خاقانی شروانی

در شرح حال و حیات شاعران و نویسندگان و وضعیت فرهنگی اراضی قفقازی ایران

داعشی های آذری زبان و نقش آنها در جنگ سوریه

نگاهی به موضوع :

  وهابی های آذری زبان در گرداب سوریه

·      دکتر عارف محمدزاده

 

 تاکنون دهها تن از وهابی های جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) که از میان اقلیت سنی مذهب این منطقه با همکاری سازمان اطلاعات ترکیه " میت" به سوریه اعزام شده اند کشته شده اند. در مطبوعات باکو هر از گاهی اخباری اینها درج میشود . اغلب رسانه های باکو اعم از مطبوعات و رسانه های دولتی و دولتگرا و مطبوعات غربگرای مخالف دولت نسبت به رواج افراطیگری و وهابیسم در این کشور موضع منفی دارند با یان حال افراطیگری در جامعه اقلیت سنی های ایران شمالی رواج یافته و این محصول تلاش بیست ساله کشورهای مرتجع عرب حاشیه خلیج فارس و فعالیتهیا سازمان دیانت ترکیه و فرقه نورچی های ترکیه به ریاست فتح الله گولن مامور با سابقه سازمان سیا می باشد. در این باره مقاله ای به قلم دکتر عارف محمدزاده از کارشناسان برجسته مسایل قفقاز نوشته شده است : 

گزارشهای مطبوعات و رسانه ها ی مختلف  باکو ، روسیه و سایر منابع ، حاکی از آن است که بیش از 400 تن وهابی از اتباع دولت باکو در جنگ سوریه در صف تروریستهای وهابی و ضدشیعی گروههای افراطی عرب حضور داشته و علیه سوریه و شیعیان در حال نبرد می باشند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ؛ طی روزهای اخیر مساله حضور اتباع وهابی از ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) در سوریه ، بازتاب گسترده ای در مطبوعات باکو داشته و احزاب و گروههای سیاسی و مطبوعات نسبت به حضور این افراد در سوریه ابراز ناراحتی کرده اند. آنچه در موضع گیری احزاب و مطبوعات و چهره های سیاسی ، نمایندگان پارلمان و حتی امنیتی های بازنشسته که اکنون در نقش کارشناس و تحلیلگر فعالیت دارند ، این است که همه این طیفها به اتفاق ف مخالف شدید حضور وهابی ها در سوریه هستند.

بررسی گزارشهای مطبوعات و رسانه های خبری باکو طی ماههای اخیر حاکی از آن است ، که افراد وهابی بخصوص در مناطق شمالی این کشور( منطقه سنی نشین ) توسط گروهها و افراد مرتبط با ترکیه برای حضور در سوریه ثبت نام شده و سپس به صورت انفرادی یا تیمهای چند نفری به ترکیه اعزام میشوند  و در ترکیه مورد سازماندهی و آموزشهای تروریستی قرار گرفته و وارد سوریه میشوند . بعضا این افراد در داخل سوریه (در مناطق تحت اشغال تروریستها ) نیز آموزشهای تروریستی و جنایتکارانه را طی میکنند.

جامعه ایران شمالی اعم از مردم ، احزاب سیاسی و مطبوعات با گرایشهای متفاوت و متضاد سیاسی ، مخالف حضور اتباع کشورشان در جنگ نیابتی در سوریه هستند ، جنگی که توسط امریکا و رژیمهای وابسته بر ملت مظلوم و مقاوم سوریه تحمیل شده و تاکنون صدها هزارکشته و مجروح ، میلیونها آواره  و میلیاردها دلار خسارت مادی بر جای گذاشته است ف جنگی که در آن تروریستها سرهای شیعیان را به جرم شیعه بودن از تن جدا میکنند ، قلب مخالفان خود را از سینه در آورده و به دندان میکشند...

 

·      جهاد و پول  و  دختران جهاد نکاح ؛ سه عنصر انگیزه بخش برای تروریستهای وهابی قفقاز

 

روزنامه «ینی مساوات»(مساوات نو )ارگان حزب غربگرای مساوات و مخالف دولت الهام علی اف اخیرا در گزارشی نوشت : "اداره مسلمانان قفقاز نشستی در رابطه با آن دسته از شهروندان که در جنگ داخلی سوریه شرکت و در آنجا به هلاکت می رسند برگزار کرده است. در این نشست فتوای شورای قضات صادر شده است. در این فتوا آمده است: «ما از مسأله حضور هموطنان مان در مناقشات مسلحانه در برخی از کشورهای خارجی نگران هستیم. معرفی اقدامات آنها به عنوان جهاد و هلاکت آنها به عنوان شهادت پایه و اساس دینی ندارد. ما حضور برخی شهروندان مان در اختلافات و دخالت این شهروندان در امور داخلی برخی کشورها را به طور قاطع محکوم می کنیم. دینداران ما اقدامات نهادهایی که با حمایت برخی کشورهای خارجی فعالیت می کنند، در راستای ایجاد بی ثباتی در جمهوری آذربایجان و سوء استفاده از دین به منظور ایجاد خرابکاری را غیر قابل قبول می دانند.

ما به عنوان مرکز دینی مسلمانان قفقاز، همواره اعتراض خودمان نسبت به انجام اقدامات تروریستی و افراطی در مناطق مختلف جهان را اعلام کرده ایم.

ما اقدامات افرادی که تحت تأثیر برخی گرایشات افراطی مذهبی خللی به دین مقدس ما و منافع کشور ما وارد می کنند را به طور قاطع محکوم می کنیم. "

شیخ الاسلام پاشازاده رئیس اداره مسلمانان قفقاز در این نشست با بیان این که پس از این فتوا اعمال فشارها (از سوی محافل وهابی )علیه اداره مسلمانان قفقاز آغاز می شود، گفت: «برخی رسانه ها طی چند روز با استفاده از مسأله سوریه فرصتی برای افزایش فشارها علیه اداره مسلمانان قفقاز ایجاد کرده اند. برخی رسانه ها شروع به انتشار حرف های مزخرفی علیه من کرده اند. آنها باید بدانند که من از هیچ چیز نمی ترسم. اغلب آنها جوان هستند. مرا خوب نمی شناسند. آنها شهادت واقعی را ندیدند. برخی نیروها با حمایت کشورهای خارجی قصد دارند درگیری های مذهبی در جمهوری آذربایجان ایجاد کنند. باید هشیار و مراقب باشیم"

شیخ الاسلام با بیان این که تعداد فرقه ها در جمهوری آذربایجان افزایش یافته است، گفت: « برخی شهروندان ما به نام جهاد در سوریه می جنگند. این درست نیست. همچنین آنها به منظور کسب پول به سوریه می روند. رسول اکرم (ص) فرمود: «جنگیدن برای کسب پول جهاد محسوب نمی شود.» اطمینان دارم که دولت باکواقدامی در رابطه با این مسأله انجام خواهد داد"

شیخ الاسلام پاشازاده اظهارات حیرت آور خود را در پایان سخنرانی خود مطرح کرده است. وی گفت:"فرزندان برخی مقامات باکو به عضویت فرقه های مختلف درآمده اند"

 در مطبوعات و رسانه ها اغلب انگیزه وهابی ها از انجام جنایتهایی مانند سربریدن شیعیان و در آوردن قلب آنها از سینه با انگیزه های افراطی فرقه ای در ارتباط دانسته میشود ، اگر چه این ادعا تا حدی نیز درست است ، چرا که مفتی های وهابی مستقر در عربستان و قطر همواره بر کفر شیعیان فتوا میدهند و معاویه را " امیرالمومنین ! " میخوانند و لعن یزیدبن معاویه را هم جایز نمیدانند ! اما غیر از این ، چیزی که برای جوانان احساسی و فقیر که در مناطق مختلف از باکو تا چچن و پاکستان و لبنان و افغانستان تحت آموزش و تاثیر شبکه های وهابی وابسته به دولت مرتجع عربستان و قطر قرار گرفته اند ، جاذبه ایجاد میکند ، " پول " است. این واقعیت در سخنان رییس اداره روحانیت قفقاز منعکس شده است. دولتهای عربستان و قطربه نیابت از دولت امریکا  برای هر تروریست ماهانه مبلغی در حدود هزار دلار میپردازند ، در کنار پرداخت این مبلغ ، فتوایی نیز به نام " جهاد نکاح " از سوی مفتی های درباری عربستان و قطر و دیگر مفتی های محافل وهابی از لبنان تا سوریه صادر شده است تا " مجاهدان ! " در کنار انگیزه مقدس جهاد ! و در کنار دریافت پول ، از بابت مسایل جنسی نیز خیالشان راحت باشد! شگفت اینجاست مفتی های وهابی که " عقد موقت " را حرام میدانند، فتوا داده اند که یک دختر جهادگر سنی مذهب برای کمک به جهاد گران در سوریه ( تروریستهاس داعش و النصره و ...) میتواند خود را در اختیار این افراد به تعداد کثیر قرار داده و پاداش معنوی و اخروی هم داشته باشد !؟

 

·      برای شیوع وهابیت در ایران شمالی چقدر هزینه شده است؟

 

وهابی گری ، سلفی گری ، تکفیری گرایی و گرایشات فکری از این دست ، هرگز در قالب محفل و مسجد و تیم و گروه در ایران شمالی سابقه نداشته است. هرگزی کسی پیدا نمی شد که با نگاه به ظاهر او ( سبیل تراشیده ، ریش دراز ، شلوار کوتاه و...) بتوان دانست که طرف وهابی است. اما اکنون همه اینها در باکو حتی دیدنی است چه رسد به منطقه شمال سنی نشین مانند زاکاتالا یا کوهسار و... که به چچن مرکز افراطی گری و تروریسم در قفقار نزدیک اند.

اما طی بیست سال گذشته عربستان و قطر و کویت و موسسات وهابی با چراغ سیز دولت باکو ، میلیونها دلار در این کشور سرمایه گذاری کردند ، در اغلب شهرها مبلغین خود را ساکن کرده و به تجذب نیرو اغفال جوانان بخصوص جوانان فقیر پرداختند.در قلب باکو " مسجد ابوبکر " درست کردند تا با این نام وابستگی آن به وهابیت آشکار شود.دستگاه امنیتی دولت باکواغلب در برابر فعالیتهای وهابی ها که از حمایت مالی دولتهای ضد شیعه  مانند عربستان،  و حمایت سیاسی ترکیه و فرقه نورچی های آن اقدامی از خود نشان داد وهنوز هم نشان نداده است. دولت باکو که در قالب دولتهای وابسته به غرب و امریکا تعریف میشود ، از هر اقدامی که ضد شیعه باشد ، استقبال میکند، از حمله اسراییل به حزب الله لبنان تا سرکوب شیعیان در بحرین ، چرا که اکثریت مردم ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) شیعه هستند و دولت باکو که یک دولت لاییک ، ضد مذهب و وابسته به امریکا است ، و به شدت نگران رشد تفکر شیعه در کشور است ، از وهابیگری استقبال کرد تا از آنان به عنوان اهرمی علیه تشیع استفاده کند و اکنون این دولت باکو نیست که از این اهرم استفاد میکند بلکه امریکا و عربستان است که صدها جوان وهابی آذربایجانی را به قتلگاه سوریه فرستاده است و تاکنون عده از اینها نیز به هلاکت رسیده اند.

در هر حال آنچه قابل توجه است ، تاثیر رشوه خواری مقامات باکو از دولتهای وهابی  در گسترش فعالیت وهابی در این کشوراست . در این باره مطبوعات باکو گزارشهای متعددی منتشر کرده اند.

روزنامه مساوات نو چاپ باکو سندی را نمنتشر کرد که به موجب آن رییس اداره مسلمانان قفقاز (الله شکور پاشازاده ) مبالغ کلانی از وهابی ها اخذ کرده است . محافل وهابی باکو این سند را پس از آن منتشر کردند که پاشازاده مخالفت خود با حضور جوانان در جنگ سوریه را اعلام کرد .

در مقدمه این سند از شیخ الاسلام درخواست می شود که حساب پول هایی که از وهابی ها گرفته است را بدهد. همچنین در رابطه با حساب پول هایی که شیخ  از آدرس های مختلف دریافت کرده است، در این سند نوشته است:

1- به منظور ساخت دانشگاه اسلام در ناحیه «خیردالان» باکو از " عبدالعزیز بابتن " بازرگان کویتی 500 هزار دلار دریافت کردی. عاقبت دانشگاه و پول ها چه شد؟ ( عبدالعزیز بابتن از چهره های سیاسی کویتی است که فعالیت بازرگانی دارد)

2- به منظور کمک به پناهندگان از " ابوسلیمان " شهروند پادشاهی بحرین یک میلیون دلار دریافت کردی. گفتنی است ابوسلیمان به دلیل این که روابطی با القاعده داشت، از طرف آمریکا بازداشت شده بود.

3- هفتصد هزار دلار که از " نایف بن عبدالعزیز " وزیر کشور عربستان سعودی دریافت کردی،  برای چه منظور بود؟ چه ارتباطی بین تو و وزیر کشور سعودی وجود دارد؟

4- هشتصدهزار دلار که از بازرگان عربستان سعودی دریافت کردی، برای کمک به پناهندگان بود، یا برای خودت ویلا ساختی؟

5- به منظور ساخت مسجد از «جامعه نور» 250 هزار دلار دریافت کردی. وعده مسجد را دادی، ولی پول ها را خوردی.

در پایان این سند شیخ الاسلام تهدید می شود که بیشتر سخن نگوید، در غیر این صورت، بیشتر افشا می شود.  "

تردیدی نیست که محافل وهابی نخستین رشوه ها را به مقامات سیاسی و امنیتی پرداخت کرده اند، چرا که شیخ پاشازاده فرد موقعیت سنجی است که رشوه را با تایید مقامات بالاتر میگیرد و البته سهم آنها را نیز میپردازد! اما در هر حال انتشار این سند ، این واقعیت را ثابت میکند که " رشوه " یکی از اساسی ترین ابزار وهابی گری است ، در حالی که رشوه در اسلام حرام است.

·      باکو درباتلاق سوریه

دولت باکو از ابتدا در صف ، مخالفان سوریه قرار گرفت و برای کمک به تروریستها و مخالفان مسلح نظام انقلابی سوریه مبلغ نیم میلیون یورو کمک کرد. این دولت که به توصیه امریکا و ترکیه و حتی تاثیر فضاسازیهای غربیها به صف مخالفان نظام انقلابی سوریه پیوسته بود ،به زودی با تاثیرات مخرب این جنگ در داخل کشور مواجه شد. جوانان وهابی آذربایجانی از اقلیت اهل سنت این جامعه  برای کمک به تروریستها به سوریه اعزام میشدند .محافل وهابی و امنیتی های ترکیه نقش یک پل را در اعزام وهابی های آذربایجانی زبان به سوریه ایفا میکنند.تعداد جوانانی که اینگونه به سوریه میروند افزایش می یابد ، جوانانی که تحت اموزشهای تروریستی قرار میگیرند و شیعه کشی به یکی از اهداف و اقدامات معمولی آنها تبدیل میشود ... اینان بعد زا بازگشت به کشور خود که دارای اکثریتی شیعه است ، چگونه خواهندزیست ؟ و جامعه را به کدام سو خواهند کشاند؟

مخالفت عمومی با اعزام جوانان فریب خورده که برای انجام عملیاتهای تروریستی و جنایتکارانه مانند سربریدن ، کشتن کودکان و زنان ، مثله کردن جنازه ها ، در آوردن قلب افراد مخالف و خوردن آن  و اقداماتی از این دست به سوریه اعزام میشوند ، افزایش یافته است. از مردم گرفته تا احزاب و مطبوعات از تاثیرات مخرب و آشوبگرانه فعالیتهای محافل وهابی در ایران شمالی (جمهوری آذربایجان ) و اعزام وهابی ها به سوریه نگران هستند. آنها فکر می کنند ؛ آیا ممکن است روزی در کشور خود شاهد رویدادهایی باشند که اکنون در سوریه در حال وقوع است ؟

در کنار نگرانی ها مردم و مطبوعات و احزاب و چهره های مستقل از نقش دولت باکو  و وهابی های نوپیدا در این کشور در چنگ سوریه ، برخی منابع امنیتی در باکو اعتقاد دارند که روانه شدن وهابی های این کشور به باتلاق سوریه فرصت مغتنمی برای رها شدن از چنگ اینهاست ، چرا که تاکنون نیمی از تروریستهای اعزامی از قفقاز بخصوص چچن در جنگ سوریه به هلاکت رسیده اند.

در هر حال ، وهابیت که بعد از تاسیس دولت باکو در سال 1370 در ایران شمالی فعال شده و گسترش یافته است ، یک تفکر وارداتی افراطی و جنایتکارانه است که با فرهنگ ، شیوه زندگی ، دین و مذهب  و سابقه تاریخی مردم منطقه هیچگونه سنخیتی ندارد و جنگ سوریه و شرکت عده ای ازجوانان اهل سنت- که به فرقه وهابیت پیوسته اند – در این جنگ ، موجب آگاهی و هوشیاری افکار عمومی از نقش مخرب و خونریزانه وهابیت و دولتهای حامی آنها درکشورهای مختلف و نیز کشور خودشان شده است.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمدامین بادکوبه ای  | 

گفتگو با استاد جلال محمدی درباره زبان ملی و زبانهای محلی و قومی

گفتگو با استاد جلال محمدی  شاعر  نویسنده و روزنامه نگار :

زبان فارسی ، زبان تاریخی و ملی همه اقوام ایرانی است

گفتگو از : جواد زارع

 

استاد جلال محمدی از شاعران و نویسندگان  مطرح کشورمان میباشد که تاکنون مقالات ، کتابها و مجموعه شعرهای متعددی از آثار وی منتشر شده است . " تیغ و تغزل " ،   " هبوط " ، " ارمغان آفنتاب  "  ، " آدین چیچکله نیر  " عناوین برخی کتابهای اوست. برخی ا ز مجموعه شعرهای وی در  باکو نیز منتشر شده است. علاوه بر این ، کتابهایی در زمینه نثر و ادبیات پایداری نیز به قلم وی نشر یافته که  " ستاره بدر " ، " بر ستیغ صبح " ، " گلهای عاشورایی "از آن جمله است. " به رسم طایفه عشق " نام واپسین مجموعه شعر اوست که با استقبال گسترده ای روبرو شده است.

استاد محمدی علاوه بر آفرینش آثار ادبی  ، در تاسیس تشکلهای ادبی  و فرهنگی در آذربایجان نقش ارزنده ای داشته است . تاسیس انجمن ادبی استاد شهریار به سال 1370 ، تاسیس انجمن ادبی کوثر به سال 1373،تاسیس جمعیت وطن به سال 1380،برگزاری کنگره های ادبی در تبریز از جمله برگزاری  کنگره شعر محرم به مدت ده سال  ، فعالیت در حوزه روزنامه نگاری ، سرپرستی هیاتهای فرهنگی و ادبی  اعزامی به قفقاز  و ترکیه ...از جمله فعالیتهای  فرهنگی اوست .

تاکنون در حوزه زبان آذربایجانی نیز مقالات و کتابهای متعددی به قلم وی منتشر شده است. مجموعه شعر " آدین چیچکله نیر " علاوه بر ایران ، در باکو نیز با الفبای لاتینی نشر یافته است...دبیری همایش بزرگ ادبی " هجران " در سال 1379 و دبیری جشنواره شعر میهنی که اخیرا با حضور دویست تن از شاعران و نویسندگان در تبریز برگزار شد از دیگر فعالیتهای فرهنگی استاد محمدی است.

اخیرا  مساله تدریس زبانهای قومی یا مسائلی مشابه از طرف برخی چهر ه های سیاسی در مطبوعات و رسانه ها  مطرح شده است .دراین باره گفتگویی با استاد محمدی انجام داده ایم که از نظرتان میگذرد:

 

·        نگاه جنابعالی به موضوع تدریس زبانهای محلی و قومی  چیست ؟

-         این موضوع از حساسیت خاصی برخوردار است و در تاریخ نظام آموزشی کشورمان ایران  تاکنون ، مساله ای با عنوان تدریس زبانهای محلی و قومی را شاهد نبوده ایم . اینکه میگویم " در تاریخ نظام آموزشی ..." منظور نظام آموزشی کشور ایران از زمان تاسیس حکومت وحدت ملی شیعه توسط شاه اسماعیل صفوی تا امروز است. یعنی در نظام آموزشی سنتی – دینی ایران از صفویه تا برآمدن سلسله پهلوی ، اصلا مساله ای به نام آموزش زبانهای محلی و قومی و قبیله ای مطرح نبوده است. در نظام آموزشی جدید هم که با برافتادن سلسله قاجار سامان یافت ، مساله تدریس زبانهای قومی و محلی در مدارس مطرح نبوده است و در نظام آموزشی انقلاب اسلامی نیز این مساله در کانون توجه قرار نداشته است، چرا که در نظام اسلامی ،" قومیت " نمیتواند مبنای تصمیم گیری باشد. زبان عمومی و ملی در ایران همواره زبان فارسی بوده است و این زبان ، یک زبان تحمیلی نبوده ، بلکه عمومی و ملی و مشترک بودن زبان فارسی بین ملت ایران – از اقوام و قبایل و تیره ها و طوایف گوناگون – یک سیر تاریخی و روند طبیعی داشته است . ملی بودن زبان فارسی ، موضوعی نیست که در سده های اخیر اتفاق افتاده باشد ، بلکه حتی در قرون چهار و پنج نیز به همان زبان فاخری که فردوسی  و رودکی در خراسان شعر میگفتند ، نظامی و خاقانی در قفقاز، و قطران و همام تبریزی در آذربایجان ، و سعدی و حافظ در فارس ، و بیدل دهلوی و اقبال لاهوری در شبه قاره شعر می سرودند. یعنی زبان فارسی ، هرگز زبان قومی خاص نبوده و زبان همه اقوام ایرانی است .البته برخی دولتها  که برای تفرقه افکنی و ایجاد تقابل قومی در ایران تلاشهای گسترده ای دارند ، سعی دارند از طریق تبلیغات و مقالات شبه علمی و تحریف گرانه ، زبان فارسی را به عنوان زبان " قوم فارس" و " زبان فارسی " را به عنوان " زبان فارس !"معرفی کنند، در حالی که ما در ایران ، قومی به نام فارس نداریم ، بلکه فارس نام استانی از استانهای ایران است.

در طول تاریخ ، در کنار زبان ملی و عمومی ، زبانهای محلی و قومی و قبیله ای هم همواره زیسته اند و کارکردهای طبیعی و موثر خود را داشته اند و هرگز در تقابل با زبان ملی و تاریخی و عمومی کشور قرار نگرفته اند، اگر چه در برهه هایی از تاریخ معاصر برخی احزاب برای رسیدن به آمال سیاسی خود و کسب قدرت کوشیده اند ، زبانهای قومی را به عنوان " مساله " و " دستور روز " مطرح کنند. پیش از انقلاب اسلامی احزابی مانند حزب توده ( حزب کمونیست ) وابسته به شوروی ) به تبعیت از ادبیات سیاسی شوروی ، ایران را کشوری " کثیرالمله " می نامید و از " خلق های ایران " سخن می گفت.در دوره اصلاحات نیز برخی احزاب و تشکلهای اصلاح طلب ، برای خودشان " کمیته اقوام " درست کردند و زنجیره ای از مطبوعات محلی قومی و بیگانه گرا نیز در آذربایجان وبرخی مناطق دیگر شکل گرفت که آشکارا مسیر تقابل اقوام و ضدیت با وحدت ملی را دنبال میکردند  و متاسفانه از اینگونه مطبوعات هنوز هم فعال هستند و از حمایتهای مالی ازشاد اسلامی نیز بهره مند هستند...

نکته  دیگر اینکه ، مساله زبان های قبیله ای و قومی و محلی اگر چه ذاتا یک مساله طبیعی فرهنگی است ، اما توسط برخی جریانهای سیاسی داخلی و برخی محافل خاص بیگانه گرا و برخی دولتهای بیگانه ، همواره به عنوان محملی سیاسی برای اهداف خاص مورد استفاده واقع شده و میشود. یعنی تلاش میکنند ، یک موضوع فرهنگی را از مدار خود خارج کرده و به موضوعی سیاسی تبدیل کنند. به عبارت روشن برخی محافل بیگانه گرا و ضد وحدت ملی ، همواره از مساله زبانهای قبیله ای و قومی برای تضعیف اتحاد ملی و مرزبندی بین بخشهای مختلف ملت استفاده میکنند.در تاریخ آذربایجان هم این موضوع را شاهد بوده ایم ؛ وقتی در جریان جنگ دوم جهانی که ارتش شوروی بخشهای بزرگی از ایران از جمله آذربایجان را اشغال کرده بود ، سران مسکو حکومت خودسری را با عنوان " حکومت ملی " به رهبری یکی از کمونیستهای معروف در تبریز تشکیل دادند ، یکی از اقدامات همین حکومت  به اصطلاح ملی ، جمع آوری کتابهای فارسی از مدارس و تدریس کتابهای ترکی چاپ شده در باکو به جای کتب درسی بود...

کسانی که عامدانه موضوع زبانهای قومی و قبیله ای را در کشور به " مساله " تبدیل میکنند ، اهداف خاص سیاسی دارند و نخبگان اقوام ایرانی بایستی  پیرامون این مساله و اهداف جریانهای سیاسی در پیوند با آن ،روشنگری لازم را انجام دهند تا " زبانهای قومی و قبیله ای " به محملی برای " تقابل اقوام " در آینده تبدیل نشود. چرا که در این صورت ، اقوام و کشور خسارتهای گسترده ای را از این رهگذر متحمل خواهندشد و قدرت و یکپارچگی ملی ما ضربه خواهدخورد.

 

·        برخیها همواره اصل 15 قانون اساسی را مطرح میکنند که با استناد به آن بایستی زبانهای قومی در مدارس تدریس شود . در این باره نگاه و نظر جنابعالی چیست ؟

متاسفانه " برخی ها " قانون اساسی را همواره به نفع اراده و اغراض سیاسی خود تفسیر و تحلیل میکنند ، اصل 15 قانون اساسی به صراحت میگوید که " زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است و اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد."  معنای این جملات این است که کتب درسی نمیتواند به زبانی غیر زبان فارسی که زبان تاریخی و ملی ایرانیان است ، باشد. در مورد تدریس زبان عربی هم اصل جداگانه ای در قانون اساسی داریم . اصل 15 در ادامه میگوید که : " استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات ورسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است "روشن است که تدریس جزوه هایی از ادبیات محلی و قومی نباید به عنوان کتاب درسی تلقی شود ، زیرا با قانون اساسی مغایرت دارد و عموم ملت ایران و اقوام و قبایل ایرانی ، قریب صد در صد به این قانون رای مثبت داده اند.

به نظر میرسد ، برخی جریانها  و محافل سیاسی بیش از آنکه دغدغه قانون اساسی را داشته باشند ، دغدغه انتخابات مجلس شورای اسلامی آینده یا دیگر فرصتهای انتخاباتی را دارند ،همچنانکه برخی کاندیداهای مجلس در گذشته تلاش کردند با تحریک احساسات قومی و با طرح  تدریس زبانهای قومی در فضایی احساساتی از مردم رای بگیرند و به کرسی بنشینند.

علاوه بر اینها ، مساله مهمی که مراکز تصمیم گیری بایستی بدان توجه داشته باشند ، مساله " چگونگی پراکندگی قومی در کشور " است. در ایران امروز ، اقوام محتلف تا حد زیادی در هم تنیده اند و نمیتوان مرزهای قومی بین ملت ترسیم کرد. مثلا اگر قرار باشد ، زبان آذربایجانی برای کسانی که زبان بومی  شان آذری است  تدریس شود ، با سوالات مختلفی مواجه میشویم که میتواند به روشنی برای آینده مساله ساز باشد. فی المثل بخشهای زیادی از آذربایجان غربی کردنشین است.یا در کردستان منطقه آذری نشین داریم یا دراستانهای  تهران و البرز و برخی استانهای دیگر پراکندگی و درهم آمیختگی قومی به گونه ای است که نمیتوان دانش آموزانی را که زبان بومی شان فارسی ، آذری ، کردی و ... است ، از هم تفکیک کرد.در برخی استانها مانند خراسان رضوی و قم به علت وجود مرقد مقدس حضرت امام رضا " علیه السلام " و کریمه اهل بیت حضرت معصومه " سلام ا... علیها " در آنها همواره مورد علاقه ایرانی ها برای سکونت بوده و بسیاری از آذری ها ، عربها ، لرها ، مازنی ها و... به این استانها مهاجرت کرده و سکونت دایم اختیار کرده اند ، در این استانها چگونه میشود ، اهالی را به اعتبار قومیت از هم تفکیک کرد ؟یا فی المثل در استان فارس ، چگونه میتوان کسانی را که زبان بومی شان محلی شیرازی و فارسی محلی و قشقایی و لری است ، مرزبندی کرد و برایشان زبان قومی تدریس کرد ؟ در عین حال ، محافل  و برخی مطبوعات قومگرا وضدوحدت ملی - که در سایه غفلت و تغافل مراجع مسوول به فعالیت های مخرب خود ادامه میدهند و حتی از حمایتهای مالی و یارانه ای ارشاد اسلامی نیز برخوردارهستند ! – ادعاهای تخیلی وبزرگی دارند ، فی المثل قومگرایان آذری مدعی هستند که 40 میلیون از ایرانی ها زبان بومی شان ترکی است ! قومگرایان کرد نیز ادعاهای مشابهی دارند...

 

·        برخی می گویند که به علت عدم تدریس ادبیات آذربایجانی در مدارس ، هویت آذری ها درمعرض نابودی قرار گرفته است ، در این باره سخن جنابعالی چیست ؟

·        کسانی که چنین نظری دارند ، تعریف خاصی از هویت ارایه میدهند و هویت را در زبان قومی و مسایل مرتبط با آن خلاصه میکنند. اینها کسانی هستند که به مساله هویت از دیدگاهی که نظریه پردازان اروپایی ترسیم کرده اند، نگاه می کنند.نظریه پردازان اروپایی قبل از جنگ جهانی اول ، با وظیفه ای که دولتهایشان برای مرزبندی میان اقوام مسلمان و شرقی بر عهده آنها نهاده بود ، نظریه های هویتی  " قومگرایانه " در مقابل نظریه های " امت گرایی " مصلحان مسلمان مطرح کردند.پان عربیسم ، پان ترکیسم ، پان فارسیسم ، پان کردیسم ، پان افغانیسم ، پان ارمنیسم ، پان آذریسم و... نظریه های ابداعی نظریه پردازان اروپایی و کارگزاران فرهنگی – سیاسی انگلیس است ، که بر اساس این نظریه ها ، جوامع مسلمان و شرقی در تقابل با هم قرار میگیرند. این نظریه ها جاذبه های احساساتی خاصی در مخاطبانش ایجاد میکند و جوامع مختلف رابه دشمنی با هم برمی انگیزد. با تبلیغ این نظریه های جعلی هویتی که اروپایی ها و کارگزاران آگاه و ناآگاه آنها در جوامع مسلمان و شرقی ، اقوام در تقابل با هم قرار میگیرند و همدیگر را دشمن هم تصور میکنند و" استعمار " و " صهیونیسم " را فراموش میکنند. در واقع با نظریه های هویتی قومگرایانه ، بذر تفرقه درجوامع مسلمان و شرقی کاشته میشود و همواره بار میدهد ، باری که " استعمار و صهیونیسم " آن را می چیند.

اگر با عدم تدریس ادبیات و زبان آذری ، هویت آذربایجانی ها نابود میشود ، بایستی این هویت طی صدها سال که زبان و ادبیات آذری تدریس نشده نابود میشد و از بین میرفت، در حالی که نه تنها هویت آذربایجانی ها – که بخشی برجسته از هویت ایرانی است – نابود نشده ، بلکه روز به روز شکوفاتر نیز شده است. به بیان روشن ، تجربه تاریخی به ما میگوید که هویت آذربایجانی ها در گرو تدریس ادبیات در مدارس نمی باشد. از این گذشته ، ادبیات آذربایجان منحصر به اشعار و کتابها و مطالبی نیست که فقط به زبان آذربایجانی نوشته شده است. آثار بزرگانی مانند نظامی گنجوی ، صائب تبریزی ، خاقانی شروانی ،استاد شهریار و صدها شاعر و نویسنده دیگر نیز گنجینه های ماندگاری است که به زبان ملی برای ما و نسلهای آینده به یادگار مانده است. آیا میتوان خمسه نظامی را که به زبان فارسی است در ادبیات آذربایجان نادیده گرفت ؟ یا خاقانی شروانی را به اعتبار اینکه سروده هایش به زبان فارسی است ، از ادبیات آذربایجان حذف کرد ؟ همچنان که ادبیات ایران ، گنجینه ای به زبانهای فارسی و دیگر زبانهای اقوام ایرانی مانند آذری ها ، کردها ، عربها ، لرها ، طبری ها ، بلوچها ، تالشها ، گیلک ها ، ترکمنها و... است ، ادبیات آذربایجان هم که بخشی از ادبیات ایران است ، گنجینه ای به زبانهای فارسی و آذری و دیگر زبانهایی است که مردم آذربایجان بدان زبانها اندیشه و عواطف وخلاقیت ادبی خود را بروز داده اند.این همان راز درهم آمیختگی و در هم تنیدگی اقوام ایرانی است که نمیتوان با مرزبندی هایی مانند زبان بومی آنها را از هم جدا کرد و کسانی که میخواهند با " مهندسی قومی " در وحدت ملی و انسجام اسلامی دستکاری کنند ، بی گمان اهداف خاصی را دنبال  میکنند که با نظریه پردازیهای هویتی غربی ها در پیوند است.

میدانید که ایرانیان آذری ، اکثریت آذربایجانی های جهان را تشکیل میدهند ، یعنی جمعیت آذری های قفقاز و ترکیه و کشورهای دیگر در مجموع ، در قیاس با آذری های ایران اقلیتی بیش نیستند ، آذری ها ترکیه که در ترکیه به اعتبار شیعه بودنشان " جعفری " نامیده میشوند ، تحت آموزش به زبان ترکی استانبولی هستند ، آذری های جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) که با عهدنامه های گلستان و ترکمانچای از ایران جدا شده اند ، قریب یک قرن است که تحت آموزش به زبان آذربایجانی هستند ، حالا شما بررسی کنید و ببینید ، آذری های ایرانی  که ازتحت اموزش به زبان فارسی بوده و هستند ،هویت اصیل و تاریخی و دینی و مذهبی و اخلاقی خود را بهتر حفظ کرده اند یا آذری های جدا شده از ایران درقفقاز ؟  آذری های ایرانی نه تنها هویت اصیل ایرانی – شیعی خود را پاس داشته اند ، بلکه همواره در راستای تعمیق و تحکیم و شکوفایی این هویت  کوشش کرده اند و امروز اگر بخواهیم از الگویی برای اقلیتهای آذری خارج از ایران سخن بگوییم ، بی تردید این آذری های ایرانی و شخصیتهای برخاسته از این جامعه  و چهره هایی نظیر علامه امینی ، علامه طباطبایی ، علامه جعفری ،استاد شهریار ، محدث ارموی ، آیت عظام  و مراجع تقلید همچون سیدیونس اردبیلی ، شیخ جواد تبریزی ، سبحانی تبریزی و جهادگرانی چون شهید باکری ، شهید باقری افشردی ، شهید یسری و... هستند که نه تنها برای آذری ها ، بلکه برای هر انسانی که آرزوی رسیدن به تکامل و سعادت جاودانی دارد ، الگو هستند. آیا نظیر این چهره ها و شخصیتهای درخشان را در دیگر کشورها پیدا میکنید ؟

 

 

 

·        اخیرا یکی از مسولان ارشد سیاسی و اجرایی آذربایجانشرقی گفته است که زبان ترکی آذری هم مانند دریاچه ارومیه در حال از بین رفتن است ، در این باره نظر شما چیست ؟

·        با تاسف بسیار باید گفت ، مداخله افراد غیر متخصص در امور تخصصی همواره فاجعه بار است ، بخصوص اینکه آن فرد غیر متخصص جایگاه سیاسی و دولتی هم داشته باشد .زبانهای در حال از بین رفتن یا در حال انقراض به زبانهایی گفته میشود که متکلمان آن در حال محدود شدن و از بین رفتن هستند ،یا آن زبان به عللی مانند عدم کاربرد آن توسط متکلمان و رسانه ها (رادیو ، تلویزیون ، کتاب ، مطبوعات و... ) در حال محدود شدن و حذف شدن از جامعه باشد مثل زبان تاتی در آذربایجان . برخی مراکزبین المللی مانند یونسکو نیز همواره لیست زبانهای در حال مرگ و انقراض را اعلام میکنند که تاکنون زبان آذربایجانی در این لیست قرار نداشته است . من نمیخواهم بگویم که استاندار آذربایجانشرقی " دروغ بزرگی " گفته اند ،  اما فکر میکنم این تعبیر مناسب باشد که خطای فاحشی مرتکب شده اند که بایستی به خاطر آن عذرخواهی کنند.بر خلاف موضع وی ، زبان آذربایجانی بعد از انقلاب اسلامی شکوفایی چشمگیری داشته و صدها عنوان کتاب با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این زبان منتشر شده است ،بسیاری از مطبوعات شمالغرب نیز صفحات خاصی به زبان آذری دارند. رادیو و تلویزیون حکومتی هم به زبان آذری برنامه  پخش میکند ، همچنین تعداد کسانی که به زبان ترکی آذری تکلم میکنند ، هرگز در حال کاهش نبوده ، بلکه به تناسب رشد جمعیت ایران اسلامی در حال افزایش نیز بوده است...ممکن است حرفهایی مانند " در حال مرگ بودن زبان آذربایجانی ..."توسط برخی مطبوعات و محافل قومگرا به عنوان سوژه تبلیغاتی مورد استفاده قرار گیرد ، اما نسل امروز آذربایجانی ها  که نسلی دانشگرا وبا سواد است ،  حرفهای غیرعلمی و غیر واقعی را که جنبه تبلیغات سیاسی هم دارد ، قبول نمی کند.

اخیرا دستیار محترم رییس جمهور در اموراقوام و اقلیتهای دینی هم اظهاراتی داشته که در رسانه ها منعکس شده است و این اظهارات هم حاکی از آن است که اینها فقط از دریچه ای که خودشان میخواهند یا دیگران و مشاورانشان برایشان ترسیم کرده اند ، به موضوع نگاه میکنند و ابعاد مختلف و رنگارنگ آن را نمی بینند و به همبن دلیل اظهاراتشان غیرعلمی و سیاسی محض است.

در پایان سخن به مساله مهمی که بایستی در کانون توجه نخبگان و مسولان سیاسی و فرهنگی قرار گیرد ، اشاره میکنم ، مساله ای که مورد توجه خاص مقام معظم رهبری است و در دیدار اخیر با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی بار دیگر آن را مطرح فرمودند ، و آن ،مساله " تضعیف زبان فارسی " است که زبان مادر و مشترک  و ملی همه ایرانیان و اقوام حوزه فرهنگی – تمدنی اقوام ایرانی خارج از کشور نیز می باشد.مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی به صراحت از " تضعیف زبان فارسی" نگرانی خود را بیان داشتند . این مساله ، یک مساله ملی است و به همه ایرانیان و امروز و آینده فرهنگ و ادبیات و هویت ملی و وحدت فرهنگی ایرانیان مربوط است و مساله یک قوم خاص نیست.ما منتظر اقدامات مسولان فرهنگی و سیاسی برای رفع نگرانی های مقام معظم رهبری در این حوزه هستیم وامیدواریم مسولان وزارت علوم ، آموزش و پرورش ، صدا و سیما ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهادهای فرهنگی حکومتی مانند شهرداریها  ، برنامه های عملی خود را برای رفع نگرانی مقام معظم رهبری هر چه سریعتر آغاز کنند.باید بدانیم که تضعیف زبان فارسی در واقع تضعیف زبان همه ملت ایران و همه اقوام و طوایف ایرانی است.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمدامین بادکوبه ای  | 

حسرت و یاد 17 شهر قفقاز و حماسه چالدران در شعر شاعران ایران

 

تمدید مهلت ارسال آثار

ایجاد بخش ویژه دانشجویی

بخش ویژه شعر دانشجویی درجشنواره شعرمیهنی تبریز

جشنواره شعر میهنی تبریز با انتشار اطلاعیه ای از برپایی "بخش ویژه شعر دانشجویی " در این جشنواره خبر داد.

جشنواره شعر میهنی که از چند ماه قبل فعالیت خود را آغاز کرده است ، در نخستین اطلاعیه خود از شاعران و نویسندگان کشور بویژه شاعران و نویسندگان شمالغرب خواسته بود ، اشعار و مقالات خود را در موضوعاتی مانند :

"ترسیم سیمای قهرمانان ملی ،علمی ، ادبی وتاریخ سازان – توصیف حماسه های مردم آذربایجان دردفاع مقدس،انقلاب اسلامی، 29بهمن وبخصوص حوادث تاریخی مانندجنگهای قفقاز،جنگ چالدران وپایداری مردم آذربایجان درمقابل تجاوزگریهای روس وعثمانی؛ قراردادهای ننگین گلستان وترکمانچای وتجزیه 17 ایالت قفقازازخاک ایران؛جریان بیداری اسلامی وتوصیف حماسه های مقاومت درلبنان،فلسطین،سوریه؛ ترسیم وتوصیف ایران وشکوه آذربایجان؛پیام بیداری شاعران امروزایران بخصوص شاعران آذربایجان به امت ا سلام وشیعیان آذری قفقاز؛لزوم اتحاداقوام وطوایف وجریانهای مختلف امت اسلام وملت ایران برای مقابله بااستعمارودشمن مشترک همه مسلمین وپرهیزازتفرقه ومرزبندیهاوخط کشی های طایفه ای وقبیله ای؛سیمای ایران درشعراستادشهریار،نگاه استادشهریاربه فردوسی ونظامی،انقلاب اسلامی درشعرشهریار،تبیین پیام استادشهریاربه شیعیان قفقازودعوت ازآنهابرای بازگشت به اسلام ووحدت،نقش الفبای قرآنی والفبای واحد بین امت اسلام درروابط فرهنگی وادبی مسلمانان و سایر موضوعات مرتبط .."به دبیرخانه جشنواره  ارسال نمایند.

دراطلاعیه شماره 2 دبیرخانه جشنواره شعر میهنی درباره ایجاد بخش ویژه شعر دانشجویی آمده است :
"
در راستای ارج نهادن به جریان شعر دانشجویی که جریانی پویاو پرتپش است ، مقررشده بخش ویژه ای به شعردانشجویی اختصاص یابد. لذا از شاعران دانشجو درخواست می شود،بخش ویژه شعر دانشجویی جشنواره را به مثابه فرصتی برای ظهور وبروز شعردانشجویی دانسته وبامشارکت فعال در این بخش،جلوه های رنگینی از شعرآرمانگرا ومتعهد دانشجویی را در معرض تماشای مردم واهل ذوق وادب قرار دهند.
شایان ذکر است اشعار دانشجویان در بخش ویژه مورد ارزیابی هیات علمی قرار خواهد گرفت ودر این بخش سه شاعر به عنوان برگزیده شعر دانشجویی.انتخاب.خواهند.شد."
گفتنی است مهلت ارسال اشعار و آثار به جشنواره تا تاریخ 15 دی ماه 1392 تمدید شده است.شاعران و نویسندگان میتوانند آثار خود را به نشانی دبیرخانه جشنواره : " تبریز- اول خ دانشسرا- سازمان تبلیغات اسلامی- انجمن شاعران اهل بیت علیهم السلام (دبیرخانه جشنواره شعر میهنی) یا به پست الکترونیکی (mihan.shear@gmail.com) " ارسال نمایند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمدامین بادکوبه ای  | 

اخبار ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان )

وزیر امورخارجه باکو:

خواستار احیای سفرهای متقابل با ارمنستان هستیم

ما پیشنهاد می کنیم که سفرهای متقابل که چند سال پیش به کمک روسیه صورت گرفته بود، احیا شود. در آن زمان، دو بار چنین سفری انجام شد. ولی، سپس ارمنستان برای آن ممنوعیت ایجاد کرد. این اقدام جدی برای ایجاد فضای اعتماد بین طرفین است.

وزیر امور خارجه دولت باکو ضمن بیان این سخنان در کنفرانس خبری مشترک خود با همتای روسی اش " سرگی لاوروف " در مسکو اعلام کرد که در مذاکرات دو سال اخیر در رابطه با مناقشه قره باغ موضع مشخصی نشان داده نشده است.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی به نقل از خبرگزاری آپا از منابع خبری نزدیک به دولت باکو ، وی با اشاره به این که به طور قاطع خواستار تغییر وضعیت بلاتکلیفی موجود در رابطه با این مناقشه است، افزود: « بر اساس مفاد مذاکرات پراگ که از سال 2004 میلادی آغاز شده، ارمنستان متعهد به تخلیه نیروهای خود از بخش های مجاور قره باغ شده بود. باکو نیز متقابلا تامین امنیت را بر عهده گرفته بود و سپس قرار بود بین دو کشور روابط اقتصادی برقرار شود. در سال 2007 در مورد اصول مادرید توافق شد و در سال 2009 میلادی نیز در دیدار وزیران خارجه سازمان امنیت و همکاری اروپا در آتن مفاد جدیدی بر اصول توافق شده مادرید افزوده شد. متعاقبا بیش از ده دیدار در سطوح مختلف انجام شد و در پی آن نیز سند مسکو که تنها سند موجود در سطح روسای جمهور است، به امضا رسید. ولی پس از دیدارهای انجام شده در "کازان" و "سوچی" مذاکرات دچار رکود شد.»

شایان ذکر است انجام سفرهای متقابل مقامات و چهره های سیاسی و فرهنگی از چندسال پیش با حمایت روسیه بین باکو – ایروان – قره باغ آغاز شد و در این راستا پولاد بلبل اوغلو سفیر وقت باکو در مسکو به همراه عده ای از چهره های سیاسی و فرهنگی به ایروان و قره باغ سفر و با مقامات ارمنستان دیدار کرد. در ادامه سفیر ارمنستان در مسکو نیز به همراه عده یا از چهره های سیاسی و فرهنگی به باکو سفر کرد و با الهام علی اف نیز دیدار کرد. این اقدامات اخیرا به سردی گراییده است و وزیر امور خارجه باکو ، خواستار احیای سفرهای متقابل مقامات باکو وایروان شده است.

نامه روحانی زندانی به وزیر آموزش و پرورش دولت باکو

 

حجه الاسلام" طالع باقراف "  که در زندان به سر می برد، طی  نامه ای خطاب به " میکاییل جباراف " وزیرجدید آموزش و پرورش دولت باکو با اشاره به این که ممنوعیت حجاب در این کشور با اعتراضات گسترده همراه بوده، اعلام کرده است: « مبارزه ما علیه همه بی قانونی ها در کشور است که ریشه این بی قانونی ها نیز در رژیم حاکم برجمهوری آذربایجان(ایران شمالی ) است. خطاب به کسانی که در داخل حکومتند می گویم تا دیر نشده بیدار شوید. همه تلاش تان برای مخوف جلوه دادن اسلامگرایان به غرب به هدر رفته و این تلاش تان نتیجه معکوس داشته است و ممنوعیت حجاب و غیر قانونی بودن حبس شرکت کنندگان تظاهرات مسالمت آمیز در اعتراض به ممنوعیت حجاب در مقابل وزارت آموزش و پرورش برای همه دنیا روشن شده است.»

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، طالع باقر اف که مدتهاست به دلیل دفاع از آزادی حجاب در زندان رژیم باکو بسر میبرد ، بدون اظهار هر گونه ناراحتی از زندانی شدن خود ، خطاب به وزیر دولت باکو نوشته است :

تلاش برای معرفی تظاهرات مسالمت آمیز به عنوان افراطگرایی اسلامی به غرب بی نتیجه بوده و این حرکت مومنان به بخشی از جنبش اصلاحات دموکراتیک در کشور تبدیل شده است.

این روحانی مبارز در پایان  نامه خود خطاب به وزیر آموزش و پرورش باکو نوشته است : با این که ممنوعیت حجاب پیشنهاد وزیر سابق تحصیل نبوده، ( و شخص الهام علی اف به توصیه امریکایی ها ممنوعیت حجاب را پیگیری می کند ) ولی وی با گذاشتن خاطره بد در ذهن مومنین، از پست خود برکنار شده است.

باقراف در این نامه می افزاید: «فرد جوانی جانشین وزیر سابق شده است .امیدواریم که وی برای آن که مانند همکار سابقش خاطره بدی از خود در اذهان ایجاد نکند، دست کم تلاش های معینی بذل بکند. نام نیکوست که پس از مرگ انسان از او بر جای می ماند. سعی کنید نام نیکویی از خود بر جای بگذارید.»

 

افشاگری مطبوعات ازتقسیم پول نفت میان دولتهای خارجی

 توسط دولت باکو

 

دههاهزار یورو برای بازسازی کلیسا و کاخ ورسای در استراسبورگ  توسط دولت باکوهزینه شده است. به همین دلیل، نشان افتخار لژیون فرانسه به " مهربان علی اوا " همسر رئیس دولت باکو ارائه شده است. این نشان توسط " نیکولا سارکوزی " رئیس جمهور سابق فرانسه به خانم مهربان تقدیم شده است. مبلغ 5 میلیون دلار نیز برای ساخت یک پارک و نصب مجسمه دیکتاتور معروف حیدر علی اف در مکزیک هزینه شده است.

 

برخی مطبوعات غربی از ارایه کمکهای کلان مالی توسط دولت باکو به برخی موسسات و نهادهای وابسته به سیاستمداران غربی خبر می دهند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی  به نقل از روزنامه آزادی چاپ باکو، سیاستمداران خارجی که از رژیم سرکوبگر در جمهوری آذربایجان (ایران شمالی )چشم پوشی می کنند و دارای ارتباط با خانواده علی اف ها هستند در مطبوعات کشورشان مورد انتقاد قرار می گیرند. در برخی کشورهای جهان در رابطه با این موضوع مقالات انتقادآمیز توسط رسانه های گروهی منتشر می شود. بدین ترتیب که اخیرا مقاله ای تحت عنوان «دیکتاتورهای نفت به مجوز اجتماعی نیاز دارند» در انگلستان منتشر شده است. این مقاله در سایت «پلاتفورم » نیز در معرض دید علاقمندان قرار گرفته است.

نویسنده ایتالیایی در این مقاله نوشته است: آیا دیکتاتورهای نفت به مجوز اجتماعی نیاز دارند؟ برای این که سازمان های بین المللی سرکوب های آنها را نایده می گیرند به کدام نهادها کمک های مالی اختصاص می دهند؟ خانواده حاکم علی اف ها در باکو از سازمان های فرهنگی و هنری حمایت می کنند. در آوریل سال جاری وقتی که من به باکو سفر کرده بودم در آنجا با نمایندگان سازمان دفاع از حقوق فعالان دموکراسی و خبرنگاران دیدار کردم. آنها در مورد سخاوت رئیس جمهور آذربایجان نسبت به نهادهای فرهنگی اروپای غربی به من اطلاع دادند.

خانواده علی اف ها به فرانسه علاقه ویژه ای دارند. بنیاد حیدر علی اف برای مراکز فرهنگی فرانسه به طور سخاوتمندانه مبالغی اختصاص می دهد. دهها هزار یورو برای بازسازی کلیسا و کاخ ورسای در استراسبورگ هزینه شده است. به همین دلیل، نشان افتخار لژیون فرانسه به " مهربان علی اوا " همسر رئیس دولت باکو ارائه شده است. این نشان توسط " نیکولا سارکوزی " رئیس جمهور سابق فرانسه به خانم مهربان تقدیم شده است. در دوره ریاست جمهوری " فرانسوا اوللاند " نیز روابط گرم فرانسه با خانواده علی اف ها همچنان ادامه می یابد.

در ماه اوت سال گذشته ، دولت باکو 5 میلیون دلار برای ساخت قسمتی از پارکی در شهر مکزیک اختصاص داده است. در ازای آن، حکومت باکو خواستار نصب مجسمه برنزی " حیدر علی اف " در این شهر شده بود. به عنوان مثال، مجسمه های حیدر علی اف در ترکیه، گرجستان، مصر، عراق، ازبکستان، قرقیزستان، روسیه، اوکراین، صربستان، رومانی و مولداوی نیز نصب شده است.نصب این مجسمه ها با پرداخت کمکهای مالی به برخی موسسات و نهادها و پرداخت رشوه های کلان به مقامات ذیربط ممکن شده است. شهروندان جمهوری آذربایجان از اختصاص هزینه های هنگفت خانواده علی اف ها به مرکز های فرهنگی خارجی متنفر هستند. اغلب شهروندان برای استفاده از خدمات مقتضی مجبور به پرداخت مبالغ کلانی می شوند. بخش بزرگی از درآمدهای نفتی که برای آینده کشور مدنظر بود، از طرف این خانواده مصرف شده است.

با این که در باکو تعدادی بسیاری از زندانیان سیاسی وجود دارد، شورای اروپا قطعنامه ای در رابطه با این زندانیان سیاسی صادر نکرده است. انگلستان نیز از سرکوب ها و تخلفات انتخاباتی توسط دولت باکو چشم پوشی می کند.

" طالع حیدراف " پسر " کمال الدین حیدراف " وزیر امور حوادث غیر مترقبه دولت باکو سازمانی تحت عنوان «جامعه آذربایجان و اروپا» تاسیس کرده است که خانواده علی اف ها به کمک این سازمان می توانستند با نمایندگان پارلمان انگلستان روابط نزدیکی برقرار کنند. درآمدهای نفتی به جای این که به نفع شهروندان هزینه شود، به جیب نمایندگان پارلمان انگلستان سرازیر می شود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمدامین بادکوبه ای  | 

سالگرد شهادت واقف عبدالله یف در باکو

برگزاری سالگرد"  شهید دفاع از حجاب " در باکو

 

مراسم گرامیداشت سالگرد شهادت مدافع سرسخت حجاب درشهر باکو برگزار گردید.

نخستین سالگرد شهادت مجاهد خستگی ناپذیر حاج واقف عبدا ... یف که  سال گذشته در زندان باکو به شهادت رسید ، بعد از آن برگزار شد که "حزب اسلام جمهوری آذربایجان " با انتشار بیانیه ا ی از مردم برای گرامیداشت یاد و خاطره شهید دفاع از حجاب دعوت کرد.

در مراسم سالگرد شهید، شمار زیادی از افراد با اعتقاد و روحانیون، از پایتخت و شهرهای دیگر کشور حضور یافته بودند. روحانیون در مراسم در مورد شهادت و دفاع از دین خداوند سخنرانی کردند. 

الچین مناف اف سرپرست حزب اسلام در سخنرانی و خیرمقدم خود در مراسم، ضمن خوش آمدگویی گفت، جای خالی دکتر محسن صمداف ( رهبر زندانی حزب اسلام )، حاج آبگل و حجه الاسلام طالع باقر اف در این مراسم دیده می شود، این مجلس، شرف بالایی دارد و در نزد خداوند عزیز است، زیرا مجلس بزرگداشت شهید است، از همه کسانی که در بزرگداشت شهدا و ترویج نام و یاد شهدا تلاش می کنند، از طرف خودم و از طرف حزب اسلام و رهبر آن، تقدیر و تشکر می کنم.

آنار قاسملی وکیل مدافع زندانیان اسلامگرا نیز ضمن تسلیت حاج واقف بیان کرد: قانون جزا و مجازات را برای کسانی که حقیقتاً مرتکب جنایت شده اند جهت اصلاح و تغییر رفتار آنها قرار داده است، حاج واقف هیچ گناهی نداشت و اصلاً هیچ چیزی بر علیه وی به اثبات نرسید، علاوه بر این، قانون همچنین پیش بینی کرده است که کسانی که توان جسمی و سلامت لازم برای گذران مجازات را ندارند باید از زندان آزاد شوند، حداقل کاری که بایستی از طرف حاکمیت برای حاج واقف عبدالله اف صورت می گرفت، آزادی وی بود تا در میان اعضای خانواده خود، دار فانی را وداع بگوید، ولی آنطور که مشاهده می شود، مجازات ها هدف و مقصد قصاص را دارد، لذا من تاکید می کنم که حاکمیت اشتباه خود در مورد حاج واقف را در مورد روح الله آخوندزاده تکرار ننماید، باید از اشتباهات نتیجه گرفت و آن را تکرار نکرد.

در ادامه برپایی مراسم ، بیش از هزار نفر از فعالان اسلامی  به زیارت آرامگاه شهید در منطقه هوسان(حومه باکو) رفتند. آنها در حالی که شعارهایی همانند: « الله اکبر»، « می میریم ولی تن به ذلت نمی دهیم»، « حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست»،( حسین ، حسین شعاریمیز – شهادت افتخاریمیز) « مرگ بر ظالمین» را نیز سر می دادند، بار دیگر اعتراض خود رابه دولت ضد اسلامی باکو نشان دادند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمدامین بادکوبه ای  | 

سفیر رژیم صهیونیستی در باکو :

جمهوری آذربایجان خانه یهودیها است !

رافایل هارپاز سفیر رژیم صهیونیستی در باکو در مصاحبه  با رسانه ها گفت : جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) را مانند خانه خودم می دانم که متعلق که به خودم می باشد!

وی افزود : مردم اسراییل و عموم صهیونیستها ، جمهوری آذربایجان (ایران شمالی )را بسیار دوست دارند و این منطقه را مانند خانه خود می دانند !

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی به نقل از نشریه « هفته ایچی » چاپ باکو ، سفیر رژیم صهیوینستی در باکو افزود: درجمهوری آذربایجان( ایران شمالی )عده ای یهودی وجود دارد، در اسراییل نیز جمعیت یهودیان آذربایجانی یا اذربایجانی های یهودی وجود دارد. از این منظر، جمهوری آذربایجان برای من یادآور اسراییل است و برای من میان جمهوری آذربایجان و اسراییل تفاوتی وجود ندارد !

هارپاز گفت : در حال حاضر روابط بسیار خوب و گسترده ای بین اسراییل و دولت باکو وجود دارد. این روابط در دوران ریاست جمهوری حیدر علی اف بنیانگذار جمهوری آذربایجان نوین برقرار شده و هم اکنون نیز توسط الهام علی اف ادامه دارد.

به گفته وی، مقامات رسمی اسراییل از جمله شیمون پرس رییس جمهور، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر، آویگدور لیبرمان وزیر خارجه اسراییل به باکو سفر کرده و آنها روابط نزدیک و محکم با الهام علی اف دارند.

وی با ابراز خرسندی از گسترش روابط رژیم صهیونیستی و دولت باکو افزود: من در دوران ماموریت خودم در باکو برای گسترش بیش از پیش همکاری دو کشور در زمینه های سرمایه گذاری، فناوری اطلاع رسانی، کشاورزی، لوازم پزشکی، گردشگری، آبیاری، فرهنگی و جوانان و بخصوص همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی تلاش خواهم کرد. ما اهمیت زیادی برای همکاری دو دولت در زمینه انرژی قایل هستیم. اسراییل می تواند از منابع جمهوری آذربایجان در زمینه انرژی استفاده کند. اسراییل نیز آماده انتقال تجارب خود در زمینه های فناوری بالا، گسترش صنعت، فناوری پزشکی و سایر بخش ها به دولت باکو است.

وی با اشاره  به روابط لابی صهیونیستی با دولت باکو و سفارتخانه های آن در کشورهای مختلف گفت : تلاش بر این است که در همه جوامع بین المللی و در هر زمینه با همدیگر همکاری کنیم.

وی افزود : در حال حاضر شرکت های اسراییلی درسراسر جمهوری آذربایجان فعالیتهیا گسترده ای دارند و به نظر ما ، جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) منطقه بسیار مناسبی برای فعالیتهای اسراییل است.

وی گفت : مهمترین چیزی که اسراییل از دولت باکو میخرد ، نفت است که نیازهای ضرروی اسراییل را تامین می کند و تامین این نیاز موجب شده که ما در زمینه سیاسی بتوانیم در مواجهه با کشورهایی چون مصر  ، در موضع خوبی قرار بگیریم .

شایان ذکر است ؛دولت باکو تاکنون هیچ واکنشی در مقابل موضع سفیر رژیم صهیوینستی مبنی بر تعلق جمهوری آذربایجان به صهیونیستها نشان نداده است! چندی پیش الهام علی اف رییس دولت باکو گفته بود ؛ روابط دولت باکو با اسراییل همانند کوه یخی است که نود درصد آن زیر آب قرار دارد و از چشم عموم مخفی است.اما با دستگیری برخی تروریستهای دخیل در ترور دانشمندان هسته ای ایران ، فاش شد که یکی از موارد پنهانی روابط دولت باکو با رژیم صهیونیستی همکاری در ترور دانشمندان هسته ای ایران است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمدامین بادکوبه ای  | 

انتشار مجله ایران شمالی

 

شماره تازه مجله « ایران شمالی » منتشر شد.

 

شماره تازه مجله « ایران شمالی » ، شماره 13 و 14 در 172 صفحه و با مقالات متنوع  پژوهشی – تاریخی ، سیاسی ، ادبی و خبری  منتشر شد.

در شماره تازه « ایران شمالی » مقالات ارزنده ای از جمله مقالات ذیل  :

-          شکوفایی هویت شیعی آذری های قفقاز به قلم سردبیر

-          سلام بر مردم عزیز آذربایجان ( از بیانات امام خمینی ره )

-          از عهدنامه ترکمانچای تا دفاع مقدس ( از بیانات مقام معظم رهبری )

-          شاه اسماعیل ؛ استقرار حکومت شیعه از دریای سیاه تا خلیج فارس ( محمد آذری )

-          نبردهای روس – ایران و شکل گیری عهدنامه نگین گلستان و ترکمانچای ( دکتر جلیل نائبیان )

-          جوادخان قاجار ، مرزبان شهید ایران ( محمدطاهری خسروشاهی )

-          هسته های مقاومت در ارسباران در مقابل بیگانگان ( حسین دوستی )

-          تلاش دولت باکو برای قطع روابط آذری های قفقاز با آذری های ایران ( گزارش )

-          صهیونیسم و تجارت انسان در ایران شمالی ( انقلاب صادق اف )

-          پان آذریسم ( آذربایجانجی لیق ) و سیاست مسجد ستیزی ( عارف محمدزاده )

-          دوری و نزدیکی ؛ مساله این است  ( ناصر همرنگ )

-          فیلسوف ناشناخته ؛ زندگی نامه آیت الله سیدحسین بادکوبه ای از اساتید معروف  فقه و فلسفه و تفسیر و استاد علامه طباطبایی  ( محمد الوانساز )

-          بدر شروانی ، شاعر رنگین سخن  ( ابوالفضل رحیم اف )

-          صدای شاعران نخجوان ( جلال محمدی )

-          شیدای وطن ؛ نگاهی به زندگی و شعر استاد یحیی شیدا (جواد زارع )

-         خط لوله باکو - تفلیس - جیهان یا خط لوله  باکو - اردبیل - جیهان ؟

 و  ...

درج شده است.

شایان ذکر است نشریه ایران شمالی  از سال 1385 منتشر میشود . انتشار این مجله ، حرکتی نو و تاثیر گذار در حوزه فرهنگ ایران و قفقاز  بخصوص منطقه ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) به شمار می رودکه با استقبال گسترده مردم آذربایجان و بخصوص نخبگان و نویسندگان و پژوهشگران  روبرو شد. مقامات  باکو و گروهکهای ضد ایرانی نسبت به انتشار این نشریه  واکنش نشان داده و مطالب علیه این نشریه منتشر کردند. اخیرا نیز یکی از مقامات باکو ( فردی به نام یعقوب محمود اف   نماینده پارلمان و نویسنده داستان تخیلی ضد ایرانی « آتا یوردو » ) از انتشار مجله  ایران شمالی ابراز نگرانی کرد.

 مجله ایران شمالی ، نشریه ایست  مردمی و غیر دولتی که با حمایتهای علاقمندان منتشر میشود.

شماره 13 و 14 مجله ایران شمالی در اردبیل ، تبریز ، ارومیه و ... توزیع شده است.

نشریه از همکاری عموم اهل قلم استقبال میکند.

 مقالات و مطالب خود را به ایمیل ایران شمالی 

 

Shimal8iranim@yahoo.com

یا به دفتر هفته نامه « چشمه اردبیل » در شهر اردبیل ، یا به نشانی « تبریز – ص پ 1988 -51385

 ارسال فرمایید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمدامین بادکوبه ای  | 

گوشه ای از تاریکخانه زندگی دکتر جواد هیئت

 

ماه پشت ابر پنهان نمی ماند!

نگاهی به وصیت نامه دکتر جواد هیئت عضو سازمان جهانی فراماسونری

(متن کامل مقاله )

·      *  عارف مسلمی کلخوران

 

دکتر جواد هیئت، اخیرا متنی را در قالب وصیت نامه در یک نشریه محلی  ارومیه که به تبلیغ ایده ضد اسلامی پان ترکیسم و فعالیت تبلیغی به نفع یک دولت بیگانه شهرت دارد، منتشر کرده است . بررسی این وصیت نامه سیاسی ، از آن روی ضروری است که دکتر جواد هیئت و پدرش علی هیئت از چهر ه های خاص سیاسی هستند که هر دو دهها سال از عمر خود را در خدمت رژیم پهلوی سپری کرده اند ، با این حال نسل جدید ، بخصوص نسل جدید آذربایجانی ها ، اطلاعات جامعی از زندگی و فعالیتهای این دو چهره ندارند . به نظر میرسد دکتر جوا د هیئت هرگز مایل نبوده ، اطلاعات جامعی از زندگی خود و پدرش را در اختیار مخاطبان قرار دهد و علیرغم اینکه بیش از سی سال است ، در پرتو آزادیهای حاصل از استقرار نظام اسلامی در ایران ، نشریه « وارلیق » را منتشر می سازد ، هرگز در این نشریه اطلاعات خاصی از زندگی و فعالیتهای خود و پدرش را منتشر نکرده است.

بررسی این وصیت نامه برای پژوهشگران و بخصوص جوانان هوشیار آذربایجان می تواند بسی آموزنده باشد، چرا که طی سالهای گذشته، شبکه ای از عناصر چپگرای زمان شاه (عناصر وابسته به شوروی) که بعد از فروپاشی شوروی، نقاب پان آذریسم و وقومگرایی بر چهره زده اند و از سوی برخی دستگاه های اطلاعاتی همسایه  و انسوی آبها کارگردانی و حمایت  میشوند تلاش کرده اند، با ابزار تبلیغ، چهره ویژه ای از آقای جواد هیئت ترسیم کرده و جایگاهی فرهنگی برای وی  تعریف کنند!

دکتر جواد هیئت در وصیت نامه ، خود را اینگونه معرفی می کند:

"اینجانب دکتر جواد هیئت فرزند مرحوم علی هیئت متولد 1304 شمسی در تبریز، مقیم تهران، استاد سابق جراحی دانشگاه آزاد اسلامی و عضو ایرانی آکادمی جراحی پاریس و مدیر و سردبیر مجله فرهنگی فارسی – ترکی وارلیق بدینوسیله خلاصه عقاید خودم را به شرح زیر... می نگارم"

جناب دکتر محترم در این بیوگرافی مختصر، فقط برخی سوابق خود را که مربوط به بعد از انقلاب اسلامی ( مثلا تدریس در دانشگاه آزاد و سردبیری نشریه و...) متذکر می شود، در حالی که دکتر محترم در سال 1357 (سال پیروزی انقلاب اسلامی) 53سال داشته است و طبیعی است که مخاطبان بخواهند بدانند وی در زمان رژیم پهلوی چه فعالیتهایی داشته است ؟ دکتر محترم درباره سوابق و عملکرد خود طی سالهای قبل از انقلاب اسلامی، حتی یک کلمه نیز مرقوم نفرموده است. علت اصلی این مسئله آن است که اگر مسوولیت ها و عملکرد خود در دوره رژیم پهلوی را به درستی مرقوم می داشت، دیگر نمی توانست با شعارهای پوچ قومگرایانه و تظاهر به طرفداری از زبان آذربایجانی و امثال آن، برخی جوانان ساده را در دام تبلیغات خود و رفقای خارجی اش گرفتار سازد.

اگر جناب دکتر که در نشریات دولتی باکو و عناصر بیگانه گرا در داخل  « جراح  - تورکولوژ - سردبیر - نژادشوناس -و غیره » خوانده می شود  اشاره می فرمود که در زمان شاه، رییس بیمارستان شهربانی بوده است، گوشه ای از شخصیت واقعی وی برملا می شد. در زمان شاه، شهربانی (پلیس) در سراسر ایران تنها یک بیمارستان اختصاصی داشت که در تهران واقع بود. این بیمارستان علاوه بر اینکه به نیروهای پلیس رژیم شاه خدمات درمانی ارایه می داد، تنها مرکز امن درمانی بوده که پلیس و سازمان امنیت و اطلاعات شاه (ساواک)، نیروهای مخالف را که زیر شکنجه یا در درگیری با ماموران شاه زخمی می شدند، به این مکان منتقل می کردند. افرادی از چهره های مبارز و حساس ضد رژیم شاه نیز اگر در زندان بیمار می شدند، به بیمارستان شهربانی منتقل می گردیدند. بیمارستان شهربانی، تنها بیمارستانی بود که ارایه اینگونه خدمات ویژه را به پلیس و ساواک و "کمیته مشترک ضد خرابکاری" عهده دار بود. در این بیمارستان، ماموران شهربانی و ساواک، از مبارزین زخم دیده و از افرادی که حتی در حال مرگ بودند، بازجویی می کردند و در صورت لزوم ، افراد زخمی و صدمه دیده را  در بیمارستان تحت شکنجه های وحسیانه قرار می دادند تا به اطلاعات آنها  دست یابند. روشن است که ریاست چنین بیمارستانی که در واقع یک مرکز امنیتی بود، بایستی به فردی سپرده می شد که کاملا در خدمت رژیم شاه و مورد اعتماد و تایید دستگاه امنیتی رژیم باشد و این فرد، کسی نبود جز جناب آقای دکتر جواد هیئت!

پنهانکاری دکتر جواد هیئت درباره سوابق خود، منحصر به نهانسازی سی سال خدمت به رژیم پهلوی در امور مختلف سیاسی - امنیتی  نیست. وی خود را عضو آکادمی جراحی پاریس، معرفی کرده و این حاکی از آن است که نامبرده با وجود کهولت سن، دچار آلزایمر و مرض فراموشی نشده است، با این حال درباره عضویت خود در یکی از مهمترنی و معروفترین سازمانهای اطلاعاتی و استعماری جهان حتی یک واژه مرقوم نفرموده است!

"فراماسونرها و روتارین ها و لاینزهای ایران" عنوان کتابی است که از سوی یک مرکز رسمی یعنی "مرکز اسناد انقلاب اسلامی" ایران به سال 1377 منتشر شده است. این کتاب حاوی اسامی فراماسونرهای ایرانی است که تا سال پیروزی انقلاب (1357) به عضویت این سازمان جهانی استعماری و اطلاعاتی در آمده و در آن فعالیت داشته اند. در صفحات 489 و 696 نام دکتر جواد هیئت به عنوان عضو این سازمان اطلاعاتی و استعماری درج شده است. دکتر جواد هیئت با درجه "فراماسونری" در این سازمان عضویت داشته است. همانگونه که گذشت، کتاب یاد شده از سوی یک مرکز رسمی کشور منتشر شده است.

دکتر جواد هیئت نه  به عضویت خود در سازمان استعماری و اطلاعاتی فراماسونری اشاره کرده و نه از فعالیت های خود در این سازمان چیزی نوشته است. برای مخاطبان جالب است که بدانند دکتر جواد هیئت چه فعالیت هایی در ارتباط با این سازمان در روزگار پهلوی داشته است و ارتباط وی بعد از انقلاب با این سازمان اطلاعاتی و استعماری چگونه بوده است!؟ البته آگاهان می دانند که سازمان استعماری فراماسونری،‌ تنها سازمانی است که اعضای آن هرگز خاطرات و عملکرد خود را منتشر نمی کنند. اگر چه تاکنون بسیاری از اعضای سازمانهای اطلاعاتی مانند سیا،  ک.گ.ب، موساد و... خاطرات خود را منتشر کرده اند، اما هرگز حتی یک نفر از اعضای سازمان فراماسونری خاطرات خود را منتشر نکرده است؟ آیا دکتر جواد هیئت نیز مانند اعضای وفادار سازمان فراماسونری عمل کرده و نمی خواهد گوشه ای از اسرار این سازمان استعماری آشکار شود؟ جواد هیئت اگر واقعا هنوز در سازمان اطلاعاتی - استعماری فراماسونری عضویت ندارد کمترین انتظار این است که صادقانه به عضویت در این سازمان اعتراف کرده و خاطرات و اطلاعات خود را از این سازمان مخوف استعماری منتشر سازد تا مردم بدانند استعمارگران از چه شیوه ها و شگردهایی برای استمرار حیات رژیم ضدانسانی پهلوی استفاده می کردند و سازمان فراماسونری چه نقشی در بکارگیری سرمایه های انسانی کشور در راستای تامین منافع استعمارگران و غارت منابع کشور داشته است.

اطلاعات و خاطرات جواد هیئت از سران و مقامات رژیم پهلوی نیز که با آنها همکاری و همراهی داشته در صورت انتشار میتواند بسیار جالب باشد.

 دکتر جواد هیئت مرقوم داشته است:

"خلاصه عقاید خودم را برای بازماندگانم و جامعه ایرانی می نگارم تا در مورد افکار و عقاید من دچار اشتباه و انحراف نشوند[!!؟]"

جواد هیئت درباره سالهای طولانی از زندگی خود از جمله همکاری موثر امنیتی با رژیم پهلوی، عضویت در سازمان اطلاعاتی و استعماری فراماسونری، همکاری با ساواک در اداره برخی انجمن های مرتبط با خارج از کشور و...حتی یک جمله نیز مرقوم نداشته و در واقع کوشیده است این سوابق را پنهان کند تا مردم شخصیت و عملکرد و عقاید واقعی وی را ندانند. با این حال مدعی است که منظور او از نگاشتن "خلاصه عقاید خود" آن است که دیگران درباره عقاید و افکار وی دچار اشتباه نشوند!

در واقع هدف جواد هیئت از نگاشتن گوشه های قابل قبول و ارایه اطلاعات معمولی از زندگی خود و نهان ساختن بخش های عظیم از فعالیتهای دهها ساله خود، چیزی جز فریب مخاطب نمی تواند باشد . ارایه اینگونه اطلاعات در واقع تلاش برای تکمیل ساختن ماسکی است که با زدن آن بر چهره خود، شخصیت واقعی وی به عنوان عنصری از عناصر رژیم پهلوی و فردی وابسته به سازمان استعماری فراماسونری، پنهان میشود و چهره خاصی  از وی ترسیم میشود؛ چهره ای که مقبول طبع همه واقع گردد!

جواد هیئت در ادامه افزوده است:

"من در زندگی فردی و اجتماعی تا حد زیادی پیرو پدرم (مرحوم علی هیئت) بوده و از او بسیار چیزها آموختم و او را نمونه کامل برای خودم قرار دادم.

من معتقد به خدای یگانه و دین اسلام هستم و سالهای زیادی در فراگرفتن آن کوشیده ام. البته معلومات پایه از پدرم بوده..."

متاسفانه دکتر جواد هیئت ، پدرجان خود یعنی علی هیئت را در وصیت نامه معرفی نکرده است تا مردم وی را نیز بشناسند.فقط به « مجتهد ! » بودن پدرش ، اشاره کرده است ! چیزی که می تواند چهره ای مثبت درذهن و فکر مخاطب مسلمان از « علی هیئت » ترسیم کند !

علی هیئت از کارگزاران فعال رژیم پهلوی بوده و در دوره حکومت رضاشاه و محمدرضا شاه نیز جزو مقامات مورد توجه این رژیم بوده است. مطالعه خاطرات آقای مجتهدی درباره فرقه دمکرات که به کوشش رسول جعفریان منتشر شده و نیز کتاب احمد کسروی درباره قیام شیخ محمد خیابانی که به کوشش کاتوزیان منتشر گردیده، حاکی از آن است که علی هیئت نیز ابتدا مانند احمد کسروی در لباس روحانیت بوده است. علی هیئت از مریدان و پیروان احمد کسروی بوده است. جواد هیئت نیز خود را پیرو علی هیئت معرفی میکند . یعنی با عنایت به اینکه علی هیئت پیرو کسروی بوده و جواد هیئت نیز خود را پیرو علی هیئت معرفی می کند ، در واقع جواد هیئت نیز پیرو احمد کسروی است ! احمد کسروی و علی هیئت هر دو از مخالفان سرسخت شیخ محمد خیابانی بوده اند و به همین علت نیز شیخ محمد خیابانی بعد از مخالفت قهرمانانه با قرار داد ننگین 1919 وثوق الدوله -که کشور را در اختیار بیگانگان قرار می داد- و بر افراشتن پرچم قیام آزادیخواهانه در تبریز، احمد کسروی و علی هیئت را از تبریز تبعید کرد. در واقع حضور این دوتن در تبریز خطری برای قیام شیخ محمد خیابانی به شمار می رفت که وی مجبور شد این دو تن را از تبریز بیرون براند. این دو تن به تهران رفته و در تهران به جوسازی علیه شیخ محمد خیابانی پرداختند و حکومت را علیه شیخ تحریک کردند. علی هیئت  ابتدا همانند کسروی لباس روحانیت به تن داشت ، اما همانند احمد کسروی لباس روحانیت را از تن به در آورد و ریش خود را تراشید و وارد دستگاه رضاشاه پهلوی شد و مسوولیت های بالای قضایی به وی سپرده شد. علی هیئت در دوره محمدرضا شاه به وزارت دادگستری نیز رسید. علیرغم اینکه در حکومت دکتر محمد مصدق وزیر دادگستری بود، بعد از کودتای 28مرداد، به عنوان استاندار ایالت بزرگ فارس تعیین شد. در این دوره که قشقایی ها قیام کرده بودند، علی هیئت تلاش گسترده ای برای فرونشاندن قیام سامان داد.

علی هیئت تا سن 75سالگی همچنان در منصب های حکومتی رژیم پهلوی فعالیت می کرد. و این حاکی از وابستگی شدید او به رژیم پهلوی می تواند باشد. با این توضیحات می توان مقصود واقعی دکتر جواد هیئت را از جمله "من در زندگی فردی و اجتماعی تا حد زیادی پیرو پدرم بوده ام" درک کرد!

همانگونه که علی هیئت در خدمت رژیم پهلوی بوده، دکتر جواد هیئت نیز در پیروی از پدرش تا پیروزی انقلاب اسلامی در خدمت رژیم خودکامه و ضد اسلامی پهلوی بوده است.

این پدر و پسر عمری در خدمت رژیم ضد اسلامی پهلوی بوده اند و با این حال دکتر جواد هیئت می نویسد: "من معتقد به خدای یگانه و دین اسلام هستم"

آری، معاویه و ابن ملجم و یزید و ابن زیاد و کسانی که شخصیت هایی مانند شهید مدنی و شهید دستغیب را کشتند، خود را مسلمان و معتقد به خدا معرفی می کردند. کسی که حقیقتا معتقد به خدای یگانه و دین اسلام باشد، باید اعمال او نیز اعمالی باشد که با اصول و احکام اسلامی در حد قابل قبولی منطبق باشد .آیا اعمالی مانند فعالیت در تحکیم پایه های رژیم ضد اسلامی و استبدادی پهلوی، عضویت و فعالیت در سازمان استعماری فراماسونری با عقیده به خدای یگانه و دین اسلام سازگار است؟

جواد هیئت در ادامه مرقوم داشته است: "من با تمام وجودم معتقد به استقلال، تمامیت ارضی و پیشرفت ایران هستم، خودم را ایرانی می دانم و ایران را وطن عزیز خود می شمارم. در اینجا باید کمی توضیح بدهم[!] ... من ایرانی را دوست دارم و برای آن جانفشانی می کنم (آرزو می کنم) که مردم آن دارای حقوق مساوی و خوشبخت باشند. برادری و برابری عملا هم از ارکان ملیت ما می باشد. من حاکمیت یک قوم بر دیگر اقوام را قبول ندارم... من به مردم و ملت ایران افتخار می کنم بدون خود بزرگ بینی و شوونیزم! در ایران اقوام مختلف با زبانها و ویژگی های مختلف زندگی می کنند... من یک آذربایجانی ترک و یا ترک زبان هستم. ترک و ترک زبان و ترکی هر سه مقوله فرهنگی هستند، بنابراین با هم فرقی ندارد..."

جواد هیئت می نویسد: "انسان با زبان مادری می اندیشد و اندیشه خود را با آن زبان بیان می کند و یا می نویسد. اگر بخواهد به زبان دیگری سخن بگوید و یا بنویسد، باید اندیشه خود را به آن زبان ترجمه کنند"!؟

اینجاست که جواد هیئت به مبحث اصلی خود یعنی همان بحث ترک گرایی (پان ترکیسم) می پردازد و وارد مساله اصلی یعنی قوم گرایی و تفرقه اندازی در جامعه اسلامی می شود که در این باره هم اصلی ترین بهانه، سوژه زبان مادری است.

بررسی این سطور از وصیت نامه پیر فراماسونر،‌جالب به نظر می رسد، او نوشته که با تمام وجود معتقد به استقلال، تمامیت ارضی و پیشرفت ایران است! همچنانکه خود را معتقد به خدای یگانه و دین اسلام معرفی کرد، اما در عمل خود و پدرش عمری در خدمت رژیم ضد خدایی و ضد اسلامی پهلوی بودند. جواد هیئت خود را معتقد به اسلام معرفی کرد، اما در سازمان استعماری فراماسونری که در استیلای غرب بر مسلمانان نقش مهمی دارد، عضویت داشته است . نیز خود را معتقد به استقلال و تمامیت ارضی و پیشرفت ایران معرفی کرده و در عباراتی شگفت انگیز می نویسد: "ایرانی را دوست دارم و برای آن جانفشانی می کنم" به راستی واژه "جانفشانی" از واژه هایی است که با شخصیت و زندگی کسانی مانند علی هیئت و جواد هیئت بیگانه است. هشت سال جنگ بر این مملکت تحمیل شد و کسانی مانند جواد هیئت غرق در ناز و نعمت و ثروت و رفاه در امنترین و خوش آب و هواترین نقطه تهران، خوش می گذراندند و هرگز برای جانفشانی حتی برای روزهایی معدود به جبهه های جنگ نرفتند ، شاید هم ما خبر نداریم و آقای جواد هیئت در کسوت یک بسیجی گمنام به جبهه رفته و در خط مقدم نبرد، در راه استقال و حفظ تمامیت ارضی ایران جانفشانی فرموده است!‌این از ادعای جانفشانی وی!...

جواد هیئت که مدعی جانفشانی در راه استقلال و تمامیت ارضی و پیشرفت ایران است، بعد از انقلاب اسلامی و در سایه آزادی فراهم آمده از خون صدها هزار شهید، با فعالیت های سیاسی در قالب و پوشش فرهنگ و مطبوعات، در راستای اهداف سازمان استعماری فراماسونری حرکت خود را ادامه داده و در راه تفرقه افکنی قومی، تضعیف وحدت ملی و خدشه به تمامیت ارضی فعالیت کرده است.

نشریه بی مایه "وارلیق" که جواد هیئت صاحب امتیاز و مدیر آن است. طی سی سال گذشته، در مسیر تبلیغ قومگرایی و پان ترکیسم و تبلیغ چهره های ضد ایرانی فعالیت داشته است. این نشریه در بسیاری از شماره های خود از عبارت جعلی جغرافیایی که توسط عناصر ضد ایرانی در باکو به عنوان نامی برای آذربایجان ایران ابداع شده و متعلق به ادبیات تجزیه طلبان وابسته است  ، استفاده کرده است و با همه اینها جواد هیئت خود را فردی مدافع استقلال و تمامیت ارضی ایران معرفی می کند!

اگر واقعا جواد هیئت معتقد به اسلام است چرا هرگز در نشریه « وارلیق » که طی بیش از سی سال در سایه آزادیهای حاصل از خون هزاران فرزند رشید اسلام در اختیار وی بوده  به نشر معارف اسلامی با اقداماتی مانند انتشار مقالات درباره صدها موضوع اسلامی همچون تاریخ اسلام - حیات ائمه اطهار علیهم السلام - فلسفه اسلامی - زندگی نامه های چهره های علمی اسلامی - ادبیات آیینی و عاشورایی - مهدویت - علوم قرآنی و...  نپرداخته است ؟ اما هر شماره از این نشریه ضداسلامی سرشار از مطالب قومگرایانه و تفرقه افکن بین ملت اسلام است و در اغلب شماره های آن مطالبی منتشر میشود که جز القای « ایده های پان ترکیستی » به مخاطب غایتی ندارد...حال اینکه همین نشریه تاکنون میلیاردها ریال از بیت المال مسلمین به صورت کاغذ - فیلم و زینک - و یارانه نقدی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران دریافت کرده است ؟

جواد هیئت با این کارنامه سیاه، از همکاری با دستگاه امنیتی پهلوی تا عضویت در فراماسونری و فعالیت تبلیغی علیه وحدت ملی و اتحاد مسلمین و تلاش در راستای تفرقه افکنی با انتشار نشریه "وارلیق"، می نویسد: "من حاکمیت یک قوم بر دیگر اقوام را قبول ندارم..." به عبارت روشن   ، او با این ترفند و بازی با سوژه زبان مادری، از حاکمیت یک قوم بر اقوام دیگر در ایران سخن می گوید! همان ایده ای که تئوریسین ها و کارگزاران ضد ایرانی در باکو و آنکارا و مراکز ویژه واشنگتن و لندن و رسانه های آذری زبان آمریکا و انگلیس آن را مورد توجه قرار داده اند تا میان ملت بزرگ ایران با سوژه قومیت مرزبندی و خط کشی و تفرقه افکنی کنند.

تاکید جواد هیئت بر زبان مادری و ایجاد تقابل بین زبانهای قومی و محلی با زبان ملی و رسمی و تاریخی کشور نیز همان ترفندی است که از سوی رسانه های وابسته به دستگاه های اطلاعاتی بیگانه و مراکز پژوهشی آنها پیگیری می شود.

ایجاد اختلاف بین اقوام مسلمان از مهمترین راهبردهای استعمار است. و در این راستا، از ابزاری مانند زبان قومی، فرهنگ های محلی و... بهره برداری می شود. بدینگونه که زبان قومی یا عناصر فرهنگی قومی مانند موسیقی و حتی سرزمین قومی را در تقابل با زبان ملی و عناصر فرهنگ ملی و حتی سرزمین ملی و میهن عمومی یک ملت قرار داده و اقوام را علیه همدیگر تحریک می کنند تا بحران و برادرکشی بین اقوام مسلمان ایجاد شود و استعمار بتواند استیلای خود را بر جوامع اسلامی ادامه دهد.

جواد هیئت تحصیلات طبی دارد و هرگز درباره تاریخ ، زبان ، شعر و ادب، سیاست ، قوم شناسی ، جغرافیا ، ژورنالیسم و رشته های متعدد مربوط به این علوم در هیچ مدرسه و دانشگاهی درس نخوانده است ، اما وانمود می کند که از این مسایل معلوماتی دارد و حتی با کمال خامی نظریه نیز ارایه میکند ، نظریه ای که اهل درس و دانش را به خنده وا میدارد ، او می نویسد : « من یک آذربایجانی ترک و یا ترک زبان هستم. ترک و ترک زبان و ترکی هر سه مقوله فرهنگی هستند، بنابراین با هم فرقی ندارد . » !!

در اینجا باید از زبان جناب مولوی سخن گفت که :

آن یکی شیر است اندر بادیه

وان یکی شیر است اندر بادیه !

  جواد هیئت می پندارد که با کشیدن شکل مار ، مخاطب را فریب داده است ، حال اینکه در واقع خود را فریب داده و مخاطب فرهیخته به ریش وی می خندد! چنانکه جناب مولوی می فرماید، بین شیر و شیر، و بادیه و بادیه فرق فراوان است و اصلا از جنس هم نیستند ، اگر چه رسم کلماتشان همانند است ! جواد هیئت تصور کرده که « ترک و ترک زبان و ترکی با هم فرقی ندارند ، چون هر سه مقوله  فرهنگی هستند ! »

جناب دکتر جراح قلب با این جمله حد اعلای سواد خود را در مباحث تخصصی نشان داده است : « ترک و ترک زبان و ترکی هر سه مقوله فرهنگی هستند، بنابراین با هم فرقی ندارد..."

یعنی اگر کودک آذری مسلمان در میان ارامنه یا روس بزرگ شود و زبان کاربردی او زبان ارمنی یا روسی باشد و زبان ملی خود (مانند فارسی ) و زبان مادری خود ( آذربایجانی یا به قول دوختور هیئت ترکی ) را نداند بنا بر این او دیگر ارمنی یا روس محسوب میشود ! زیرا محور هویت انسان از نگاه جناب دوختور " زبان " است... که در اینصورت بایستی به ریش دوختور محترم و رفقایش خندید . چرا که در اینصورت کسانی که در امریکا و کانادا و هند و پاکستان و... زبان مادری شان " انگلیسی " است بایستی انگلیسی محسوب شوند نه امریکایی و هندی و پاکستانی و...

با مثالی دیگر موضوع روشنتر می شود : درایران دو قوم ترکمن و آذربایجانی هستند که بنا به تعریف عوامانه دکتر جواد هیئت هر دو ترک بوده و فرقی با هم ندارند ، زبانشان هم ترکی است و ترک زبان هستند . درحالی که با اندکی تحقیق روشن میشود که میان این دو قوم تفاوت های گسترده ای وجود دارد . این دو قوم که به قول دکتر جواد هیئت هیچ فرقی با هم ندارند طرز زندگی ، جهان بینی ، مذهب ، آداب و رسوم ولباس و خوراک و در یک کلمه فرهنگ قومی  و مذهبی جداگانه و متفاوتی از هم دارند . این تفاوت چنان است که تاکنون کمتر و شاید نتوان دید که پسر آذربایجانی با دختر ترکمن و یا برعکس ازدواج کنند در حالی که ازدواج میان آذربایجانی ها با کسانی که زبان مادری متفاوتی دارند - مانند فارسی - بسیار معمول است . جواد هیئت می پندارد که چون آذربایجانی را میتوان ترک زبان گفت و از سویی باور دارد و مینویسد که ترک و ترک زبان و ترکی هیچ فرقی با هم ندارند بنا براین نتیجه اینکه فرقی میان ترک ترکیه  و  اویقورهای چینی و آذربایجانی های ایرانی وجود ندارد و این یعنی وحدت فرهنگی ترکها به زعم خام نظریه پردازان پان ترکیسم و پیروان آنها از جمله دکتر هیئت ! اینان تصور می کنند که با محور قرار دادن زبان قومی در تبلیغات می توانند در زندگی واقعی مردم نیز « زبان » را محور تصمیم گیری مردم قرار دهند و اندیشه و ارزشهای انسانی و اخلاقی را که با دین پدید آمده و با دین پایدار مانده اند از جایگاه محوری در زندگی مردم آذربایجان یا دیگر اقوام حذف کنند .

 جواد هیئت نیز همین مسیر را ادامه داده و از نوشتن دروغهای بزرگ پرهیز نمی کند می نویسد: "انسان با زبان مادری می اندیشد و اندیشه خود را با آن زبان بیان می کند و اگر بخواهد به زبان دیگری سخن بگوید و یا بنویسد، باید اندیشه خود را به آن زبان ترجمه کند!"

 

این سخنان جواد هیئت که برگرفته از مطالب تبلیغاتگران و تئوریسین های کشورهای استعماری است، دروغی آشکار و اهانتی به انسانهاست. انسان از چنان استعدادی برخوردار است که می تواند با هر زبانی که آن را آموخته، اندیشه خود را بیان کند و حرف بزند و بنویسد. بسیار مضحک و مسخره است که تصور کنیم استاد سید محمد حسین شهریار، شاعر ملی ایران، که آثار ماندگاری به زبان ملی مان یعنی زبان فارسی خلق کرده، ابتدا به زبان آذری یا آذربایجانی یا ترکی آذری فکر کرده و اندیشیده و سپس ترجمه افکار خود را به زبان فارسی به شعر درآورده و این شعرهای ترجمه شده ، توانسته است در شعر معاصر ایران و در زبانهای فارسی و آذربایجانی ، جایگاه برتر را از آن خود کند!

اینگونه سخنان که توسط دکتر جواد هیئت نوشته میشود حاکی از آن است که نامبرده تعریف اندیشه و زبان را نمیداند.اندیشه جوهر انسان است . همان که مولوی فرموده است : ای برادر  ! تو همه اندیشه ای . اندیشه جوهر وجودی انسان است در حالی زبان فقط در حد ابزار و وسیله است. چنین است که حتی افراد فاقد زبان و کر و بی سواد و فاقد قوه نوشتن نیز می توانند بیاندیشند. بسیار مضحک است که کسی بگوید انسان اول با زبان مادری اندیشه کرده و بعد از آن اندیشه خود را از زبان مادری به زبان دیگر بیان می کند و بنا بر این اگر کسی فاقد زبان و لال باشد نمی تواند اندیشه کند !

بیسوادی و نا آگاهی دکتر جواد هیئت و امثال وی از این همین جمله " انسان با زبان مادری می اندیشد ! " به صورت انکارناپذیری روشن می شود. از همین جمله که جزو جملات کلیدی قوم پرستان جاهل است مشخص می شود که اینان نه تنها تعریف حقیقی زبان را نمی دانند که اندیشه و انسان را نیز نمی شناسند.

زبان چیزی جز وسیله  گفتگو نیست و البته نیز تنها وسیله برای گفتگو نمی باشد. چنانکه انسانهای محروم از زبان  به وسیله حرکات دست و ... با همدیگر گفتگو  می کنند یا از طریق نوشتن . زبان منحصر به انسان نیست. زبان رنگ نیز زبانی است که انسانها با آن می توانند با همدیگر گفتگو کنند. زبان نور نیز چنین است . استفاد از زبان نور از طریق خودرو در حد معینی بین اسنانها رایج است . زبان نماد و نشانه نیز زبان دیگریست و...

جواد هیئت در زندگی شخصی خود نیز به حرف زدن به زبان مادری صادق نبوده است ! و دوستانش می دانند که وی در خانه و با همسر و فرزندانش به زبان ملی یعنی زبان فارسی گفتگو می کند !

آری چنانکه تئوریسین های یهودی و اروپایی ایده های ضد اسلامی مانند پان ترکیسم، پان ایرانیسم، پان عربیسم، پان آذریسم، پان کردیسم و... را ابداع کرده و در میان ملل و اقوام اسلامی ترویج و تبلیغ کردند و می کنند، جزئیات این ایده ها مانند محور قرار دادن زبان قومی و مادری یا رقص بومی و موسیقی و غیره را در جوامع اسلامی ترویج می کنند تا این آموزه های تفرقه افکنانه و ضد انسانی را جایگزین آموزه های اسلامی کنند.

جواد هیئت بعد از تکرار سخنان تئوریسین های غربی درباره زبان و القای قومگرایی به مخاطب، بار دیگر برای تطهیر خود و ترسیم سیمایی قابل قبول از خود می نویسد: "من با هر جور استعمار چه خارجی و چه داخلی مخالفم" این در حالی است که عملکرد دکتر جواد هیئت چه در دوره حکومت شاه و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به روشنی گواه آن است که نامبرده دروغ می گوید. اگر وی با استعمار داخلی و خارجی مخالف بود، چرا ده ها سال از عمر خود را در خدمت رژیم پهلوی که نماینده شناخته شده استعمار آمریکا بود، سپری کرد؟ چرا به همکاری با نهادهای امنیتی رژیم خونریز پهلوی پرداخت؟ چرا به عضویت سازمان استعماری و اطلاعاتی فراماسونری درآمد؟ و چرا بعد از انقلاب نیز در راستای اهداف استعمار – که از جمله آنها ترویج قومگرایی و مخالفت با انقلاب اسلامی است- فعالیت کرد.

مجله وارلیق علاوه بر اینکه نشریه ای در راستای تحقق اهداف سازمان فراماسونری و استعمارگران است، به عنوان پوششی برای فعالیت شبکه ای از عناصر وابسته به بیگانگان مورد استفاده قرار گرفته است. ارتباطات مستمر جواد هیئت با برخی دولتهای استبدادی و خودکامه خارجی مانند دولت باکو بر کسی پوشیده نیست. این دولت، رکورد تخریب مساجد را به نام خود ثبت کرده است. زندانهای این دولت پر از جوانان مسلمان آذربایجانی است که بزرگترین خواسته آنها، آزادی حجاب و آموزش قرآن و اجرای احکام اسلامی است. نوکری دولت باکو برای استعمار آمریکا و صهیونیسم جهانی بر کسی پنهان نیست، این دولت، جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) را در اختیار آمریکا و صهیونیسم قرار داده است. جواد هیئت طی سالهای گذشته، مدتهای متمادی در هتل های اختصاصی این دولت در باکو سپری کرده و حتی به دیدار و خدمت رئیس خودکامه این دولت شتافته است، و این دولت استعماری، به پاس خدمات جواد هیئت، تصویر وی را در کتاب ضد ایرانی "آتایوردو" (کتاب درسی دولت باکو) چاپ کرده است!

ااینگونه است که جواد هیئت، عضو شهربانی (پلیس) رژیم شاه، همکار کمیته مشترک (کمیته مشترک ساواک و شهربانی) عضو سازمان معروف فراماسونری و عضو چند تشکل خارجی دیگر، خود را "مخالف اسعتمار داخلی و خارجی" معرفی می کند!

اما ماه پشت ابر پنهان نمی ماند!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمدامین بادکوبه ای  | 

تلاش نمایندگان مجلس برای الحاق جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) به وطن

 

دامه حمایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی از برگزاری همه پرسی در ایران شمالی

به دنبال گسترش حمایتهای  مردمی و رسانه ای از برگزاری  رفراندم در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان )، نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز به این حرکت تاریخی پیوسته  اند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ،طرح برگزاری  همه پرسی در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) درباره تعیین سرنوشت این منطقه  که با انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای  و به زور از خاک ایران جدا شده ، نخستین بار توسط  منصور حقیقت پور نماینده مردم قهرمان اردبیل در مجلس شورای  اسلامی  ارایه شد . نماینده اردبیل از دولت باکو خواست ، برای پایان دادن به هر گونه مناقشه سیاسی درباره سرنوشت این منطقه جدا شده از خاک ایران ، همه پرسی با نظارت گروههای مردمی در ایران شمالی برگزار شد و مردم ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) ، نظر خود را از طریق صندوقهای رای گیری به دو موضوع  ، تشکیل نظام جمهوری اسلامی  یا پیوستن دوباره به  ایران ابراز کنند و این همه پرسی مبنای تصمیم گیری درباره سرنوشت این منطقه جدا شده از خاک ایران باشد.

دولت باکو با مسکوت نهادن موضوع برگزاری رفراندم  ، به تلاشهای ضد ایرانی خود از جمله برپایی نشست عناصر تجزیه طلب ضد ایرانی و ماموران اطلاعاتی بیگانه در باکو اقدام کرد. به دنبال تداوم شیطنتهای دولت باکو ، طرح برگزاری رفراندم در ایران شمالی ، به صورتی شفافتر از سوی مدیر مسول روزنامه کیهان ارایه شد که در رسانه های ایران و باکو با بازخورد گسترده ای مواجه شد.

حمایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی موضوع  برگزاری رفراندم در ایران شمالی  را اهمیت بیشتری بخشیده است. کمال الدین پپرموذن نماینده مردم اردبیل  در مجلس شورای اسلامی ، از تلاش برای تهیه طرحی برای بازنگری در قرار دادهای ننگین گلستان و ترکمانچای در مجلس شورای سالامی خبر داد.

وی افزود : نمایندگان آذربایجان در مجلس این طرح را پیگیری می کنند

طرح بررسی  عهدنامه های ننگین و تحمیلی گلستان و ترکمانچای - که به جدایی شیعیان قفقاز از ایران منجر شده -  خبری بود که چند ماه پیش از سوی نماینده  مردم ارومیه در مجلس منتشر شده بود. نادر قاضی پور اینب ار با قاظعیت بیشتری در یانب اره سخن گفت . وی در نطق میان دستور خود در صحن مجلس شورای اسلامی گفت : ما نمایندگان مجلس شورای اسلامی به دولت باکو هشدار می دهیم که اگر دست از شرار برندارد، عهدنامه های نگین گلستان و ترکمانچای در مجلس به بحث و بررسی گذاشته خواهد شد.

 نماینده ارومیه با حمایت از طرح برگزاری همه پرسی در ایران شمالی برای تعیین تکلیف نظام حکومتی و ماجرای الحاق مجدد این منطقه به ایران گفت : اگر سران آران و شروان در ادعاهای خود ( عدم رغبت اهالی  منطقه برای پیوستن به ایران ) صادق اند ، اجازه بدهند  موضوع الحاق ایالتهای  از ایران جدا شده ی آن منطقه به همه پرسی اهالی گذاشته شود .

 

قاضی پور افزود : نتیجه این همه پرسی برای همه معلوم است ؛ و همه میدانند که مردم این منطقه  برای پیوستن به ایران اسلامی رای میدهند.

 

 
شایان ذکر است طی روزهای گذشته مقامات و رسانه های دولت باکو با واکنشهای اضطراب آمیز درباره پیشنهاد نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای اسلامی ، تلاش کردند تابا ارایه تفسیرهای انحرافی از موضوع مانند دخالت ایرانی ها در امور داخلی باکو ، موضوع برگزاری رفراندم در ایران شمالی را به حاشیه براند ،  این در حالی است که اقشار مختلف مردم که از حکومت استبدادی ، فقر اقتصادی شدید ، استیلای بیگانگان بخصوص  امریکا و صهیونیسم بر دولت باکو  و غارت منابع سرشار نفت کشور ، گسترش مراکز فساد وفحشا و... به تنگ آمده اند ، از پیشنها د نمایندگان  آذربایجان در مجلس شورای اسلامی برای برگزاری رفرندم و پیوستن به وطن اصلی خود ایران استقبال می کنند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمدامین بادکوبه ای  | 

نشریات ضد ایرانی چگونه منتشر میشوند؟

 

انتشار نشریات ضد وحدت ملی با مجوز و

حمایت وزارت ارشاد ادامه دارد!

 

 

انتشار نشریات ضد وحدت ملی، قومگرا و تفرقه افکن  که در دوره اصلاحات رونق گرفته و از حمایتهای یارانه ای وزارت ارشاد نیز برخوردار بود ، انتظار میرفت که در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد پایان یابد ، اما در سایه بی توجهی های  برخی مدیران کل وزارت ارشاد در استانها و مرکز، انتشار اینگونه نشریات ضد وحدت ملی و تفرقه افکن همچنان ادامه دارد و گزارشها حاکی از آن است که اینگونه نشریات ضدوحدت ملی و تفرقه افکن که در هیچ کشوری

به آنها اجازه انتشار داده نمی شود ، حتی از حمایتهای مالی (یارانه  ای ) وزارت ارشاد برخوردارند تا راحت تر و با فراغ بال افزونتر بتوانند در راستای قومیت گرایی و تضعیف وحدت و امنیت ملی تلاش کنند!

ترویج قومیت گرایی و تجزیه طلبی در قالب نشریات محلی از شیوه های رایج برای ایجاد زمینه های برادر کشی های قومی در کشورهای هدف است که توسط دولتهای بیگانه بخصوص سازمانهای اطلاعاتی انجام می شود. اینگونه نشریات در واقع ، طرحها و پروژه های سازمانهای اطلاعاتی بیگانه را که اصلی ترین هدف آن ، تضعیف و تخریب وحدت ملی و ایجاد زمینه های لازم برای اغتشاشات و برادرکشی های قومی است ، اجرا می کنند.

نشریه بیگانه گرای معروف ، چاپ ارومیه، که در سال 1384 بعد از سالها فعالیت در راستای ترویج قومگرایی و پان ترکیسم ، تضعیف وحدت ملی و فعالیت واضح به نفع یک دولت بیگانه و ضد اسلامی ، توسط هیات نظارت بر مطبوعات ، امتیازش لغو شده بود، دوباره منتشر می شود! این نشریه همچنان به فعالیتهای ضد ایرانی خود ادامه میدهد و در شماره تازه خود(شماره 511) شعری از یک شاعر ضد روحانی معروف قفقاز درج کرده که معنای بیت اول آن چنین است:« مرد هر چه گریه کند ، بی غیرت می شود. چنانکه ایران گریه کرد و بی غیرت شد ... » این نشریه و برخی نشریات مشابه آن درمناطق مختلف بخصوص در ارومیه با انتشار مطالب به ظاهر تاریخی بر مبنای تاریخ نگاریهای پان ترکیسم، تاریخ ایران را تحریف و به سود پان ترکیسم مصادره می کنند. اینگونه نشریات بیگانه گرا و ضد وحدت ملی با انتشار مطالبی جهت داردرباره زبان های محلی ، تاریخ و... تلاش میکنند ، به احساسات قومی دامن زده و با ایجاد شکاف و اختلاف بین اقوام ایرانی ، نقشه های بیگانگان را پیاده کنند.

تبلیغ چهر ه های بیگانه گرا ، تفرقه افکن ، عناصر چپگرای سابق(شوروی گرا ) و انتشار مطالب اینگونه افراد در قالب مطلب تاریخی و مصاحبه و غیره از دیگر اقدامات ، نشریات بیگانه گرای محلی است.اینگونه نشریات با سیاهنمایی از وضعیت آذربایجان در قیاس با دیگر مناطق کشور یا با سوژه های مختلف مانند دریاچه ارومیه در راستای « ایجاد نارضایتی قومی » تلاش می کنند.

طیف نشریات بیگانه گرای محلی ضدوحدت ملی در آذربایجان که در دوره اصلاحات سازماندهی و فعال شدند ، دارای گستره های توزیع متفاوت بوده و اغلب سعی دارند مناطق آذری نشین را پوشش دهند. ایجاد نارضایتی بین مردم آذربایجان با استفاده از عناصر قومی ، و فعالیت در پوشش مطبوعات برای نیل به این هدف از جمله شیوه های فعالیت مطبوعات محلی بیگانه گرا و ضدوحدت ملی است .برخی از اینگونه نشریات به طور مستمر در راستای تامین منافع یک دولت ضد اسلامی همجوار فعالیت دارند و مناسبتهای تقویم کاری آن دولت را نیز پوشش می دهند.

 

اما سوال اصلی این است که چرا با اینگونه نشریات که با فعالیتهای سیاه خود عناصر هویتی و موجودیت ملت ایران یعنی وحدت ملی و تمامیت راضی را هدف گرفته اند ، برخورد جدی نمی شود ؟ بدیهی ترین  وظیفه ادارات کل ارشاد در این باره چیست ؟ وزارت ارشاد و اداره کل مطبوعات ، چرا در این باره ساکت است و نه تنها ساکت ، که با اختصاص یارانه از نشریات ضد وحدت ملی حمایت هم میکند؟! آیا فرد یا افرادی در ادراه کل مطبوعات داخلی به عنوان کارشناس یا غیره هستند که از اینگونه نشریات حمایت کرده و وضعیت آنها را به اطلاع مدیر کل یا مسولان ذیربط نمی رسانند؟ استانداران به عنوان بالاترین مسول امنیتی استانها در این زمینه چه مسولیتی دارند ؟ و سایر نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و...

شایان ذکر است ؛ روزنامه آذربایجان، در شماره مورخ 8 مرداد 91 ، گزارشی با عنوان « حمایت مالی وزارت ارشاد از نشریات تجزیه طلب و ضد وحدت ملی » منتشر کرد ، انتظار میرفت انتشار این گزارش ، واکنشی از سوی وزارت ارشاد نسبت به مطبوعات محلی بیگانه گرا و ضد وحدت ملی را در پی داشته باشد ،اما با گذشت چندین ماه از انتشار این گزارش هشدار دهنده ، برخی نشریات شناخته شده ی ضد وحدت ملی بخصوص در ارومیه همچنان منتشر می شوند؟

بی توجهی به موضوع « تجزیه قومی » توسط وزارت ارشاد به حوزه مطبوعات محلی محدود نمی شود ، متاسفانه وضع حوزه کتاب نیز در این زمینه نگران کننده است. کتابهایی با مجوز ارشاد منتشر می شود که درآنها تاریخ کشور به نفع دیدگاههای ضدوحدت ملی و تجزیه طلبانه مصادره می شود ، یا کتابهایی در قالب رمان و ... منتشر شده اند که درآنها تلاش شده ، چهره منفور و سیاه گروهکهای تجزیه طلب و وابسته به بیگانه ( مانند گروهک فرقه دمکرات آذربایجان ) تطهیر و تبلیغ شود . کتابهایی منتشر میشود که در آنها از اسامی جعلی جغرافیایی برای آذربایجان ( مشابه خلیج ع ر ب ی ) استفاده می شود و...

در هر حال در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ، قابل پیش بینی است که فعالیتهای نشریات ضدوحدت ملی افزایش خواهد یافت ، به راستی مسول تداوم انتشار اینگونه نشریات تفرقه افکن و قومگرا  که در هیچ کشوری به آنها اجازه انتشار داده نمی شود  چه کسی یا چه کسانی هستند ؟ هر گونه فعالیت تبلیغی ، اثرگذاری ویژه خود را در افکار عمومی و مخاطبان دارد و خسارتهای خاص خود را ایجاد می کند ، مسول خسارتها و تبعات ناشی از تبلیغ قومگرایی و تجزیه طلبی توسط نشریات مجوز دار و مورد حمایت مالی ، و کتابهای مجوز دار از وزارت ارشاد ، چه کسانی هستند؟ با عنایت به تداوم روند انتشار نشریات و کتابهای ضد وحدت ملی ، و عدم توجه اساسی یا توفیق وزارت ارشاد دراین باره ، آیا توجه مراکز تصمیم گیری تخصصی کشور مانند شورای  امنیت ، شورای عالی امنیت ملی یا مجلس شورای ملی و... ضروری  نیست ؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمدامین بادکوبه ای  | 

مطالب قدیمی‌تر