هم ما خبر نداریم و آقای جواد هیئت در کسوت یک بسیجی گمنام به جبهه رفته و در خط مقدم نبرد، در راه استقال و حفظ تمامیت ارضی ایران جانفشانی فرموده است!‌این از ادعای جانفشانی وی!...

جواد هیئت که مدعی جانفشانی در راه استقلال و تمامیت ارضی و پیشرفت ایران است، بعد از انقلاب اسلامی و در سایه آزادی فراهم آمده از خون صدها هزار شهید، با فعالیت های سیاسی در قالب و پوشش فرهنگ و مطبوعات، در راستای اهداف سازمان استعماری فراماسونری حرکت خود را ادامه داده و در راه تفرقه افکنی قومی، تضعیف وحدت ملی و خدشه به تمامیت ارضی فعالیت کرده است.

نشریه بی مایه "وارلیق" که جواد هیئت صاحب امتیاز و مدیر آن است. طی سی سال گذشته، در مسیر تبلیغ قومگرایی و پان ترکیسم و تبلیغ چهره های ضد ایرانی فعالیت داشته است. این نشریه در بسیاری از شماره های خود از عبارت جعلی جغرافیایی که توسط عناصر ضد ایرانی در باکو به عنوان نامی برای آذربایجان ایران ابداع شده و متعلق به ادبیات تجزیه طلبان وابسته است  ، استفاده کرده است و با همه اینها جواد هیئت خود را فردی مدافع استقلال و تمامیت ارضی ایران معرفی می کند!

اگر واقعا جواد هیئت معتقد به اسلام است چرا هرگز در نشریه « وارلیق » که طی بیش از سی سال در سایه آزادیهای حاصل از خون هزاران فرزند رشید اسلام در اختیار وی بوده  به نشر معارف اسلامی با اقداماتی مانند انتشار مقالات درباره صدها موضوع اسلامی همچون تاریخ اسلام - حیات ائمه اطهار علیهم السلام - فلسفه اسلامی - زندگی نامه های چهره های علمی اسلامی - ادبیات آیینی و عاشورایی - مهدویت - علوم قرآنی و...  نپرداخته است ؟ اما هر شماره از این نشریه ضداسلامی سرشار از مطالب قومگرایانه و تفرقه افکن بین ملت اسلام است و در اغلب شماره های آن مطالبی منتشر میشود که جز القای « ایده های پان ترکیستی » به مخاطب غایتی ندارد...حال اینکه همین نشریه تاکنون میلیاردها ریال از بیت المال مسلمین به صورت کاغذ - فیلم و زینک - و یارانه نقدی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران دریافت کرده است ؟

جواد هیئت با این کارنامه سیاه، از همکاری با دستگاه امنیتی پهلوی تا عضویت در فراماسونری و فعالیت تبلیغی علیه وحدت ملی و اتحاد مسلمین و تلاش در راستای تفرقه افکنی با انتشار نشریه "وارلیق"، می نویسد: "من حاکمیت یک قوم بر دیگر اقوام را قبول ندارم..." به عبارت روشن   ، او با این ترفند و بازی با سوژه زبان مادری، از حاکمیت یک قوم بر اقوام دیگر در ایران سخن می گوید! همان ایده ای که تئوریسین ها و کارگزاران ضد ایرانی در باکو و آنکارا و مراکز ویژه واشنگتن و لندن و رسانه های آذری زبان آمریکا و انگلیس آن را مورد توجه قرار داده اند تا میان ملت بزرگ ایران با سوژه قومیت مرزبندی و خط کشی و تفرقه افکنی کنند.

تاکید جواد هیئت بر زبان مادری و ایجاد تقابل بین زبانهای قومی و محلی با زبان ملی و رسمی و تاریخی کشور نیز همان ترفندی است که از سوی رسانه های وابسته به دستگاه های اطلاعاتی بیگانه و مراکز پژوهشی آنها پیگیری می شود.

ایجاد اختلاف بین اقوام مسلمان از مهمترین راهبردهای استعمار است. و در این راستا، از ابزاری مانند زبان قومی، فرهنگ های محلی و... بهره برداری می شود. بدینگونه که زبان قومی یا عناصر فرهنگی قومی مانند موسیقی و حتی سرزمین قومی را در تقابل با زبان ملی و عناصر فرهنگ ملی و حتی سرزمین ملی و میهن عمومی یک ملت قرار داده و اقوام را علیه همدیگر تحریک می کنند تا بحران و برادرکشی بین اقوام مسلمان ایجاد شود و استعمار بتواند استیلای خود را بر جوامع اسلامی ادامه دهد.

جواد هیئت تحصیلات طبی دارد و هرگز درباره تاریخ ، زبان ، شعر و ادب، سیاست ، قوم شناسی ، جغرافیا ، ژورنالیسم و رشته های متعدد مربوط به این علوم در هیچ مدرسه و دانشگاهی درس نخوانده است ، اما وانمود می کند که از این مسایل معلوماتی دارد و حتی با کمال خامی نظریه نیز ارایه میکند ، نظریه ای که اهل درس و دانش را به خنده وا میدارد ، او می نویسد : « من یک آذربایجانی ترک و یا ترک زبان هستم. ترک و ترک زبان و ترکی هر سه مقوله فرهنگی هستند، بنابراین با هم فرقی ندارد . » !!

در اینجا باید از زبان جناب مولوی سخن گفت که :

آن یکی شیر است اندر بادیه

وان یکی شیر است اندر بادیه !

  جواد هیئت می پندارد که با کشیدن شکل مار ، مخاطب را فریب داده است ، حال اینکه در واقع خود را فریب داده و مخاطب فرهیخته به ریش وی می خندد! چنانکه جناب مولوی می فرماید، بین شیر و شیر، و بادیه و بادیه فرق فراوان است و اصلا از جنس هم نیستند ، اگر چه رسم کلماتشان همانند است ! جواد هیئت تصور کرده که « ترک و ترک زبان و ترکی با هم فرقی ندارند ، چون هر سه مقوله  فرهنگی هستند ! »

جناب دکتر جراح قلب با این جمله حد اعلای سواد خود را در مباحث تخصصی نشان داده است : « ترک و ترک زبان و ترکی هر سه مقوله فرهنگی هستند، بنابراین با هم فرقی ندارد..."

یعنی اگر کودک آذری مسلمان در میان ارامنه یا روس بزرگ شود و زبان کاربردی او زبان ارمنی یا روسی باشد و زبان ملی خود (مانند فارسی ) و زبان مادری خود ( آذربایجانی یا به قول دوختور هیئت ترکی ) را نداند بنا بر این او دیگر ارمنی یا روس محسوب میشود ! زیرا محور هویت انسان از نگاه جناب دوختور " زبان " است... که در اینصورت بایستی به ریش دوختور محترم و رفقایش خندید . چرا که در اینصورت کسانی که در امریکا و کانادا و هند و پاکستان و... زبان مادری شان " انگلیسی " است بایستی انگلیسی محسوب شوند نه امریکایی و هندی و پاکستانی و...

با مثالی دیگر موضوع روشنتر می شود : درایران دو قوم ترکمن و آذربایجانی هستند که بنا به تعریف عوامانه دکتر جواد هیئت هر دو ترک بوده و فرقی با هم ندارند ، زبانشان هم ترکی است و ترک زبان هستند . درحالی که با اندکی تحقیق روشن میشود که میان این دو قوم تفاوت های گسترده ای وجود دارد . این دو قوم که به قول دکتر جواد هیئت هیچ فرقی با هم ندارند طرز زندگی ، جهان بینی ، مذهب ، آداب و رسوم ولباس و خوراک و در یک کلمه فرهنگ قومی  و مذهبی جداگانه و متفاوتی از هم دارند . این تفاوت چنان است که تاکنون کمتر و شاید نتوان دید که پسر آذربایجانی با دختر ترکمن و یا برعکس ازدواج کنند در حالی که ازدواج میان آذربایجانی ها با کسانی که زبان مادری متفاوتی دارند - مانند فارسی - بسیار معمول است . جواد هیئت می پندارد که چون آذربایجانی را میتوان ترک زبان گفت و از سویی باور دارد و مینویسد که ترک و ترک زبان و ترکی هیچ فرقی با هم ندارند بنا براین نتیجه اینکه فرقی میان ترک ترکیه  و  اویقورهای چینی و آذربایجانی های ایرانی وجود ندارد و این یعنی وحدت فرهنگی ترکها به زعم خام نظریه پردازان پان ترکیسم و پیروان آنها از جمله دکتر هیئت ! اینان تصور می کنند که با محور قرار دادن زبان قومی در تبلیغات می توانند در زندگی واقعی مردم نیز « زبان » را محور تصمیم گیری مردم قرار دهند و اندیشه و ارزشهای انسانی و اخلاقی را که با دین پدید آمده و با دین پایدار مانده اند از جایگاه محوری در زندگی مردم آذربایجان یا دیگر اقوام حذف کنند .

 جواد هیئت نیز همین مسیر را ادامه داده و از نوشتن دروغهای بزرگ پرهیز نمی کند می نویسد: "انسان با زبان مادری می اندیشد و اندیشه خود را با آن زبان بیان می کند و اگر بخواهد به زبان دیگری سخن بگوید و یا بنویسد، باید اندیشه خود را به آن زبان ترجمه کند!"

 

این سخنان جواد هیئت که برگرفته از مطالب تبلیغاتگران و تئوریسین های کشورهای استعماری است، دروغی آشکار و اهانتی به انسانهاست. انسان از چنان استعدادی برخوردار است که می تواند با هر زبانی که آن را آموخته، اندیشه خود را بیان کند و حرف بزند و بنویسد. بسیار مضحک و مسخره است که تصور کنیم استاد سید محمد حسین شهریار، شاعر ملی ایران، که آثار ماندگاری به زبان ملی مان یعنی زبان فارسی خلق کرده، ابتدا به زبان آذری یا آذربایجانی یا ترکی آذری فکر کرده و اندیشیده و سپس ترجمه افکار خود را به زبان فارسی به شعر درآورده و این شعرهای ترجمه شده ، توانسته است در شعر معاصر ایران و در زبانهای فارسی و آذربایجانی ، جایگاه برتر را از آن خود کند!

اینگونه سخنان که توسط دکتر جواد هیئت نوشته میشود حاکی از آن است که نامبرده تعریف اندیشه و زبان را نمیداند.اندیشه جوهر انسان است . همان که مولوی فرموده است : ای برادر  ! تو همه اندیشه ای . اندیشه جوهر وجودی انسان است در حالی زبان فقط در حد ابزار و وسیله است. چنین است که حتی افراد فاقد زبان و کر و بی سواد و فاقد قوه نوشتن نیز می توانند بیاندیشند. بسیار مضحک است که کسی بگوید انسان اول با زبان مادری اندیشه کرده و بعد از آن اندیشه خود را از زبان مادری به زبان دیگر بیان می کند و بنا بر این اگر کسی فاقد زبان و لال باشد نمی تواند اندیشه کند !

بیسوادی و نا آگاهی دکتر جواد هیئت و امثال وی از این همین جمله " انسان با زبان مادری می اندیشد ! " به صورت انکارناپذیری روشن می شود. از همین جمله که جزو جملات کلیدی قوم پرستان جاهل است مشخص می شود که اینان نه تنها تعریف حقیقی زبان را نمی دانند که اندیشه و انسان را نیز نمی شناسند.

زبان چیزی جز وسیله  گفتگو نیست و البته نیز تنها وسیله برای گفتگو نمی باشد. چنانکه انسانهای محروم از زبان  به وسیله حرکات دست و ... با همدیگر گفتگو  می کنند یا از طریق نوشتن . زبان منحصر به انسان نیست. زبان رنگ نیز زبانی است که انسانها با آن می توانند با همدیگر گفتگو کنند. زبان نور نیز چنین است . استفاد از زبان نور از طریق خودرو در حد معینی بین اسنانها رایج است . زبان نماد و نشانه نیز زبان دیگریست و...

جواد هیئت در زندگی شخصی خود نیز به حرف زدن به زبان مادری صادق نبوده است ! و دوستانش می دانند که وی در خانه و با همسر و فرزندانش به زبان ملی یعنی زبان فارسی گفتگو می کند !

آری چنانکه تئوریسین های یهودی و اروپایی ایده های ضد اسلامی مانند پان ترکیسم، پان ایرانیسم، پان عربیسم، پان آذریسم، پان کردیسم و... را ابداع کرده و در میان ملل و اقوام اسلامی ترویج و تبلیغ کردند و می کنند، جزئیات این ایده ها مانند محور قرار دادن زبان قومی و مادری یا رقص بومی و موسیقی و غیره را در جوامع اسلامی ترویج می کنند تا این آموزه های تفرقه افکنانه و ضد انسانی را جایگزین آموزه های اسلامی کنند.

جواد هیئت بعد از تکرار سخنان تئوریسین های غربی درباره زبان و القای قومگرایی به مخاطب، بار دیگر برای تطهیر خود و ترسیم سیمایی قابل قبول از خود می نویسد: "من با هر جور استعمار چه خارجی و چه داخلی مخالفم" این در حالی است که عملکرد دکتر جواد هیئت چه در دوره حکومت شاه و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به روشنی گواه آن است که نامبرده دروغ می گوید. اگر وی با استعمار داخلی و خارجی مخالف بود، چرا ده ها سال از عمر خود را در خدمت رژیم پهلوی که نماینده شناخته شده استعمار آمریکا بود، سپری کرد؟ چرا به همکاری با نهادهای امنیتی رژیم خونریز پهلوی پرداخت؟ چرا به عضویت سازمان استعماری و اطلاعاتی فراماسونری درآمد؟ و چرا بعد از انقلاب نیز در راستای اهداف استعمار – که از جمله آنها ترویج قومگرایی و مخالفت با انقلاب اسلامی است- فعالیت کرد.

مجله وارلیق علاوه بر اینکه نشریه ای در راستای تحقق اهداف سازمان فراماسونری و استعمارگران است، به عنوان پوششی برای فعالیت شبکه ای از عناصر وابسته به بیگانگان مورد استفاده قرار گرفته است. ارتباطات مستمر جواد هیئت با برخی دولتهای استبدادی و خودکامه خارجی مانند دولت باکو بر کسی پوشیده نیست. این دولت، رکورد تخریب مساجد را به نام خود ثبت کرده است. زندانهای این دولت پر از جوانان مسلمان آذربایجانی است که بزرگترین خواسته آنها، آزادی حجاب و آموزش قرآن و اجرای احکام اسلامی است. نوکری دولت باکو برای استعمار آمریکا و صهیونیسم جهانی بر کسی پنهان نیست، این دولت، جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) را در اختیار آمریکا و صهیونیسم قرار داده است. جواد هیئت طی سالهای گذشته، مدتهای متمادی در هتل های اختصاصی این دولت در باکو سپری کرده و حتی به دیدار و خدمت رئیس خودکامه این دولت شتافته است، و این دولت استعماری، به پاس خدمات جواد هیئت، تصویر وی را در کتاب ضد ایرانی "آتایوردو" (کتاب درسی دولت باکو) چاپ کرده است!

ااینگونه است که جواد هیئت، عضو شهربانی (پلیس) رژیم شاه، همکار کمیته مشترک (کمیته مشترک ساواک و شهربانی) عضو سازمان معروف فراماسونری و عضو چند تشکل خارجی دیگر، خود را "مخالف اسعتمار داخلی و خارجی" معرفی می کند!

اما ماه پشت ابر پنهان نمی ماند!

تلاش نمایندگان مجلس برای الحاق جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) به وطن

 

دامه حمایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی از برگزاری همه پرسی در ایران شمالی

به دنبال گسترش حمایتهای  مردمی و رسانه ای از برگزاری  رفراندم در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان )، نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز به این حرکت تاریخی پیوسته  اند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ،طرح برگزاری  همه پرسی در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) درباره تعیین سرنوشت این منطقه  که با انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای  و به زور از خاک ایران جدا شده ، نخستین بار توسط  منصور حقیقت پور نماینده مردم قهرمان اردبیل در مجلس شورای  اسلامی  ارایه شد . نماینده اردبیل از دولت باکو خواست ، برای پایان دادن به هر گونه مناقشه سیاسی درباره سرنوشت این منطقه جدا شده از خاک ایران ، همه پرسی با نظارت گروههای مردمی در ایران شمالی برگزار شد و مردم ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) ، نظر خود را از طریق صندوقهای رای گیری به دو موضوع  ، تشکیل نظام جمهوری اسلامی  یا پیوستن دوباره به  ایران ابراز کنند و این همه پرسی مبنای تصمیم گیری درباره سرنوشت این منطقه جدا شده از خاک ایران باشد.

دولت باکو با مسکوت نهادن موضوع برگزاری رفراندم  ، به تلاشهای ضد ایرانی خود از جمله برپایی نشست عناصر تجزیه طلب ضد ایرانی و ماموران اطلاعاتی بیگانه در باکو اقدام کرد. به دنبال تداوم شیطنتهای دولت باکو ، طرح برگزاری رفراندم در ایران شمالی ، به صورتی شفافتر از سوی مدیر مسول روزنامه کیهان ارایه شد که در رسانه های ایران و باکو با بازخورد گسترده ای مواجه شد.

حمایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی موضوع  برگزاری رفراندم در ایران شمالی  را اهمیت بیشتری بخشیده است. کمال الدین پپرموذن نماینده مردم اردبیل  در مجلس شورای اسلامی ، از تلاش برای تهیه طرحی برای بازنگری در قرار دادهای ننگین گلستان و ترکمانچای در مجلس شورای سالامی خبر داد.

وی افزود : نمایندگان آذربایجان در مجلس این طرح را پیگیری می کنند

طرح بررسی  عهدنامه های ننگین و تحمیلی گلستان و ترکمانچای - که به جدایی شیعیان قفقاز از ایران منجر شده -  خبری بود که چند ماه پیش از سوی نماینده  مردم ارومیه در مجلس منتشر شده بود. نادر قاضی پور اینب ار با قاظعیت بیشتری در یانب اره سخن گفت . وی در نطق میان دستور خود در صحن مجلس شورای اسلامی گفت : ما نمایندگان مجلس شورای اسلامی به دولت باکو هشدار می دهیم که اگر دست از شرار برندارد، عهدنامه های نگین گلستان و ترکمانچای در مجلس به بحث و بررسی گذاشته خواهد شد.

 نماینده ارومیه با حمایت از طرح برگزاری همه پرسی در ایران شمالی برای تعیین تکلیف نظام حکومتی و ماجرای الحاق مجدد این منطقه به ایران گفت : اگر سران آران و شروان در ادعاهای خود ( عدم رغبت اهالی  منطقه برای پیوستن به ایران ) صادق اند ، اجازه بدهند  موضوع الحاق ایالتهای  از ایران جدا شده ی آن منطقه به همه پرسی اهالی گذاشته شود .

 

قاضی پور افزود : نتیجه این همه پرسی برای همه معلوم است ؛ و همه میدانند که مردم این منطقه  برای پیوستن به ایران اسلامی رای میدهند.

 

 
شایان ذکر است طی روزهای گذشته مقامات و رسانه های دولت باکو با واکنشهای اضطراب آمیز درباره پیشنهاد نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای اسلامی ، تلاش کردند تابا ارایه تفسیرهای انحرافی از موضوع مانند دخالت ایرانی ها در امور داخلی باکو ، موضوع برگزاری رفراندم در ایران شمالی را به حاشیه براند ،  این در حالی است که اقشار مختلف مردم که از حکومت استبدادی ، فقر اقتصادی شدید ، استیلای بیگانگان بخصوص  امریکا و صهیونیسم بر دولت باکو  و غارت منابع سرشار نفت کشور ، گسترش مراکز فساد وفحشا و... به تنگ آمده اند ، از پیشنها د نمایندگان  آذربایجان در مجلس شورای اسلامی برای برگزاری رفرندم و پیوستن به وطن اصلی خود ایران استقبال می کنند.

نشریات ضد ایرانی چگونه منتشر میشوند؟

 

انتشار نشریات ضد وحدت ملی با مجوز و

حمایت وزارت ارشاد ادامه دارد!

 

 

انتشار نشریات ضد وحدت ملی، قومگرا و تفرقه افکن  که در دوره اصلاحات رونق گرفته و از حمایتهای یارانه ای وزارت ارشاد نیز برخوردار بود ، انتظار میرفت که در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد پایان یابد ، اما در سایه بی توجهی های  برخی مدیران کل وزارت ارشاد در استانها و مرکز، انتشار اینگونه نشریات ضد وحدت ملی و تفرقه افکن همچنان ادامه دارد و گزارشها حاکی از آن است که اینگونه نشریات ضدوحدت ملی و تفرقه افکن که در هیچ کشوری

به آنها اجازه انتشار داده نمی شود ، حتی از حمایتهای مالی (یارانه  ای ) وزارت ارشاد برخوردارند تا راحت تر و با فراغ بال افزونتر بتوانند در راستای قومیت گرایی و تضعیف وحدت و امنیت ملی تلاش کنند!

ترویج قومیت گرایی و تجزیه طلبی در قالب نشریات محلی از شیوه های رایج برای ایجاد زمینه های برادر کشی های قومی در کشورهای هدف است که توسط دولتهای بیگانه بخصوص سازمانهای اطلاعاتی انجام می شود. اینگونه نشریات در واقع ، طرحها و پروژه های سازمانهای اطلاعاتی بیگانه را که اصلی ترین هدف آن ، تضعیف و تخریب وحدت ملی و ایجاد زمینه های لازم برای اغتشاشات و برادرکشی های قومی است ، اجرا می کنند.

نشریه بیگانه گرای معروف ، چاپ ارومیه، که در سال 1384 بعد از سالها فعالیت در راستای ترویج قومگرایی و پان ترکیسم ، تضعیف وحدت ملی و فعالیت واضح به نفع یک دولت بیگانه و ضد اسلامی ، توسط هیات نظارت بر مطبوعات ، امتیازش لغو شده بود، دوباره منتشر می شود! این نشریه همچنان به فعالیتهای ضد ایرانی خود ادامه میدهد و در شماره تازه خود(شماره 511) شعری از یک شاعر ضد روحانی معروف قفقاز درج کرده که معنای بیت اول آن چنین است:« مرد هر چه گریه کند ، بی غیرت می شود. چنانکه ایران گریه کرد و بی غیرت شد ... » این نشریه و برخی نشریات مشابه آن درمناطق مختلف بخصوص در ارومیه با انتشار مطالب به ظاهر تاریخی بر مبنای تاریخ نگاریهای پان ترکیسم، تاریخ ایران را تحریف و به سود پان ترکیسم مصادره می کنند. اینگونه نشریات بیگانه گرا و ضد وحدت ملی با انتشار مطالبی جهت داردرباره زبان های محلی ، تاریخ و... تلاش میکنند ، به احساسات قومی دامن زده و با ایجاد شکاف و اختلاف بین اقوام ایرانی ، نقشه های بیگانگان را پیاده کنند.

تبلیغ چهر ه های بیگانه گرا ، تفرقه افکن ، عناصر چپگرای سابق(شوروی گرا ) و انتشار مطالب اینگونه افراد در قالب مطلب تاریخی و مصاحبه و غیره از دیگر اقدامات ، نشریات بیگانه گرای محلی است.اینگونه نشریات با سیاهنمایی از وضعیت آذربایجان در قیاس با دیگر مناطق کشور یا با سوژه های مختلف مانند دریاچه ارومیه در راستای « ایجاد نارضایتی قومی » تلاش می کنند.

طیف نشریات بیگانه گرای محلی ضدوحدت ملی در آذربایجان که در دوره اصلاحات سازماندهی و فعال شدند ، دارای گستره های توزیع متفاوت بوده و اغلب سعی دارند مناطق آذری نشین را پوشش دهند. ایجاد نارضایتی بین مردم آذربایجان با استفاده از عناصر قومی ، و فعالیت در پوشش مطبوعات برای نیل به این هدف از جمله شیوه های فعالیت مطبوعات محلی بیگانه گرا و ضدوحدت ملی است .برخی از اینگونه نشریات به طور مستمر در راستای تامین منافع یک دولت ضد اسلامی همجوار فعالیت دارند و مناسبتهای تقویم کاری آن دولت را نیز پوشش می دهند.

 

اما سوال اصلی این است که چرا با اینگونه نشریات که با فعالیتهای سیاه خود عناصر هویتی و موجودیت ملت ایران یعنی وحدت ملی و تمامیت راضی را هدف گرفته اند ، برخورد جدی نمی شود ؟ بدیهی ترین  وظیفه ادارات کل ارشاد در این باره چیست ؟ وزارت ارشاد و اداره کل مطبوعات ، چرا در این باره ساکت است و نه تنها ساکت ، که با اختصاص یارانه از نشریات ضد وحدت ملی حمایت هم میکند؟! آیا فرد یا افرادی در ادراه کل مطبوعات داخلی به عنوان کارشناس یا غیره هستند که از اینگونه نشریات حمایت کرده و وضعیت آنها را به اطلاع مدیر کل یا مسولان ذیربط نمی رسانند؟ استانداران به عنوان بالاترین مسول امنیتی استانها در این زمینه چه مسولیتی دارند ؟ و سایر نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و...

شایان ذکر است ؛ روزنامه آذربایجان، در شماره مورخ 8 مرداد 91 ، گزارشی با عنوان « حمایت مالی وزارت ارشاد از نشریات تجزیه طلب و ضد وحدت ملی » منتشر کرد ، انتظار میرفت انتشار این گزارش ، واکنشی از سوی وزارت ارشاد نسبت به مطبوعات محلی بیگانه گرا و ضد وحدت ملی را در پی داشته باشد ،اما با گذشت چندین ماه از انتشار این گزارش هشدار دهنده ، برخی نشریات شناخته شده ی ضد وحدت ملی بخصوص در ارومیه همچنان منتشر می شوند؟

بی توجهی به موضوع « تجزیه قومی » توسط وزارت ارشاد به حوزه مطبوعات محلی محدود نمی شود ، متاسفانه وضع حوزه کتاب نیز در این زمینه نگران کننده است. کتابهایی با مجوز ارشاد منتشر می شود که درآنها تاریخ کشور به نفع دیدگاههای ضدوحدت ملی و تجزیه طلبانه مصادره می شود ، یا کتابهایی در قالب رمان و ... منتشر شده اند که درآنها تلاش شده ، چهره منفور و سیاه گروهکهای تجزیه طلب و وابسته به بیگانه ( مانند گروهک فرقه دمکرات آذربایجان ) تطهیر و تبلیغ شود . کتابهایی منتشر میشود که در آنها از اسامی جعلی جغرافیایی برای آذربایجان ( مشابه خلیج ع ر ب ی ) استفاده می شود و...

در هر حال در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ، قابل پیش بینی است که فعالیتهای نشریات ضدوحدت ملی افزایش خواهد یافت ، به راستی مسول تداوم انتشار اینگونه نشریات تفرقه افکن و قومگرا  که در هیچ کشوری به آنها اجازه انتشار داده نمی شود  چه کسی یا چه کسانی هستند ؟ هر گونه فعالیت تبلیغی ، اثرگذاری ویژه خود را در افکار عمومی و مخاطبان دارد و خسارتهای خاص خود را ایجاد می کند ، مسول خسارتها و تبعات ناشی از تبلیغ قومگرایی و تجزیه طلبی توسط نشریات مجوز دار و مورد حمایت مالی ، و کتابهای مجوز دار از وزارت ارشاد ، چه کسانی هستند؟ با عنایت به تداوم روند انتشار نشریات و کتابهای ضد وحدت ملی ، و عدم توجه اساسی یا توفیق وزارت ارشاد دراین باره ، آیا توجه مراکز تصمیم گیری تخصصی کشور مانند شورای  امنیت ، شورای عالی امنیت ملی یا مجلس شورای ملی و... ضروری  نیست ؟

 

الهام علی اف به عنوان مفسد مالی بزرگ معرفی شد.

 

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی به نقل از روزنامه آزادی چاپ باکو ، رییس دولت باکو یکی از مفسدان بزرگ مالی جهان است که برای موسسات بین المللی  بررسی کننده فساد ، چهر های شناخته شده است.

این روزنامه نوشت :الهام علی اف به عنوان مفسد مالی در سال 2012 در جهان از سوی سازمان بین المللی تحقیقات در فساد و جرایم سازمان دهی (OCCRP) اعلام شد.

گفتنی است خانواده حیدر علی اف حدود بیست سال است که قدرت را در باکو در دست دارد. نفت و اقتصاد در اختیار طیفی از وابستگان این خانواده و افرادی چون الهام علی اف ، رامیز مهدی اف ، کمال الدین حیدر ، رونق عبدالله یف و...  است و این گروه ثروت و منابع کشور را مانند اموال شخصی در اختیار گرفته و دهها شرکت تجاری سود اور نیز ایجاد کرده اند.این در حالی است که با گذشت 17 سال از امضای آتش بس توسط حیدر علی اف و خاموشی مناقشه قره باغ ، اوارگان این مناقشه همچنان در چادرها و کپرها و تحت پوشش مراکز خیریه مانند کمیته امداد امام خمینی زندگی می کنند.

 

 

گزارشی از قیام مردمی در شهر اسماعیل لی علیه رژیم باکو

 

مردم خواستار برکناری الهام علی اف هستند و با وجود دستگیری صدها تن از اهالی و استقرار پلیس ویژه در خیابانها و کوچه ها ُ تظاهرات ضد دولتی ادامه دارد.

با گذشت قریب یک ماه از آغاز قیام مردم در شهر « اسماعیل لی » علیه دولت باکو و با وجود استقرار هزاران نیروی ویژه پلیس و ارتش دراین شهر ، قیام و تظاهرات در این شهر همچنان ادامه دارد.

روزنامه گوندم خبر، چاپ باکو در این باره نوشت : تظاهرات مردم خشمگین که طی چند روز گذشته با به آتش کشیده شدن چند خودرو و یک هتل که گفته می شود از املاک متعلق به خانواده فرماندار شهر اسماعیلی که برادر فضولی علی اکبراف وزیر کار و تامین اجتماعی دولت باکو می باشد و همچنین با درگیری هایی بین تظاهر کنندگان و نیروهای پلیس ادامه یافته است، وزارت کشور و دادستانی باکو در مورد علت وقوع این آشوب ها، بیانیه مشترکی صادر کردند. علیرغم دستگیری صد ها تن از تظاهرات کنندگان خشمگین که از استیلای طایفه منسوب به دولت باکو بر این شهر به ستوه آمده اند ، تظاهرات و درگیریهای پراکنده بین مردم و نیروهای ویژه پلیس ، وزارت امنیت و ارتش ادامه دارد.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی بنا به اعلام مطبوعات باکو ، در شهر اسماعیل لی به طور غیر رسمی وضعیت فوق العاده اعلام شده و نیروهای ویژه وزارت کشور در مرکز این شهر مستقر شده اند. ژنرال "جوانشیر محمداف" رییس اداره امنیت عمومی وزارت کشور و "نوروز اصلان" نماینده انتصابی شهر اسماعیللی در پارلمان باکو نیز عازم این شهر شده اند. نیروهای پلیس در مقابل منازل مردم در آماده باش به سر می برند و عبور و مرور در معابر شهر و خروج مردم از منازل شان در حد امکان محدود شده است. برق بخش های زیادی از شهر قطع شده و همه این اقدامات با نگرانی از آغاز مجدد تظاهرات در ساعات عصر در ارتباط است...

علیرغم همه این اقدامات، طی رزوهای گذشته مردم از ساعت 10 صبح شروع به تجمع در مقابل هتل چراغ که در نخستین روزهای قیام به آتش کشیده شده بود، کرده اند. آنها سپس در مقابل فرمانداری اسماعیل لی شروع به تجمع کرده اند. تانکرهای آب پاش برای متفرق کردن تظاهر کنندگان به محل آورده شده و فرمانده پلیس ضربت هشدار داده است چنانچه تجمع کنندگان متفرق نشوند، برای پراکنده کردن آنها ، توسل به خشونت اداه خواهد یافت با این حال به تدریج بر تعداد تجمع کنندگان افزوده شده و آنها شعار استعفای فرماندار و برکناری الهام علی اف را سر داده اند.

متعاقبا ماموران پلیس به سوی مردم بمب های صدا زا و گاز اشک آور شلیک کرده اند. نیروهای پلیس در اطراف ساختمان های دولتی کشیک می دهند.

عده ای از اهالی مجددا در ساعت 30/2 بعد از ظهر تلاش کرده اند در مقابل فرمانداری شهر اسماعیل لی  تجمع کنند و در نتیجه بین تظاهر کنندگان و نیروهای پلیس درگیری روی داده و تعدادی از تظاهر کنندگان بازداشت شده اند. گفته می شود که تعدادی از این افراد تحت شکنجه قرار گرفته اند.

در این حال، نظامی علی اکبراف فرماندار اسماعیلی روز گذشته و در پی تظاهرات معترضان در مقابل فرمانداری با شعار استعفای وی، با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرده است: « دعوای دو نفر در نتیجه سانحه رانندگی در اسماعیلی را نمی توان سیاسی کرد. این یک مساله سیاسی نیست!»

 

وی همچنین با تکذیب شایعات در مورد خارج شدنش از شهر اسماعیل لی و بیان این که از آغاز این حوادث در شهر اسماعیلی بوده و از شهر خارج نشده است، در رابطه با درخواست تظاهر کنندگان برای استعفای خود، اعلام کرده که از سوی الهام علی اف به این سمت منصوب شده و به درخواست چند نفر از پست خود استعفا نخواهد داد و صرفا در صورتی که الهام علی اف او را از این پست عزل بکند، از این پست کناره گیری خواهد کرد.

گفتنی است که اغلب روزنامه های چاپ باکو گزارشات مفصلی در مورد وقایع و اعتراضات در شهر اسماعیلی منتشر کرده اند. روزنامه « ینی مساوات» ارگان حزب مساوات در گزارشی با عنوان « آخرین اخبار در رابطه با اسماعیل لی آشوب زده»، از گسیل نیروهای کمکی به این شهر برای مقابله با اعتراضات مردم این شهر خبر داده است. به نوشته این روزنامه ماموران پلیس محلی با کلاشینکف و گلوله های جنگی مسلح شده اند و نیروهای ماسک دار در شهر دیده می شوند. بازداشت ها ادامه دارد و تشنج فرو نمی نشیند.

به نوشته این روزنامه، "موسی یعقوبلو" نماینده سابق اسماعیلی در پارلمان باکو که در ضمن شاعر شناخته شده ای نیز می باشد، در مصاحبه با سایت « ینی مساوات» با حق دادن به تظاهر کنندگان این شهر گفته است که نه تنها مردم اسماعیلی، بلکه اهالی سایر مناطق آذربایجان نیز از دولت ناراضی هستند و یک جرقه کافی است که مردم قیام بکنند.

 

تکرار قیام مردم قبا در اسماعیل لی

 

روزنامه مساوات نو (یئنی مساوات ) چاپ باکو  طی گزارشی در رابطه با تداوم تظاهرات گسترده اهالی شهر اسماعیل لی ، حادثه ای را که منجر به وقوع قیام اهالی شهر اسماعیل لی شده درج کرده است. به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، مساوات نو نوشت : سلطه خانواده اکبراف ها بر شهر اسماعیل لی مردم را به ستوه آورده است.

مردم به ستوه آمده از طایفه علی اکبراف ها که در راس فرمانداری این شهر قرار دارند، املاک متعلق به ناظم علی اکبراف فرماندار اسماعیلی و برادرش فضولی علی اکبراف وزیر کار و تامین اجتماعی دولت باکو در این شهر را به آتش کشیدند. این گزارش حاکی است که رفتار پسر فضولی علی اکبراف در فحاشی به مردم و ضرب و شتم آنها عامل قیام مردم این شهر بوده است. به این ترتیب که وی هنگامی که با خودروی شخصی خود عازم مرکز تفریحی بوده، سانحه کوچک رانندگی ایجاد کرده و علیرغم مقصر بودن در این حادثه و به جای عذرخواهی از طرف مقابل، از ماشین پیاده شده و مردم تماشاگر را به باد ناسزاگویی گرفته است. در نتیجه، ساکنان نزدیک محل، پسر وزیر را کتک زده اند. سپس با افزایش هیجانات ماشین وی را نیز به آتش کشیده اند. اهالی شهر به سرعت از این خبر مطلع شده و مانند حادثه شهر قبا سر به عصیان برداشته و جاده باکو ـ غبله را مسدود کرده اند. در پی این حادثه هتل متعلق به خانواده علی اکبراف ها را نیز آتش زده اند.

در این حال، عیسی قنبرمسول حزب مساوات در اعلام موضع در رابطه با حوادث شهر اسماعیلی در مصاحبه با سایت ینی مساوات گفته است: در جلسه مجلس اجتماعی نیز اعلام کردیم که مظالم رژیم فاسد علیه مردم روزی موجب انفجار اجتماعی خواهد شد و اعتراضات به این نوع مدیریت ناکارآمد به اشکال مختلف ظاهر خواهد شد. حکومت باید از همه این مسایل درس عبرت بگیرد و به جای ایجاد جو خفقان علیه مردم، باید در مورد برآورده ساختن مطالبات به حق ملت و انجام اقداماتی در این راستا بیاندیشد»

در این حال، دادستانی کل و وزارت کشور دولت باکو در مورد قیام اهالی در شهرستان اسماعیل لی بیانیه مشترکی منتشر کرده است. به گزارش خبرگزاری ترند، در این بیانیه آمده است:

« درگیری ها در شهر اسماعیل لی به این دلیل رخ داده که دو نفر به نام های امیل شمس الدین اف، مالک هتل چراغ و علم الدین محمد اف ساکن شهر باکو که در حال مستی رانندگی می کرده اند، با اتومبیل فردی که ساکن شهرستان اسماعیل لی بوده است تصادف می کنند. بعد از تصادف این دو نفر از ماشین پیاده شده رامیل بکیر اف را در مقابل انظار مردم شهر کتک می زنند و به افرادی که به رفتار آنها اعتراض کرده اند، ناسزا گفته و آنها را تحقیر می کنند. این اقدام آنها سبب می شود که اهالی شهر به هتلی که شمس الدین اف صاحب آن بوده حمله کنند و آن را به آتش بکشند. همچنین معترضین به خانه پسر شهردار این شهر نیز حمله و تلاش می کنند این خانه را نیز به آتش بکشند. در اثر این حادثه چهار نفر زخمی شده اند که سه نفر آنها مامور پلیس بوده اند.

در حال حاضر امیل شمس الدین اف و علم الدین محمد اف دستگیر شده اند. پرونده جنایی افتتاح و تحقیقات در این مورد ادامه دارد.»

شایان ذکر است بنا به تحلیل کارشناسان سیاسی بیطرف در باکو ، وقوع قیامهای زنجیره ای در شهرهای مختلف ایران شمالی از جمله نخجوان ، قبا ، لنکران ، گنجه ، نارداران و باکو طی دو سال اخیر حاکی از به اتمام رسیدن صبر مردم مظلوم ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) از مظالم رژیم دیکتاتوری است و اگر رژیم در شیوه حکومتداری خود بخصوص  مسلط کردن خانواده های ویژه بر امور اقتصادی و سیاسی ، ممنوعیت حجاب و اموزش قرآن کریم و تحصیل علوم دینی ، تامین نیازهای نفتی رژیم صهیونیستی و سپردن امور کشور به امریکا و عوامل صهیونیسم تجدید نظر نکند ، با افزایش نارضایتی ها ، قیامهای زنجیره ای تداوم یافته و به قیامی خونین و سراسری تبدیل خواهدشد..